❄️تظاهر به دوست داشتن، سخت است. روزی شروع به دوست داشتن واقعی میکنید، و متوجه نمیشوید چه هنگام، تظاهر را متوقف کرده اید.
📕 #هرگز_بال_پرواز_نخواستیم
✍ #ونسا_دیفن_باخ
#تیکه_کتاب
⚜#کتابخانه
⚜#کافه_کتاب
⚜#دانلود_رایگان
⚜#ڦﯡﺮﯡاﺮډ_ﯧاډټ_ڼﺮﻬ
✧༺♥༻∞
@reserverCafe
@reserverCafe
˚*∞༺♥༻✧
کتاب :هزار_خورشید_تابان
نویسنده :خالد_حسینی
درباره کتاب:
رمان هزار خورشید تابان، تاریخچه ای کم نظیر از سی سال تاریخ افغانستان و داستانی به شدت تأثیرگذار درباره ی خانواده، دوستی، ایمان و رستگاری ناشی از عشق است. جنگ، فقدان و سرنوشت، زندگی دو شخصیت اصلی داستان با نام های مریم و لیلا را، با یک نسل فاصله ی سنی و عقایدی کاملا متفاوت در مورد عشق و خانواده، به هم گره می زند. همزمان با تحمل خطرات فزاینده ی دور و اطرافشان[چه در خانه و چه در خیابان های کابل] بین این دو نفر رابطه ای خواهرانه و حتی در مواقعی، مادرانه شکل می گیرد. این رابطه، نه تنها سرنوشت این دو زن، بلکه مسیر زندگی نسل بعدی شان را هم تغییر خواهد داد. خالد حسینی، با تعلیق و نیرویی تکان دهنده، به خوبی نشان می دهد که چگونه عشق یک زن به خانواده اش، می تواند او را به سوی ایثاری قهرمانانه و شوکه کننده سوق دهد و این که در نهایت، عشق و یا حتی خاطره ی عشق، کلید امید و جان به در بردن از شرایط سخت است. رمان هزار خورشید تابان، موفقیتی بزرگ و داستانی فراموش نشدنی، تأثیرگذار و مهیج از دوره ای دشوار، رابطه ای نامحتمل و عشقی فناناپذیر است.
⚜#کتابخانه
⚜#کافه_کتاب
⚜#دانلود_رایگان
⚜#ڦﯡﺮﯡاﺮډ_ﯧاډټ_ڼﺮﻬ
✧༺♥༻∞
@reserverCafe
@reserverCafe
˚*∞༺♥༻✧
hitler08.mp3
زمان:
حجم:
13.7M
(بخش هشتم )
امپراطوری_هیتلر
✍گیل بی . استوارت
ترجمه: مهدی حقیقت خواه
نشر : ققنوس
گوینده:فرید حسینی
⚜#کتابخانه
⚜#کافه_کتاب
⚜#دانلود_رایگان
⚜#ڦﯡﺮﯡاﺮډ_ﯧاډټ_ڼﺮﻬ
✧༺♥༻∞
@reserverCafe
@reserverCafe
˚*∞༺♥༻✧
ظهر بخیر گفتن😍
فنجانت را بياور☕️
عصر بخيرهايم دم کرده اند
ميخواهم سرگل آنها را🍭
بـرايـت بريـزم ،
نوش جان کنی💞
⚜#کتابخانه
⚜#کافه_کتاب
⚜#دانلود_رایگان
⚜#ڦﯡﺮﯡاﺮډ_ﯧاډټ_ڼﺮﻬ
✧༺♥༻∞
@reserverCafe
@reserverCafe
˚*∞༺♥༻✧
#پارت_اول
🔹شکایت کرد روزی دیده با دل
🔹که کار من شد از جور تو مشکل
✨ترا دادست دست شوق بر باد
✨مرا کندست سیل اشک، بنیاد
🔸ترا گردید جای آتش، مرا آب
🔸تو زاسایش بری گشتی، من از خواب
❄️ز بس کاندیشههای خام کردی
❄️مرا و خویش را بدنام کردی
🌙از آن روزی که گردیدی تو مفتون
🌙مرا آرامگه شد چشمهٔ خون
🦋تو اندر کشور تن، پادشاهی
🦋زوال دولت خود، چندخواهی
🕊چرا باید چنین خودکام بودن
🕊اسیر دانهٔ هر دام بودن
🌿شدن همصحبت دیوانهای چند
🌿حقیقت جستن از افسانهای چند
🐚ز بحر عشق، موج فتنه پیداست
🐚هر آن کو دم ز جانان زد، ز جان کاست
🍃بگفت ای دوست، تیر طعنه تا چند
🍃من از دست تو افتادم درین بند
🍄تو رفتی و مرا همراه بردی
🍄به زندانخانهٔ عشقم سپردی
⭐️مرا کار تو کرد آلوده دامن
