اقتصاد نمادین احترام در محیط کار
✍ رضا رضوی؛ کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه
جمله «آدمها اگر با احترام با آنها برخورد نشود، بهترین کارشان را ارائه نمیدهند» بیش از یک شعار مدیریتی، یک واقعیت عمیق فرهنگی است. مطالعات فرهنگی به ما میآموزد که محیط کار صرفاً یک فضای تولید کالا یا خدمات نیست، بلکه یک «میدان نبرد معنایی» است که در آن هویتها، ارزشها و روابط قدرت به طور مداوم تولید و بازتولید میشوند.
در این میدان، «احترام» یک ارز نمادین کلیدی است. بیاحترامی، صرفاً یک رفتار ناپسند فردی نیست، بلکه نوعی خشونت نمادین است که فرد را از جایگاه «سوژه» (فاعل شناسا و کنشگر) به جایگاه «ابژه» (شیء یا ابزار) تنزل میدهد. وقتی با فردی با بیاحترامی برخورد میشود، پیامی که به او مخابره میشود این است: «تو، با تمام پیچیدگیها، خلاقیت و فردیتت، برای ما اهمیتی نداری؛ تنها کارکرد و خروجی تو مهم است».
اینجاست که فرد از کار خود «بیگانه» (Alienated) میشود. کار، دیگر بخشی از هویت و ابراز وجود او نیست، بلکه یک وظیفه مکانیکی برای بقا است. در چنین فرهنگی، فرد بهترین توانایی خود را که همانا خلاقیت، ابتکار عمل و تعهد عاطفی است، «حبس» میکند. چرا که ارائه این «بهترین»، نیازمند احساس امنیت هویتی و به رسمیت شناخته شدن (Recognition) است.
رسانههای سازمانی، از ایمیلهای رسمی گرفته تا لحن مدیران در جلسات، به طور مداوم در حال ساختن و تقویت این فرهنگ هستند. زبانی که افراد را صرفاً «منابع انسانی» خطاب میکند یا نقدهای غیرسازنده را در جمع مطرح میسازد، روایتی را میسازد که در آن، شأن انسانی در برابر بهرهوری سازمانی در اولویت دوم قرار دارد. در نتیجه، کارکنان نیز به این اقتصاد نمادین پاسخ میدهند: در برابر بیاحترامی، آنها با عدم ارائه بهترینِ خود، از سرمایه انسانی و عاطفیشان محافظت میکنند.
سازمانی که فرهنگ احترام را نادیده میگیرد، شاید در کوتاهمدت به اهداف کمی خود برسد، اما در بلندمدت، خلاقیت، نوآوری و مشارکت معنادار را که لازمه پویایی است، برای همیشه از دست میدهد.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
خبرنگار بدون مرز
الگوی ارشمیدس یا چرا نوابغ قربانی افراد معمولی میشوند؟
✍ رضا رضوی؛ کارشناس مسائل اجتماعی
مرگ ارشمیدس به دست یک سرباز رومی، فراتر از یک رویداد تاریخی، یک تمثیل تلخ و ماندگار از تقابلی بنیادین است: رویارویی نبوغ و جهل، آفرینش و تخریب. در آن لحظه سرنوشتساز، ارشمیدس غرق در جهان انتزاعی و بیکران دایرههایش بود—نمادی از تفکر ناب و خلاقیت سازنده. در مقابل، سرباز بینام، تجسم نیروی کور، خشونت لحظهای و ناتوانی مطلق در درک ارزش بود. شمشیری که فرود آمد، تنها به یک زندگی پایان نداد، بلکه استعارهای از پیروزی آسان و آنی «بیارزشی» بر «ارزشی» بود که برای به ثمر نشستن به عمری تفکر نیاز داشت. تراژدی بزرگتر آنجا بود که این جهل فردی، بر خرد و دستور فرماندهی آگاه (ژنرال مارسلوس) که ارزش آن گوهر یگانه را میدانست، غلبه کرد.
