eitaa logo
-پناهگاه𓏲࣪.
248 دنبال‌کننده
138 عکس
11 ویدیو
0 فایل
'میتونی بارون رو به یاد بیاری؟' "Secret": @secretrin «کپی از عکسا و آهنگا آزاده اما نوشته ها نه»
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب یچیزی فهمیدم که 🍃 هایم ریخته
دنیا سهم ما نبود؛ هیچ کجای دنیا پاسخگوی تمنای احساس تعلق نیست. و سرنوشت، طوفان ویرانگر خانه آرزوهای محقری که برای خود بنا کردیم. زمان...زمان قاتل پنجره های نقره ای و درعین حال ماتِ خاطرات. همان که نفس های نم دار آنها را به یغما کشید. دوری هم بهانه ای بود برای پر کردن خلا ندیدن ها و ندیدن ها. دوری سازنده عشق های نیمه کاره و دستان به یکدیگر نرسیده بود. و امید دروغ وهم آمیزی که وجودمان را در گردباد متوهم چشم انتظاری فرو برده بود. دنیا قتلگاه بزرگی بود که با خون نفس هایش را بیرون میداد. و تمام آنها قاتلان سلاح بدست، نفس نفس زنان با چشمانی خون گرفته که برای لذت باطل قتل انتظار میکشند. و به گونه ای عشق را بو میکشند تا او را وحشیانه در نطفه خفه کنند. ما هم تماشاچی بودیم. تماشاچیانی که مرگ روح را لمس کردند اما هنوز زنده اند. هنوز زنده اند و باید ببینند. ببینند کشته شدن خاطرات و آرزوها را.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ‌رائیکاء.
هر چه‌ بیشتر می‌بینمت‌، احتیاجم‌ به دیدنت بیشتر می‌شود.
هدایت شده از جآم‌قرمز;
غرق‌شوی‌میمیری؛ چه‌در‌ "دریا" ،چه‌در‌ "رویا"
همه چیز یک دروغ بزرگ بود. دروغی به وسعت دنیا. ما عاشق میشدیم تا از دست بدهیم. دل می بستیم تا دلتنگ شویم. حسادت میکردیم و حسرت میخوردیم. قصه میساختیم و غصه میخوردیم. زیر آوار غم از اندوه کوه میساختیم. تا ابد عشق می دادیم و رنگ می باختیم... _پناهگاه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به عتیقه فروشی خاطرآت سر زدم؛ دیدم تنها "تو" را می فروشند..
گیر افتاده در خاک و خاکستر؛ میان آتشی که "حسرت" نام داشت. می سوزاند و تکرار نمیشد. پیکر خیس هیچ اشکی توانی برای خاموش کردنش نداشت و با نسیم هر نفسِ سرخ بیشتر افروخته میشد؛جهنمی از آتش مرگ نوبت برخاستن ققنوس هاست اما بال هایشان نه سوخته بلکه از انتهای روح شکسته است.
هدایت شده از 𝖫𝗈𝗏𝗂𝗒𝖺/فورندید
پایرونیکس، برای پر کردن جای اون دست به هرکاری نزن.