eitaa logo
رفیق!🖤
57 دنبال‌کننده
333 عکس
268 ویدیو
4 فایل
«رفیق!» اینجا همه چیز از رفاقت با امام زمان (عج) شروع میشه؛ جایی که بی‌تعارف از دلتنگی‌هامون می‌گیم و برای قدم برداشتن به سمتِ آقا، هم‌سفر می‌شیم..🕊💚✨ 💬 درد و دل‌های محرمانه‌ی تو: https://abzarek.ir/service-p/msg/4111860
مشاهده در ایتا
دانلود
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📻 تو نماز چرا میگیم «ایاک نـعبد وایاک نستعین» ؟! چرا نمیگیم «ایاک اعبد» ؟؟! چرا جمع؟🤔 یکی از فواید نماز اول وقـت خوندن همینه! :)✨ [آیت الله مجتهدی] °|🌱@refigh312
🎊✨ موسای ما ز نسل شهنشاه خیبر است! نوری ز طیف عاطفه، موسی بن جعفر است حاجت روا شدن ز درش کار ساده است این کمترین عنایت این خانواده است..! _ ولادت آقامون، باب الحوائج، امام کاظم(ع) مبااارک!💐
🌱✨ از شیعیان و دوستان ما نیست ، كسی كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسی اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نیاتش خوب بوده، سعی كند بر آن ها بیفزاید و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نماید. _امام‌کاظم(ع) °|@refigh312
@ostad_shojaeخانواده آسمانی ۲۱.mp3
زمان: حجم: 11.4M
۲۱ ✦ خداوند در قرآن کریم " نیاز بشر به وجود اهل بیت علیهم‌السلام" را در یک فرمول ساده بیان کرده است؛↓ ☜ برای راه یافتن به باطن کتابی معصوم، نیاز به رهبری معصوم است تا آن را به انسان تعلیم دهد. 🎤 °|@refigh312
_یه روز، یه جمله‌ی کوتاه، یه آدم رو از زمین تا آسمون عوض کرد..! قصه‌ی امروز ما هم دقیقاً همینه 😌💫
روزی از روزها، توی یه خونه‌ی بزرگ، همه‌ی تفریحات و خوش‌گذرونی‌های دنیا جمع شده بود؛ صدای ساز و آواز کنیزان، رقص و عیش و نوش... اونقدر بلند بود که از بیرون هم شنیده می‌شد! 🎶🎻🥁🔥
رفیق!🖤
روزی از روزها، توی یه خونه‌ی بزرگ، همه‌ی تفریحات و خوش‌گذرونی‌های دنیا جمع شده بود؛ صدای ساز و آواز
یک روز که بازم بساط گناه برپا بود، یکی از کنیزا رفت آشغالا رو بذاره دم در که همون لحظه یه مرد زیبا و باوقار که اثر سجده روی صورتشون بود از جلوی در رد شدن. صدای شلوغی و آواز بلند بود...
رفیق!🖤
یک روز که بازم بساط گناه برپا بود، یکی از کنیزا رفت آشغالا رو بذاره دم در که همون لحظه یه مرد زیبا و
مرد ناشناس از کنیز پرسید: «صاحب این خونه، بنده است یا آزاد؟» کنیز هم با اطمینان گفت: «معلومه که آزاد و آقاست!»😌
مرد گفت: «درست گفتی! چون اگه بنده بود، از مولاش می‌ترسید و در معصیت انقدر گستاخ نمی‌شد..!» 🥀
کنیز با تعجب برگشت پیش اربابش. ارباب که وسط خوش‌گذرونی سر سفره شراب بود، پرسید: «چرا دیر کردی؟»🤨 کنیز هم داستان سؤال مرد ناشناس و جواب خودش رو تعریف کرد.🗣️
ارباب پرسید: «اون مرد آخرش چی گفت؟»🧐 کنیز جواب داد: «گفت راست میگی اگه عبد بود از مولاش میترسید و این کارا رو نمی کرد..!»