eitaa logo
رِفام .
725 دنبال‌کننده
170 عکس
4 ویدیو
0 فایل
'به نام خالق مادر"س" . -رِفام ؟! پژواکِ اصالت ، نشانی از وقارِ بی‌صدا ، نور و لطافتی که در سکوت می‌درخشد ؛🕯🌱 -محتوا ؟ فاقد کپشن cr . -پلی رِفام ؟🎧https://eitaa.com/joinchat/691471905C162f966734
مشاهده در ایتا
دانلود
رِفام .
شمعدونیای روی تراسِ آشپزخونه انگار غرقِ شکوفه شدن ، درست مثلِ دلِ من که پر شده از یادِ تو . عطرِ تو
می‌گم ؛ خیالِ قشنگی هستی ، ولی باید بری . می‌گی ؛ فیلم تموم شده ، بیا با هم برگردیم . می‌گم ؛ نه من توهم زدم .. برو ! :) تو کم‌کم محو می‌شی و منم ، ذره‌ذره آب می‌شم .. انگار که روحم داره پر می‌کشه . تمامِ دنیا خلاصه می‌شه توی این قابِ عکسِ قشنگت که کنارم مونده . بویِ تو هنوز توی هواست ، ولی دیگه نیستی که نفس بکشم . از خواب می‌پرم . باز هم کنارِ قابِ عکسِ قشنگت خوابم برده بود . :) کاش همون موقع که گفتی ؛ برگردیم ، منم باهات میومدم .. ولی الان دیگه دیره . _ یا بمیر یا برو .. و من رفتم و مردم . :)
Hamed Askari - Rafto Ghazalam (320).mp3
زمان: حجم: 3.2M
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد ..:)
رِفام .
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد ..:)
[ 0:56 ] ما ﺣﺴﺮت دﻟﺘﻨﮕﻰ و ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﻋﺸﻘﻴﻢ ؛ ﻳﻌﻘﻮب ﭘﺴﺮ دﻳﺪ ، زﻟﻴﺨﺎ ﻛﻪ ﺟﻮان ﺷﺪ . :)
چقدر زیبا از ایمان و امید می‌گه و دل‌های مرده رو با کلامش جونِ تازه‌ای می‌ده . می‌گه که ؛ تا صدای اذان از گلدسته‌ها بلنده ، ناامیدی گناه کبیره‌ست . :)✨ یعنی اینکه نگا کن رفیق ، تا وقتی خدا هست ، غصه‌ی چی رو می‌خوری ؟:)
بعد این وقفه ها و تعطیلی ها ، قسمت شد دوباره بریم و مادر "س" مارو به خونه خودش راه بده .✨️
لافِ عشق و گِلِه از یار ؟ زَهی لافِ دروغ ! عشقبازانِ چُنین ، مستحقِ هجرانند .
غیرتم آید شکایت از تو به هر کس ، درد اَحِبّا نمی‌برم به اطبا ..
وقتی عقل عاشق میشود ؛ عشق عاقل میشود ؛ آنگاه تو شهید میشوی !
در میان واژه‌ها گم شده‌ام ؛ جایی که هر جمله عطری از درد دارد و سکوت ، بلندترین فریاد من است . هر بار که قلم را بر کاغذ می‌کشم ، قلبم زخمی تازه می‌شود . کلمات می‌آیند و می‌روند ، اما هیچ‌کدام درد تنهایی‌ام را درمان نمی‌کنند . عشق من واژه‌های تو بود ، نسیمی که بر جانم می‌وزید. حالا که رفته‌ای ، حتی واژه‌ها بی‌جان‌اند ؛ انگار با تو تبعید شده‌اند .. :) در دریای بی‌پایان کلمات ، من تنها قطره‌ای‌ام که به دنبال ساحلی امن می‌گردد ، اما هرچه می‌کوشم ، بیشتر در خویش غرق می‌شوم و با این همه ، هنوز امید دارم ، شاید روزی کلمات دوباره زنده شوند و مرا از سکوت نجات دهند ..
جانِ من است او ، هی مزنیدش ؛ آنِ من است او ، هی مبریدش .. :)
چو کشته‌ی تو شوم بر مزار من بخرام ؛ که خون‌بهای من ای دوست این زیارت بس .