eitaa logo
سواد رسانه و روانشناسی
191 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.6هزار ویدیو
49 فایل
سواد رسانه یکی از نیازهای دنیای مدرن است. با سواد رسانه و شناخت اصول روانشناسی به قدرت تحلیل مسلح شوید. برای ارتباط، پیشنهاد، انتقاد و... با شناسه مدیر تماس بگیرید. مدیر: @Vavgh01 #سواد_رسانه کانال حداقل "یک روز در هفته" به روز رسانی می شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸️هفت نوع خبرجعلی کلیر واردل از سازمان «فرست درفت نیوز» که رسالت خود را مبارزه با اطلاعات جعلی و غلط در دنیای آنلاین می داند در فوریه ۲۰۱۷ هفت نوع از اخبار جعلی را برمی شمرد: ۱- هجونامه: بدون سوءنیت منتشر می شود اما قابلیت گمراه کردن افراد را دارد. ۲- ارتباط غلط: وقتی عنوان سرتیتر و تصاویر یک خبر با محتوای آن تطابق ندارد. ۳- محتوای غلط انداز: استفاده غلط انداز از اطلاعات و ارایه گمراه کننده اطلاعات به منظور بدنام کردن یک شخص یا سازمان. ۴- محتوای اشتباه: وقتی محتوای موثق با اطلاعات متنی غلط درآمیخته می شود. ۵- محتوای دغل کارانه: وقتی منابع موثق با منابع جعلی و ساختگی درآمیخته می شود. ۶- محتوای دستکاری شده: وقتی اطلاعات و تصاویر موثق به منظور گمراه کردن مخاطب دستکاری می شوند. مانند حذف بخشی از محتوای یک عکس به صورتی که معنای تصویر کاملا عوض شود. ۷- محتوای ساختگی: این محتوا به طور کامل و ۱۰۰ درصد جعلی است و به منظور گمراه کردن مخاطب و صدمه زدن ساخته شده است.
🔸️پسا حقیقت| عصری که «واقعیات» بی‌شرمانه «عقیم» می‌شوند 🔹️ پسا حقیقت از منبعی بنام «حباب اطلاعاتی» سرچشمه می گیرد که شبکه های اجتماعی آن را شکل می دهند همان چیزی که گفته شد 60 درصد امریکایی ها امروز بر فیس بوک و توئیتر متکی شده اند «پساحقیقت» حرفش این است که دوره‌ای در سپهر سیاسی آغاز شده که در آن به جای «فکت»ها و واقعیت‌های عینی «احساسات» و «باورهای شخصی» به تصمیم های افراد جهت می دهد 🔹️ «پساحقیقت» اساسا به دنبال چیست؟ به چه دردی می‌خورد؟ و ما را قرار است به تفکر در چه اموری ترغیب کند؟ ممکن است عده‌ای بر این باور باشند که این مسئله که ٢٠١٦ سال پساحقیقت یا به تعبیر ساده‌سازی‌شده فایننشال‌تایمز «سال دروغ» بوده است، فی‌نفسه چالش جدیدی پیش‌روی دموکراسی نگذارد، چه آنکه کلیشه دروغ و دنیای سیاست و سیاست‌مدارانی که به وعده‌هایشان عمل نمی‌کنند یا جامعه‌ای که برای انتخاب بین سیاست‌مدار بد و بدتر مدام در حال دست‌وپازدن است را همه خوب می‌دانیم. پس در نتیجه شاید بگوییم این چیز جدیدی نیست، اما جعبه سیاهی که پساحقیقت در پیش چشمانمان باز می‌کند خبر از تغییر ژرف‌تری در نوع مناسبات اجتماعی- سیاسی، آن‌هم در عصر اطلاعات و دانش می‌دهد. پساحقیقت از دروغ‌های آشکاری حرف می‌زند که به‌آسانی به امری «روزمره» در گفت‌وگوهای تاکسی و اتوبوس یا پشت میز شام تبدیل شده‌اند؛ دروغ‌هایی که سیاست‌مدار بدون