#عکساتون
دوام آوردم
دوام آوردم حتی در آن لحظه که سرخی خون بر جسم خسته ام می درخشید.
حتی وقتی قطرات مذاب اشک گونه ام را می سوزاند. دستانم هم دیگر توانی نداشتند.
اما من با تمام این ها نفس های خون آلودم را بیرون می دادم.
تا آنجا که درد از چشمان محزونم چکه می کرد...
_پناهگاه