eitaa logo
رِفام .
1.3هزار دنبال‌کننده
308 عکس
9 ویدیو
0 فایل
'به نام خالق مادر"س" . -رِفام ؟! پژواکِ اصالت ، نشانی از وقارِ بی‌صدا ، نور و لطافتی که در سکوت می‌درخشد ؛🕯🌱 -فداییِ مولا ؛ @rahbar_ir -محتوا ؟ فاقد کپشن cr . -پلی رِفام ؟🎧 @refam_mom -اینفو رِفام ؟📚 @r
مشاهده در ایتا
دانلود
من از غم تو غزل میسرایم و آن را ؛ تو عاشقانه به گوش رقیب می‌خوانی .. :)
امروز هم .. باز آمدی . مرز میان خواب و بیداری ، دوباره با رد پای تو مخدوش شد . خواب دیدم برگشته‌ای ؛ آرام ، بی‌تکلف ، درست همان‌گونه که جهان را پیش از این واژگونی می‌شناختم . عطر تنت در هوای اتاقِ وهم‌آلودِ رویا جاری بود و من ، در آن تعلیقِ بی‌نهایت ، باور کرده بودم که گاهی زمان به عقب برمی‌گردد تا خطاهای تقدیر را پاک کند . در آن حجم از حضور ، تمامِ نبودن‌ها تکذیب شده بود . اما بیداری .. بیداری رحم ندارد !. چشم که گشودم ، ضربه‌ی بی‌رحمِ واقعیت مثل یک پتکِ سنگین بر پیشانی‌ام فرود آمد ؛ سنگین ، کوبنده و بدونِ پناه . اتاق خالی بود و وزنِ سکوت ، از دیوارهای اتاق هم تن‌خراش‌تر . جای خالی‌ات در پهنه‌ی تخت ، تنم را به لرزه انداخت و سوزشِ آن ضربه ، تا اعماق استخوانم دوید .. :)
هدایت شده از پلی رِفام .
Aboyaz4_5954155021196080275.mp3
زمان: حجم: 10.2M
دیگه غریبه ای باهام .. :)💔
دچار چشمانتم ، من را به خود باز مگردان .
برایش وطن بودم ، اما او در جبهه‌ی مخالفِ جنگ ایستاد و چیزی برایم باقی نگذاشت .
اسم خود را حذف کردم از صف اهدای عضو ؛ قلب عاشق ها که دیگر قابل پیوند نیست .. :)
رِفام .
امروز هم .. باز آمدی . مرز میان خواب و بیداری ، دوباره با رد پای تو مخدوش شد . خواب دیدم برگشته‌ای
این همان لحظه‌ی مرگِ تدریجی بود ؛ لحظه‌ای که بفهمی تمامِ جهانِ دیشبت ، تنها یک سرابِ خوش‌رنگ بوده است . با این همه ، این بار چیزی در درونِ این ویرانه تغییر کرد . من از این سقوطِ محتوم ، از این زخمِ تازه ، داستانی دیگر ساختم . این دردِ عریان و این بیدار شدنِ پر از حسرت را نه یک پایان ، که یک نشانه خواندم . نشانه‌ای از اینکه روحِ تو در این جهانِ گم‌گشته ، هنوز هم راهِ خانه‌ی مرا بلد است . این ضربه ، پتکِ نابودی نبود ؛ زنگاری بود که از روی یک باورِ کهنه پاک شد . من به این زخم ، به این حضورِ لرزان در قابِ خواب ، و به آن نخِ سرخِ سرنوشت که میان انگشتانِ ناپیدای تقدیر گره خورده و هیچ فاصله‌ای نمی‌تواند پاره‌اش کند، ایمان دارم . تو بازمی‌گردی .. من گواهم ؛ این دلتنگیِ مُؤمنانه ، خودش آغازِ یک شاهکار است . :)
دلم بدون تو غمگین و با تو افسردست ؛ چه کرده ای که ز بود و نبودت آزردست .
بویِ بی‌کَسی می‌داد ، شب‌هایم .
من عهد نوشتم تو نه بستی و نه دیدی ، من دست به قرآن زده دارم ، تو نداری .. :)
گاهی از عمد می ایستاد و از پشت پنجره تماشا میکرد ، میماند تا عذاب بکشد ، تقریبا وحشتناک ترین راه را برای دل کندن انتخاب کرده بود .. :)