15 سالگی سنیه که یهو عوض میشی و دیگه کسی که قبلا بودی نیستی
دقیقا میشی همونی که فکر میکردی هیچوقت نمیشی
بعد به خودت میگی خودتی؟ همونی؟
هدایت شده از Paradox 𓂀
آه، اینجا هم زمانی درهایش بسته بود،
پنجرههایش پُرنور، اینجا هم زمانی،
اشکهایِ شمع بهانهیِ دلتنگیهایِ قلم بود...بود.
آه اینجا هم زمانی، صدایِ انتظار میآمد...میآمد.
آه دلبندم...مرا نه شاید...اما ژاکتم را میبینی؟!
همان که خاکسترِ روزهایِ فراق به رویش نشسته...؟!
آن را به تن کن... راه بازگشت، طولانیاست...!
#سیرِجریانِسیلِسرِمنِدیوانه
فرشتگان سفیدپوش شکارچیان قلب درختان سرشکسته بودند.
همان هایی که از تمام قامت پژمرده شان تنها سرخی سیبی بازمانده بود که تپش های ضعیفی داشتند.
فرشتگان سفیدپوش هرکدام به چرخی پیوستند و مامور دزدیدن یکی از آنها شدند.
برای هرکس که روزی قلبش زخمی شد و سرخی غلظت خون به سیب ها رنگ بخشید.
و فرشتگان سیب های خون آلود را از قفسه سینه درختان می چیدند و آنها برای همیشه به روح سرگردان و بی احساسی بدل شدند.
اینم یه خوشگلی نوشته
اینم یکی دیگه HASTI
اینم هست
_پناهگاه
-پناهگاه𓏲࣪.
یادش بخیر🥀
اون روز معلم ادبیات یهو اومد بالا سرمون نمیدونستیم چجوری جمش کنیم😂
-پناهگاه𓏲࣪.
27 دی 1402 23 اسفند 1403 11 تیر 1404 01 مهر 1404 10 فروردین 1405
اینا همه تاریخ شروع یک "من چه مرگمه" بزرگ بود.
-پناهگاه𓏲࣪.
اینا همه تاریخ شروع یک "من چه مرگمه" بزرگ بود.
چرا من اینجوریم اه منِ بد🚮