⭐️تو اول دیدی، آنگه خواستم من
🔥به دست جور کندی پایهای را
🔥در آتش سوختی همسایهای را
💞مرا در کودکی شوق دگر بود
💞خیالم زین حوادث بی خبر بود
⚡️نه میخوردم غم ننگی و نامی
⚡️نه بودم بستهٔ بندی و دامی
💥نه میپرسیدم از هجر و وصالی
💥نه آگه بودم از نقص و کمالی
#شعر_شاعر
#پروین_اعتصامی
⚜#کتابخانه
⚜#کافه_کتاب
⚜#دانلود_رایگان
⚜#ڦﯡﺮﯡاﺮډ_ﯧاډټ_ڼﺮﻬ
✧༺♥༻∞
@reserverCafe
@reserverCafe
˚*∞༺♥༻✧
#پارت_دوم
🌈ترا تا آسمان، صاحب نظر کرد
🌈مرا مفتون و مست و بی خبر کرد
💫شما را قصه دیگرگون نوشتند
💫حساب کار ما، با خون نوشتند
🌟ز عشق و وصل و هجر و عهد و پیوند
🌟تو حرفی خواندی و من دفتری چند
🌱هر آن گوهر که مژگان تو میسُفت
🌱نهان با من، هزاران قصه میگفت
🦢مرا سرمایه بردند و ترا سود
🦢ترا کردند خاکستر، مرا دود
🦚بساط من سیه، شام تو دیجور
🦚مرا نیرو تبه گشت و تو را نور
💗تو، وارون بخت و حال من دگرگون
💗ترا روزی سرشک آمد، مرا خون
🌾تو از دیروز گویی، من از امروز
🌾تو استادی درین ره، من نوآموز
💕تو گفتی راه عشق از فتنه پاک است
💕چو دیدم، پرتگاهی خوفناک است
♦️ترا کرد آرزوی وصل، خرسند
♦️مرا هجران گسست از هم، رگ و بند
☄مرا شمشیر زد گیتی، ترا مشت
☄ترا رنجور کرد، اما مرا کشت
🪐اگر سنگی ز کوی دلبر آمد
🪐ترا بر پای و ما را بر سر آمد
🍀بتی، گر تیر ز ابروی کمان زد
🍀ترا بر جامه و ما را به جان زد
✨ترا یک سوز و ما را سوختنهاست
✨ترا یک نکته و ما را سخنهاست
🐟تو بوسی آستین، ما آستان را
🐟تو بینی ملک تن، ما ملک جان را
🌱ترا فرسود گر روز سیاهی
🌱مرا سوزاند عالم سوزِ آهی
#شعر_شاعر
#پروین_اعتصامی
⚜#کتابخانه
⚜#کافه_کتاب
⚜#دانلود_رایگان
⚜#ڦﯡﺮﯡاﺮډ_ﯧاډټ_ڼﺮﻬ
✧༺♥༻∞
@reserverCafe
@reserverCafe
˚*∞༺♥༻✧
کتاب :ببر_سفید
نویسنده :آراویند_آدیگا
درباره کتاب:
کتاب ببر سفید با معرفی یک استعداد ادبی بزرگ، داستانی با ظرافتی درخشان، تعلیقی برجسته و اخلاقیاتی سوال برانگیز است که توسط راوی حساس، مسحورکننده و بی نظیر خود روایت می شود. ببر سفید در در این داستان، مرد هندی و روستایی تنگدستی به اسم بالرام هالوای است. جاه طلبی و بلندپروازی این شخصیت، او را به قله ی تجارت هند می رساند. با انتشار خبر سفر قریب الوقوع نخست وزیر چین به شهر بنگلور، بالرام برای او نامه ای می نویسد و در آن، چگونگی تغییر شرایط و تجربه اش در تبدیل از یک راننده و خدمتکار به یک خانواده ی ثروتمند هندی را شرح می دهد. بالرام معتقد است که زندگی او، مثالی بسیار خوب برای فهم تناقض ها و پیچیدگی های جامعه ی هند است. رمان ببر سفید، بسیار بلندپروازانه، دارای دیدی وسیع، داستانی بسیار بدیع و شخصیتی منحصر به فرد است. این رمان در عرصه ی بین المللی به موفقیت های بسیاری دست یافته و به عنوان اولین اثر نویسنده، بسیار درخشان و تأثیرگذار است.
⚜#کتابخانه
⚜#کافه_کتاب
⚜#دانلود_رایگان
⚜#ڦﯡﺮﯡاﺮډ_ﯧاډټ_ڼﺮﻬ
✧༺♥༻∞
@reserverCafe
@reserverCafe
˚*∞༺♥༻✧