ترسم که اشک درغم ما پرده در شود...
✨
وین راز سربه مهربه همه عالم سمرشود..
حضرت حافظ🍃
کافه کتاب
ترسم که اشک درغم ما پرده در شود... ✨ وین راز سربه مهربه همه عالم سمرشود.. حضرت حافظ🍃
دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت
جان مژده دادهام که چو جان در بر آرمت
کافه کتاب
دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت جان مژده دادهام که چو جان در بر آرمت
تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد
وجود نازکت آزرده ي گزند مباد
(حضرت حافظ)
کافه کتاب
تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد وجود نازکت آزرده ي گزند مباد (حضرت حافظ)
دستی که در فراق تو میکوفتم به سر
باور نداشتم که به گردن درآرمت
کافه کتاب
دستی که در فراق تو میکوفتم به سر باور نداشتم که به گردن درآرمت
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
دلم خون شد از اين افسرده پاييز
✨
از اين افسرده پاييزِ غــــــــم انگيز
(فريدون مشيري)🍃
کافه کتاب
دلم خون شد از اين افسرده پاييز ✨ از اين افسرده پاييزِ غــــــــم انگيز (فريدون مشيري)🍃
زِ شور عشق ندانم کجا فرار کنم !
چگونه چاره ي اين جان بيقرار کنم !
(فريدون مشيري)
کافه کتاب
زِ شور عشق ندانم کجا فرار کنم ! چگونه چاره ي اين جان بيقرار کنم ! (فريدون مشيري)
میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب
الصَبوح الصَبوح یا اصحاب
کافه کتاب
میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب الصَبوح الصَبوح یا اصحاب
بيا بشنو از ايــــــــن زيرو بــــــم چنگ
که گويدشيشه خواهد خورد بر سنگ
«فريدون مشيري »