پرداخت هیچ هزینه خاص سیاسی و اجتماعی می‌تواند در پشت تریبون‌ها و در رسانه‌های دیداری مقابل چشمان میلیون‌ها بیننده، رسا و بی‌واهمه بگوید و در پاسخ هرگونه اعتراضی به اصالت حقیقتی که او در پیش همگان برمی‌سازد، بگوید: «من آن چیزی را که در ذهنم هست، می‌گویم» و مخاطب او هم از همین صداقت عریانش خوشش بیاید و ستایشش کند. در این دنیا به‌عبارتی، «واقعیات» بی‌شرمانه «عقیم» می‌شوند و به موجودی بی‌اثر و خنثی تنزل پیدا می‌کنند 🔹️زندگی در عصری است که قوانین کلیشه‌ای تولید محتوا کمتر کارا هستند و اطلاعات بنا به خواسته مخاطب و حباب اطلاعاتی‌اش، تولید و مصرف می‌شوند. مناسبات تولید محتوا در دنیای آنلاین به‌قدری تازه و جدید هستند که گاهی مخاطب هیچ مرز و دیواری بین فکت، پروپاگاندا، شبه علم، نظر و تحلیل کارشناسی حس نمی‌کند. می‌توان فهمید که کارکرد حباب اطلاعاتی چیست. می‌توان فهمید چرا بسیاری از آمریکایی‌ها به‌ویژه ساکنان شهرهایی با سبقه لیبرال و پیوندهای وثیق به پدیده جهانی‌شدن، صبح روز بعد از انتخابات نمی‌توانستند باور کنند ترامپ، چهل‌وپنجمین رئیس‌جمهور آمریکا خواهد بود و مدام می‌پرسیدند: «یعنی چطور ممکن است؟» وجه مثبت پدیده‌هایی مثل ترامپ یا برگزیت، این است که «مخاطب امر سیاسی» نسبت به «حباب اطلاعاتی» که توانسته او را از «امر سیاسی» دور نگه دارد، آگاه می‌شود. این حیرت توأمان با آگاهی، فضای «پرسشگری» را ایجاد می‌کند و مفهوم پساحقیقت (چه درست یا نامناسب)، در این راستا توانسته و می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. اما در نهایت این ما هستیم که باید بیشتر از گذشته «سؤال» بپرسیم و پساحقیقت در این میان تنها یک بهانه است. 🔹️از خودمان بپرسیم، چه چیز باعث شد ابهت آن چیزی که تمدن معاصر به عنوان «فکت» می‌شناسد، تا این حد تنزل یابد؟ اینکه، چرا «فکت»ها امروزه کمتر مورد اعتماد مردم به عنوان مخاطب اصلی امر سیاسی قرار می‌گیرند؟ آیا ایراد از «کیفیت» آنهاست یا «تعدد» سرسام‌آور انواع شاخص‌ها و معیارها که ما را در نوع رابطه‌مان با آنچه به عنوان «واقعیت» می‌شناسیم، گیج و مبهوت‌تر می‌کند؟ یا شاید مسئله، اعتماد مردم به فکت و فرایند تولیدش نبوده و نیست، بلکه اعتماد به «متخصصانی» است که آنها را تولید می‌کنند و در اختیار دولت‌ها قرار می‌دهند؟ یا شاید مسئله حتی یک پله قبل‌تر باشد؛ یعنی مشکل از «مؤسسات» و «نهاد»هایی است که آن متخصصان را برای تولید آن فکت با سرمایه و پشتوانه سیاسی خاصی استخدام می‌کنند و دیگر مردم به آن نهادها اعتماد ندارند. یا شاید باز هم یک گام عقب‌تر و ریشه‌ای‌تر، مشکل از سایه سیــاه نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌هاست که اعتماد به «نظام حکمرانی» که آن «نهاد»ها، آن «متخصص»ها و آن «فکت»ها را درون خود حمل می‌کند، از بین برده است. سایه‌ای که اعتماد را ذره‌ذره آب می‌کند؛ مثل آب‌شدن آدم‌برفی در سرمــای زمسـتان. /احسان نبوی-پژوهشگر علم و تکنولوژی، دانشگاه هاروارد
