🌱✨
#پاکسازی_روح
از شیعیان و دوستان ما نیست ،
كسی كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسی اعمال خود را نداشته باشد،
كه اگر چنانچه اعمال و نیاتش خوب بوده،
سعی كند بر آن ها بیفزاید و
اگر زشت و ناپسند بوده است،
از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نماید.
_امامکاظم(ع)
°|@refigh312
@ostad_shojaeخانواده آسمانی ۲۱.mp3
زمان:
حجم:
11.4M
#خانواده_آسمانی ۲۱
✦ خداوند در قرآن کریم " نیاز بشر به وجود اهل بیت علیهمالسلام" را در یک فرمول ساده بیان کرده است؛↓
☜ برای راه یافتن به باطن کتابی معصوم، نیاز به رهبری معصوم است تا آن را به انسان تعلیم دهد.
#استاد_شجاعی 🎤
#استاد_پناهیان
#آیتالله_اراکی
°|@refigh312
_یه روز، یه جملهی کوتاه، یه آدم رو از زمین تا آسمون عوض کرد..!
قصهی امروز ما هم دقیقاً همینه 😌💫
روزی از روزها، توی یه خونهی بزرگ، همهی تفریحات و خوشگذرونیهای دنیا جمع شده بود؛ صدای ساز و آواز کنیزان، رقص و عیش و نوش... اونقدر بلند بود که از بیرون هم شنیده میشد! 🎶🎻🥁🔥
رفیق!🖤
روزی از روزها، توی یه خونهی بزرگ، همهی تفریحات و خوشگذرونیهای دنیا جمع شده بود؛ صدای ساز و آواز
یک روز که بازم بساط گناه برپا بود، یکی از کنیزا رفت آشغالا رو بذاره دم در که همون لحظه یه مرد زیبا و باوقار که اثر سجده روی صورتشون بود از جلوی در رد شدن. صدای شلوغی و آواز بلند بود...
رفیق!🖤
یک روز که بازم بساط گناه برپا بود، یکی از کنیزا رفت آشغالا رو بذاره دم در که همون لحظه یه مرد زیبا و
مرد ناشناس از کنیز پرسید:
«صاحب این خونه، بنده است یا آزاد؟»
کنیز هم با اطمینان گفت:
«معلومه که آزاد و آقاست!»😌
مرد گفت: «درست گفتی! چون اگه بنده بود، از مولاش میترسید و در معصیت انقدر گستاخ نمیشد..!» 🥀
کنیز با تعجب برگشت پیش اربابش.
ارباب که وسط خوشگذرونی سر سفره شراب بود، پرسید:
«چرا دیر کردی؟»🤨
کنیز هم داستان سؤال مرد ناشناس و جواب خودش رو تعریف کرد.🗣️
ارباب پرسید:
«اون مرد آخرش چی گفت؟»🧐
کنیز جواب داد:
«گفت راست میگی اگه عبد بود از مولاش میترسید و این کارا رو نمی کرد..!»
همین یه جمله، مثل تیری نشست وسط قلب ارباب! ❤️🔥
مثل جرقه ای ، قلبش رو روشن کرد!💖
به خودش اومد و از کنیز پرسید:
«اون آقا چه ویژگی هایی داشت؟؟ کجـــا رفــت؟!😟😭»
کنیز گفت:
«به سمت مسجد حرکت می کرد..»
مولای کنیز همون لحظه سفرهی شراب رو رها کرد و بدو خودشو رسوند به آقا..🏃🏿♂
و دید بله ایشون آقا موسی بن جعفر(ع) هستند! (: ✨