eitaa logo
رفیق!🖤
61 دنبال‌کننده
335 عکس
271 ویدیو
4 فایل
«رفیق!» اینجا همه چیز از رفاقت با امام زمان (عج) شروع میشه؛ جایی که بی‌تعارف از دلتنگی‌هامون می‌گیم و برای قدم برداشتن به سمتِ آقا، هم‌سفر می‌شیم..🕊💚✨ 💬 درد و دل‌های محرمانه‌ی تو: https://abzarek.ir/service-p/msg/4111860
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️‍🔥✨ به ادعای دوستی و عشق امام زمان، کاری تمام نمی شود. آنهایی که عاشق امام زمان هستند باید از او اطاعت کنند. کدام عاشقی است که از معشوقش اطاعت نکند؟ می شود آدم عاشق کسی باشد و با او دشمنی بکند؟! _علامه‌مصباح °|🌱@refigh312
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📻 تو نماز چرا میگیم «ایاک نـعبد وایاک نستعین» ؟! چرا نمیگیم «ایاک اعبد» ؟؟! چرا جمع؟🤔 یکی از فواید نماز اول وقـت خوندن همینه! :)✨ [آیت الله مجتهدی] °|🌱@refigh312
🎊✨ موسای ما ز نسل شهنشاه خیبر است! نوری ز طیف عاطفه، موسی بن جعفر است حاجت روا شدن ز درش کار ساده است این کمترین عنایت این خانواده است..! _ ولادت آقامون، باب الحوائج، امام کاظم(ع) مبااارک!💐
🌱✨ از شیعیان و دوستان ما نیست ، كسی كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسی اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نیاتش خوب بوده، سعی كند بر آن ها بیفزاید و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نماید. _امام‌کاظم(ع) °|@refigh312
@ostad_shojaeخانواده آسمانی ۲۱.mp3
زمان: حجم: 11.4M
۲۱ ✦ خداوند در قرآن کریم " نیاز بشر به وجود اهل بیت علیهم‌السلام" را در یک فرمول ساده بیان کرده است؛↓ ☜ برای راه یافتن به باطن کتابی معصوم، نیاز به رهبری معصوم است تا آن را به انسان تعلیم دهد. 🎤 °|@refigh312
_یه روز، یه جمله‌ی کوتاه، یه آدم رو از زمین تا آسمون عوض کرد..! قصه‌ی امروز ما هم دقیقاً همینه 😌💫
روزی از روزها، توی یه خونه‌ی بزرگ، همه‌ی تفریحات و خوش‌گذرونی‌های دنیا جمع شده بود؛ صدای ساز و آواز کنیزان، رقص و عیش و نوش... اونقدر بلند بود که از بیرون هم شنیده می‌شد! 🎶🎻🥁🔥
رفیق!🖤
روزی از روزها، توی یه خونه‌ی بزرگ، همه‌ی تفریحات و خوش‌گذرونی‌های دنیا جمع شده بود؛ صدای ساز و آواز
یک روز که بازم بساط گناه برپا بود، یکی از کنیزا رفت آشغالا رو بذاره دم در که همون لحظه یه مرد زیبا و باوقار که اثر سجده روی صورتشون بود از جلوی در رد شدن. صدای شلوغی و آواز بلند بود...
رفیق!🖤
یک روز که بازم بساط گناه برپا بود، یکی از کنیزا رفت آشغالا رو بذاره دم در که همون لحظه یه مرد زیبا و
مرد ناشناس از کنیز پرسید: «صاحب این خونه، بنده است یا آزاد؟» کنیز هم با اطمینان گفت: «معلومه که آزاد و آقاست!»😌
مرد گفت: «درست گفتی! چون اگه بنده بود، از مولاش می‌ترسید و در معصیت انقدر گستاخ نمی‌شد..!» 🥀
کنیز با تعجب برگشت پیش اربابش. ارباب که وسط خوش‌گذرونی سر سفره شراب بود، پرسید: «چرا دیر کردی؟»🤨 کنیز هم داستان سؤال مرد ناشناس و جواب خودش رو تعریف کرد.🗣️