Abedin
:
🖤 روایت من، دوستانم و راهی که انتخاب کردم
من عابدینم؛ کسی که دوست دارد فقط تماشاگر نباشد، بلکه چیزی بسازد که دیده شود، حرفی برای گفتن داشته باشد و اثری از خودش باقی بگذارد.
مسیر من از علاقه به محتوای مذهبی، ویدیو، ریلز، مستند، مداحی، سرود، پادکست و کارهای رسانهای میگذرد؛ مسیری که شاید همیشه آسان نباشد، اما قرار نیست با اولین سختی متوقف شوم.
در کنار این مسیر، آدمهایی هم هستند که هرکدام به شکلی بخشی از خاطرات و تجربههای من شدهاند؛ بعضیها رفیقاند، بعضیها هممسیر، بعضیها باعث خنده و بعضیها باعث شدهاند چیزهای تازهای درباره رفاقت یاد بگیرم.
عرفان محمدیان، که با نام «روال» شناخته میشود، از کسانی است که میشود با او راحت حرف زد.
سید سجاد حسینی، امیر محمد امامینژاد، محمد مهدی امامی و مهدی مهرآبادی هم هرکدام جای خودشان را در خاطرات این جمع دارند.
در کنار اینها، سعید عینآبادی، حمیدرضا چمنی، سبحان جباران، متین دهنوی، امیرعلی لطفی، علی حبیبی، امیرعلی نهبندانی مقدم و امیرمحمد معینیفر هم بخشی از داستان این جمع هستند، با شخصیتها، اختلافنظرها و خاطراتی که هرکدام رنگ متفاوتی به این مسیر دادهاند.
اما یک نفر هم هست که برای من فقط یک اسم در فهرست نیست؛ حاج محمد رسول دهقانی، مربیای که در این مسیر کنار بچهها بوده و حضورش بخشی از این جمع را ساخته است.
من هنوز اول راه هستم. شاید امروز همه چیز آنطور که میخواهم پیش نرود، شاید بعضی رفاقتها تغییر کنند و بعضی آدمها از کنارمان دور شوند، اما یک چیز را نمیخواهم از دست بدهم: هدفم را.
میخواهم یاد بگیرم، بسازم، تجربه کنم، اشتباه کنم و دوباره بلند شوم؛ از یک ویدیوی ساده تا یک مستند، از یک پادکست تا یک پوستر، از یک ایده کوچک تا ساختن یک رسانه واقعی.
این پوستر فقط یک تصویر نیست؛ بخشی از داستان من است.
داستان پسری که میخواهد با ایمان، تلاش، خلاقیت و امید جلو برود و روزی به گذشته نگاه کند و بگوید:
> «من منتظر ساختهشدن آینده نماندم؛ خودم برای ساختنش قدم برداشتم.» 🌱🔥
و در تمام این مسیر، یک جمله برایم میماند:
«هرگز نهراسیم از نامردمی دشمن؛ راهی که با ایمان آغاز شود، با ناامیدی تمام نمیشود.» 🖤✨