امشب دیگه فرض نکردم موشکها ستارهن، بلکه خود ستارهها رو دیدم و ذوق کردم و آرزوهامو در گوششون نجوا کردم⭐️ =)))
خونهای که گل داره، فقط یه جایِ سکون نیست.
یه گوشهش زندگی جریان داره. گل رشد میکنه، شاخه میده، گل میده.
انگار داره بهت یادآوری میکنه که زندگی جریان داره.
سیزده رو توی دلِ کوه، دید و بازدیدِ اقوام و گپ زدن و درست کردن جوجه و خوردن آشکشک و آشرشته، به در کردیم.
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
با یکی از اقوام نزدیک مون که سال ها شاگرد آقا مجتبی بودن در مورد خلقیات ایشون گفتگو می کردم، می گفت آقا مجتبی خیلی روی استفاده از کلمات فارسی حساس بودند مثلا در درس ها خیلی مرسوم است افراد می پرسند که استاد "آدرس" این جمله کجاست؟ ایشان میشنید ناراحت میشد و میگفت بفرمایید نشانی!
«حسین ابراهیمی»
@farsitweets
نسخهٔ خیال
با یکی از اقوام نزدیک مون که سال ها شاگرد آقا مجتبی بودن در مورد خلقیات ایشون گفتگو می کردم، می گفت
رفتم واژههای مصوب فرهنگستان رو خوندم و دیدم روم نمیشه ازشون استفاده کنم.
مسئولین مربوطهی عزیز، نمیشه برای جایگزینی معادل فارسی، بیشتر فکر کنید؟
بعضی از این واژهها فوقِ طنزه