eitaa logo
رِفام .
724 دنبال‌کننده
168 عکس
4 ویدیو
0 فایل
'به نام خالق مادر"س" . -رِفام ؟! پژواکِ اصالت ، نشانی از وقارِ بی‌صدا ، نور و لطافتی که در سکوت می‌درخشد ؛🕯🌱 -محتوا ؟ فاقد کپشن cr . -پلی رِفام ؟🎧https://eitaa.com/joinchat/691471905C162f966734
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از پلی رِفام .
Mohsen Chavoshi | موزیکدلMohsen Chavoshi - Wall Clock (128).mp3
زمان: حجم: 3.9M
ساعتِ دیواری ! من عزیزم رفته ، تو چرا بیداری ؟ :)
رِفام .
ساعتِ دیواری ! من عزیزم رفته ، تو چرا بیداری ؟ :)
[ 2:11 ] من نمیخواستم بره این کلافم کرده ؛ زندگیمو میدم که فقط برگرده .. :)
به قولِ ؛ کشته و مُرده به پیشت ای قمر ؛ بِه که شاهِ زندگان جایِ دگر . :)
قلب شکسته هنوز می‌تپد و حسرت می‌خورد ، اما دل بی‌تفاوت انگار از ترس خود را در پوسته سردی پنهان کرده . شاید این بی‌احساسی فریاد خاموشی باشد برای دردی که دیگر توان تحملش را ندارد . ولی در این بازی احساس ، همچنان درون هر عاشق شعله‌ای خاموش نشده ، چون عشق ، حتی در شکست زنده است و هر زخمی ، قصه‌ای برای ماندن . در نهایت ، هر دو در چرخه غم گرفتارند ؛ یکی با درد آشکار ، دیگری با سکوت سنگین . اما شاید در عمق این داستان ، هنوز هم کورسویی از عشق وجود داشته باشد ، حتی اگر در قالب حسرت یا ترس پنهان شده باشد . عشق ، حتی در شکست زنده است . پس این جمله نه تنها فریاد یک غم است ، بلکه نگاهی است به عمق انسانیت ، جایی که احساس و بی‌احساسی هر دو نوعی رقص تاریک و زیبا با هم دارند . :)
گر بیایی دهمت جان ، ور نیایی کشدم غم ؛ من که بایست بمیرم ، چه بیایی چه نیایی . :)
هدایت شده از پلی رِفام .
حسین ستودهنماهنگ آبرو بردم.mp3
زمان: حجم: 4.1M
ننه ام‌البنین به چادرت گرفتارم .. اینهمه صدات زدم مادر ، یدفعه پسر صدام کن خب . :)
تمنا از علی هم صحبتی با اوست خود ورنه ؛ شفاعت می کند پیش از علی ، ام البنین ما را .. :)
تو بمن قول داده بودی شهرزاد . :)
هدایت شده از پلی رِفام .
Mohsen Chavoshi & Sina Sarlak @RozMusic.comMohsen Chavoshi & Sina Sarlak - Fandake Tab Dar.mp3
زمان: حجم: 7.5M
تو ان عهدی که بسته بودی ؛ مگر بهر شکستن بسته بودی ؟ :)
رِفام .
تو ان عهدی که بسته بودی ؛ مگر بهر شکستن بسته بودی ؟ :)
[ 2:05 ] تو سنگین دل چرا از روز اول نگفتی ؛ دل به رفتن بسته بودی ؟ :)
بابتش‌می‌تونم ساعت‌ها تو آغوش مادرانه ی‌ حضرت ام‌البنین گریه کنم .. :)
اصلاً بگذار تلخ‌تر از این شود و ندانی که سرنوشت ، با تو چه خواهد کرد ! ولی ته دلت روشن است که روزهای شیرین و گرم هم از راه می‌رسند .. ولی چه سود از گرمایِ در راه ، وقتی که سرمای نبودنت ، استخوان‌سوز شده ؟ بگذار آسمان ببارد ، بگذار این شهر زیر آوارِ ندانستن‌های مبهم خفه شود . بگذار هر خاطره‌ی روشن ، تیغی باشد که در خیالِ نبودنت فرو رود . ما که عمریست روی لبه‌ی پرتگاهِ کاش و چه می‌شد ، ایستاده‌ایم ؛ پس بگذار این حسرت ، شیرین‌ترین سمِ این شب‌ها باشد . من به گرمای آینده‌ای باور دارم که شاید تو در آن نباشی ، و این بزرگترین غمِ دلِ روشنِ من است .. چون تمام امیدهایم ، به امید دیدنِ روی تو ختم می‌شوند ، حتی اگر آن روز ؛ دیر شده باشد . :)