🔸️نباید اطلاعات را کتمان کرد ✍مجید رضاییان استاد دانشگاه، پژوهشگر روزنامه نگاری درخصوص سه روزعدم اطلاع‌رسانی و پنهان کاری فاجعه سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی که یک فاجعه ملی محسوب می‌شود، لازم می‌دانم به 4 نکته مهم اشاره کنم. 1️⃣ کسب خبر در دنیای کار حرفه‌ای روزنامه نگاری، باید از منبع اصلی و نه از منبع با واسطه باشد. اگرچه از زمان ورود اینترنت به حوزه کار رسانه، در کار حرفه‌ای روزنامه‌ها، خلل ایجاد شده است، اما آژانس‌های خبری مهم دنیا و روزنامه نگاران متخصص تلاش می‌کنند تا از این اصل عدول نکنند. به‌همین علت شبکه‌های تلویزیونی مشهور و قدرتمند، گزارش‌ها و خبرهای مهم را همواره به‌صورت پخش زنده و با درج لوکیشن (live and location) از میدان واقعه پخش می‌کنند، چراکه می‌خواهند به مخاطب نشان دهند، ما همچنان به اصل انتشار خبر از منبع اصلی متکی و وفادار هستیم. 2️⃣ صحت و سقم خبر. شما وقتی در میدان یک رویداد خبری هستید، باید اطلاعاتی که دریافت می‌کنید، دارای 6 عنصر باشد، این عناصر باید در کنار هم قرار بگیرند و کامل‌کننده خبر باشند. به‌همین علت صحت و سقم خبر یک قانون است و فرقی ندارد ما در چه مقطع زمانی زندگی می‌کنیم. هم‌اکنون عصر وب هوشمند است، اما به‌هر میزان که تکنولوژی پیشرفت کرده و جلوتر برود، باید این اصل رعایت شود. 3️⃣ زمانیکه این دو اصل وجود دارد، همه از روزنامه نگاران گرفته تا افرادی که به منبع اطلاعات دسترسی دارند مثل دستگاه‌های دولتی، باید نسبت به این دو اصل وفادار باشند. به عبارتی خبرنگار فقط نباید با چند تماس بگوید که پاسخی نداده‌اند. او باید در خبر یا گزارش خود بنویسد که این افراد حاضر به پاسخگویی نشدند، این یک کار حرفه‌ای است، جدا از اینکه نباید تنها به یک منبع متکی بود. 4️⃣ اگر این 3 اصل مهم رعایت نشود، ما در شرایطی زندگی می‌کنیم که نمی‌توانیم را کتمان کرده یا پنهان کنیم و جلوی خبررسانی را بگیریم، چنین چیزی امکانپذیر نیست، چون رسانه از بین می‌رود و اعتماد به رسانه‌ها به صفر می‌رسد. پیامد چنین اتفاقی غیر قابل تصور است. درباره انتشار اخبار در شبکه‌های اجتماعی باید گفت که در این شبکه‌ها خبر تولید نمی‌شود، آن چه دیده می‌شود، بخشی از حقیقت، و البته باز نشر اخبار است. مخاطب نیز بر همین مبنا دست به قضاوت می‌زند و اعتماد به رسانه‌ها از بین می‌رود. بنابراین تبعات منفی آن بیشتر از اطلاع‌رسانی است. اما زمانیکه اطلاع‌رسانی در شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند، شما به‌عنوان یک روزنامه نگار حرفه‌ای باید با حضورتان این فضا را مدیریت کنید. در شبکه‌های اجتماعی حضور بیشتر مساوی با دیده شدن است. درحقیقت شما می‌توانید با اطلاع‌رسانی صحیح جلوی انتشار و حتی شایعه‌سازی را بگیرد، اما ابتدا باید به این 4 نکته توجه کنید/روزنامه ایران