چو مغرورانِ بیمنطق نگو از عشق بیزارم ؛
که ناگه میزند بر دل شگرد او شبیخون است .. :)
هدایت شده از پلی رِفام .
Mahyar mahyar_bishtar_az_hamishe.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
خودمو که گول نمیشه بزنم ، نپریدی از سرم یذرم .. :)
رِفام .
- من خود بلایِ خویشم ، از خود کجا گریزم ؟ :) #بیدلدهلوی
میگویند آدمها از تیرِ دشمن میمیرند ، اما هیچکس نفهمید که من به دستِ عزیزترین بخشِ وجودِ خودم کشته شدم .
به دستِ کسی که روزی وقتی نامش روی زبانم میآمد ، شاخههای غرورم تا آسمان قد میکشید .
من او را دوست داشتم ؛
نه به خاطر اینکه بیخطا بود ، بلکه چون او خودِ من بود .
من به این عشق ، مثل یک دین ، مثل یک آیین نگاه کردم .
اما حالا نشستهام و میبینم همان چیزی که روزی تاجِ افتخارِ سرم بود ، همان چشمهایش ، همان آغوشش ، همان خاطراتی که مایهٔ مباهاتم بودند ، تبدیل شدهاند به شاخهایی تیز و برنده که مدام در تنم فرو میروند .
او ضربهاش را زد ؛ محکم ، بیرحمانه و عمیق .
طوری که آینهها دیگر مرا نمیشناسند .. :)
#ع_د
#ششماهویکروز