دلم خون شد از اين افسرده پاييز
✨
از اين افسرده پاييزِ غــــــــم انگيز
(فريدون مشيري)🍃
کافه کتاب
دلم خون شد از اين افسرده پاييز ✨ از اين افسرده پاييزِ غــــــــم انگيز (فريدون مشيري)🍃
زِ شور عشق ندانم کجا فرار کنم !
چگونه چاره ي اين جان بيقرار کنم !
(فريدون مشيري)
کافه کتاب
زِ شور عشق ندانم کجا فرار کنم ! چگونه چاره ي اين جان بيقرار کنم ! (فريدون مشيري)
میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب
الصَبوح الصَبوح یا اصحاب
کافه کتاب
میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب الصَبوح الصَبوح یا اصحاب
بيا بشنو از ايــــــــن زيرو بــــــم چنگ
که گويدشيشه خواهد خورد بر سنگ
«فريدون مشيري »
کافه کتاب
بيا بشنو از ايــــــــن زيرو بــــــم چنگ که گويدشيشه خواهد خورد بر سنگ «فريدون مشيري »
گفتم که دگـر چشـم به دلبـر نکنم
صـوفی شوم وگـوش به منکـر نکنم
سعدی
کافه کتاب
گفتم که دگـر چشـم به دلبـر نکنم صـوفی شوم وگـوش به منکـر نکنم سعدی
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چارتکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
کافه کتاب
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق چارتکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
تو دور مي شـــوي و من به تو سلام مي کنم
به پر کشــــــيدنت اداي احــــــــترام مي کنم
(نويد دانايي هوشيار)🍃
کافه کتاب
تو دور مي شـــوي و من به تو سلام مي کنم به پر کشــــــيدنت اداي احــــــــترام مي کنم (نويد دانايي
ما را ز خیال تو چه پروای شراب است؟
خُم گو سر خود گیر، که خُمخانه خراب است
حافظ
کافه کتاب
ما را ز خیال تو چه پروای شراب است؟ خُم گو سر خود گیر، که خُمخانه خراب است حافظ
تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد
چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد
گر چشمه ی زمزمی و گر آب حیات
آخر به دل خاک فرو خواهی شد
کافه کتاب
تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد گر چشمه ی زمزمی و گر آب حیات آخر به
ديدي اي دل که غم عشق دگر بار چه کرد
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد
(حضرت حافظ)🍃
کافه کتاب
ديدي اي دل که غم عشق دگر بار چه کرد چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد (حضرت حافظ)🍃
دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت
جان مژده دادهام که چو جان در بر آرمت
شهریار
کافه کتاب
دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت جان مژده دادهام که چو جان در بر آرمت شهریار
تا دل نشودعاشق دیوانه نمی گردد
تانگذرد از تن جان جانانه نمی گردد