این رویداد، یک الگوی تکرارشونده در تاریخ جوامع بشری را آشکار میسازد: انسانهای کارآمد و خلاق، همواره در معرض فشار و تهدید افراد کمارزش قرار دارند. این پدیده از تضاد ذاتی میان دو جهانبینی نشئت میگیرد. دنیای افراد مولد بر پایه شایستگی، ساختن و نگاه بلندمدت استوار است، در حالی که منطق افراد مخرب بر حسادت، کوتهبینی، سادهانگاری و میل به پایین کشیدن دیگران بنا شده است. سیستمهای بوروکراتیک و ساختارهای اجتماعی که نوآوری را تهدیدی برای وضع موجود میبینند، اغلب به ابزاری در دست این افراد تبدیل میشوند تا افراد برجسته را سرکوب یا منزوی کنند.
داستان ارشمیدس به ما یادآوری میکند که شکنندهترین دارایی یک تمدن، ذهنهای خلاق آن است و بزرگترین تهدید برای این دارایی، نه دشمنان قدرتمند بیرونی، بلکه جهل و حسادتی است که در لایههای درونی جامعه ریشه دوانده و از طریق افراد به ظاهر بیمقدار، گرانبهاترین سرمایهها را به ورطه نابودی میکشاند. این الگوی غمانگیز، هشداری دائمی برای محافظت از نخبگان در برابر عوامزدگی و کوتهبینی است.
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder
پایان یک فرافکنی ظالمانه و پاسخی به یک سال و نیم اتهام!
لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
✍ رضا رضوی؛ فعال فرهنگی واجتماعی
🔹در طول یک سال و نیم گذشته، برخی گمان کردند که صدای انتقاد من، تنها پیشدرآمدی برای حضور در عرصه سیاستهای زودگذر شهری است. در طول یک سال و نیم گذشته، هرگاه کوشیدم با یادداشتها و کنشگریهایم، پرده از کژکارکردیها بردارم، با یک کمپین هماهنگ از سوی همان جریانات و افراد دون آنها مواجه شدم.
🔹اتهامزنیها، سمپاشیهای سازمانیافته و تهمتهای ناروا با مضامین مختلف منجمله انگیزه های سیاسی حضور احتمالی من در انتخابات شورا از پیگیری حق مردم (هرچند ایرادی هم بر این نیت نبود)، در غیاب و حضور، تنها ابزاری شده بود برای تلاش مذبوحانه ساکت کردن صدایی که نمیخواستند شنیده شود. این جماعت که همه را به کیش خود میپندارند، به جای مواجهه با حقیقت حرفهایم، ترجیح دادند با گلولههای توخالی تخریب، به حاشیهسازی بپردازند.
🔹امروز که منتظرش بودم رسید و حالا زمانش شده که صریح بگویم من برای ثبت نام در دوره هفتم شورای شهر که از ابتدا قصدی برای شرکت در این دوره آن نداشتم، ثبت نام هم نکردم.
خدا نمّام و سخنچین و تهمت زننده و غیبت کننده و دروغ گو را لعنت میکند. سیاهی این رفتار ناشیانه، بر چهرهی تمام کسانی بماند که جرأت شنیدن نقد سازنده را نداشتند و در واکنش به روشنگری، به رذالت تهمت و جوسازی روی آوردند. این هجمه کور، تنها تأکیدی بود بر درستی مسیر من که ادامه خواهد یافت.
🔹تاریخ این قضاوتها را ثبت خواهد کرد. آنچه باقی میماند، نه ادعاهای پوشالی و ظالمانه و دروغین، بلکه عملکرد واقعی است.
در محکمه عدل الهی، حقالناس ادا خواهد شد و خداوند متعال، منتقمانهتر از هر دادگاه زمینی، حقیقت را آشکار خواهد ساخت.
#لَعْنَةُ_اللَّهِ_عَلَى_الظَّالِمِينَ
#انفجار_ابلهها
🔆 کانال تحلیلی خبرنگار بدون مرز
یادداشتهای رضا رضوی
روزنامه نگار و نویسنده
@reporterwithoutborder