فرشته بهار دستش را بر شکوفه ها می کشید.
آسمان اما در تیرگی غرق شده بود.
او خوب می دانست که بهار دروغ بزرگی بود که پشت شکوفه های سفید پنهان شده بود.
وقتی سرما هنوز در تار و پود دنیا گره خورده.
بال های فرشته یخ زدند و او هم در زمستان غم انگیز و بی انتهای ما زندانی شد.
_پناهگاه
#خاطره
آسمانی تنها در انتظار نشسته
ابرهایش به دلتنگی می بارند
درحالی که به فراموشی خورشید ها منتهی میشود
و بعد از پاک کردن اشک هایش
تو لبخند هفت رنگی به او هدیه میکنی
همه چیز به زیبایی یک رنگین کمان به لبخند تو منتهی میشود:)
_تقدیم به 08 اردیبهشت 1404_