من فکر میکردم که بدترین حس دنیا از دست دادن کسی باشه که دوستش داری ...
اما اشتباه میکردم !
بدترین حس اون لحظه ایه که متوجه میشی خودتو از دست دادی ...
چقدر با خودم در تماس هستم ؟
ما مدام با ذهن مان در تماسیم
با خاطرات و اطلاعات و داده های گذشته و
با نگرانی ها و ترس های آینده در تماسیم !
گوشی مان مدام اشغاله و هرگز پیام و
صدای دل مان و الهاماتش را نمی شنویم !
مراقب ذهنمان باشیم!
اندیشه و بینش ها را شناسایی و تغییر دهیم
محبت و عشق ورزی کنیم تا ارتباط مان با جسم
روان و مهمتر از همه با روح مان برقرار شود ...
حال الهامات و صدای دل را خواهیم شنید و بجای
زندگی با خاطرات و داده ها ی ذهنی ، زندگی با
آرامش و الهامات را تجربه میکنیم ...
@reserverCafe
طبقهی بالای خانهی ما آدمهای امن و خوشبختی زندگی میکنند و این برای من بیشترین دلیلیست که در خانه، بیش از هرجای دیگری احساس آرامش و خوشبختی کنم.
خیلی مهم است که در جوار چه کسانی زندگی کنی، خیلی مهم است که چشماندازی که میبینی, تا چه اندازه خوشایند باشد. حتی گاهی مهمتر این است که قبل از خودت، برای آدمهای حوالیات آرزوی خوشبختی و خیر و آرامش کنی. نمای خانهی خودت به چه کار خودت میآید وقتی که هربار از پنجره به بیرون نگاه کنی و خانهی ویران و بیسر و سامان همسایهات را ببینی و بدترین احساس عالم را پیدا کنی و ناچار شوی پردهها را بکشی و نور و شادی را از خودت دریغ کنی؟
طبقهی بالای خانهی ما یک نفر هر روز پیانو میزند و من این پایین از آرامش و عشقی که به فاصلهی چند آجر تا من جاریست، لبخند میزنم، سرم را بالا میگیرم و خدا را عمیقا شکر میکنم.
لطفا آدمهای خوشبختی باشید، نه فقط به خاطر خودتان، به خاطر تمام کسانی هرچقدر هم که برای جهان خودشان تلاش کنند و زحمت بکشند، در نهایت محکوماند به تماشای منظرهی جهان شما. آدمهای خوشبختی باشید، به خاطر خودتان و بخاطر تمام کسانی که زندگیشان فقط چند آجر تا زندگی و احوال و رفتار شما فاصله دارد.
@reserverCafe
سلامتی دهههای 20، 30، 40، 50، 60
یکی ازم پرسید:
شما چطور میتونستین زندگی کنین قبلاً؟!
بدون تکنولوژی
بدون اینترنت
بدون کامپیوتر
بدون تلفن همراه
بدون ایمیل
بدون شبکههای مجازی؟!
پاسخ دادم:
همانطور که نسل تو امروز میتونه
بدون دلسوزی
بدون خجالت
بدون احترام
بدون عشق واقعی
بدون فروتنی
زندگی کنه
ما بعد از مدرسه مشقامون رو مینوشتیم
و تا آخر شب مشغول بازی بودیم
بازی واقعی
ما با دوستان واقعی بازی میکردیم
نه دوستان مجازی
ما خودمون با دستهامون بازیهائی مثل
یویو و بادبادک و فرفره میساختیم
ما تلفن همراه و دی وی دی و پلی استیشن
و کامپیوتر شخصی و اینترنت نداشتیم
ولی دوستان واقعی داشتیم که تو روزهای
بارونی با یه چتر میرفتیم مدرسه و تو
تابستوناش کیم دوقلومون رو باهاش
نصف میکردیم
ما آب از مغازه نمیخریدیم دم در هر خونه
یه شیر آب بود،
برای رهگذری که تشنه بود
نسل ما توی سوپریاش بزرگ ننوشته بود
لطفاً با کارت خوان فقط خرید کنید
سر هر کوچه یه بقالی بود که یه دفتر نسیه
داشت برای اونائی که دستشون تنگ بود
و بالای سرش بزرگ نوشته بود پول نداری
صلوات بفرست
موقع ما تختخواب مد نبود اما خوابیدن
توی رختخوابهای گل گلی روی پشت بام
از هر خوابی شیرینتر بود
ما موبایل نداشتیم ولی عوضش در خونه
همسایه و فامیل باز بود تا هر جا
میخواستیم زنگ بزنیم
خانوادههامون هم به علت ترافیک سنگین
دیر به مهمونیا نمیرسیدن، زودتر میرفتن
با کمک هم سبزی پاک میکردن و برنج
آبکش میشد
ما لایک کردن بلد نبودیم اما عوضش
نسل ما استاد مهربونی و دلجویی بود
ما نسل آلاسکا دو تا یک تومن
شیر شیشهای یک تومن هستیم
ما بلاک کردن نمیدونستیم چیه
نسل ما دلها بی کینه بود
تو مرام ما قهر و کینه نبود
تو نسل ما کسی پیتزا برامون دم در
نمیآورد اما طعم نون و کبابی که آقام
لایه روزنامه از بازار میخرید و با هزار تا
پیتزا عوض نمیکنم
تو نسل ما فست فود معنی نداشت
اما ساندویچ الویه و کتلت با نان اضافی
و کانادای شیشهای لذتی داشت که هنوز یادشیم
ما نسلی بودیم که تو مراممون
نامردی و بی غیرتی و آدم فروشی نبود
ما سِت تولد نداشتیم اما تولدامون پر بود
از کاغذ کشیهای رنگی رنگی
ما عروسی را به جای هتل و تالار و سالن
تو خونه همسایه و تو حیاط چراغونی
برگزار میکردیم
ما نذری هامونو توی ظرف یکبار مصرف
نمیدادیم، توی چینی گل سرخی پخش
میکردیم و همسایه مون تو ظرف خالیش
نقل یا نبات پر میکرد
ما چراغ مطالعه نداشتیم عوضش
مشقهامون رو زیر نور چراغ گردسوز
با علاالدینی که همیشه روش یه کتری
چایی هل دار بود مینوشتیم
ما مبل روکش شده نداشتیم اما پشتی
و پتوی ملافه سفید دور تا اتاق بود تا
هر وقت مهمون اومد احساس راحتی کنه
ما اگر کاسه گل مرغی سر طاقچه رو
تو شیطنت بازیهای کودکانه میشکستیم
خانم جون دعوامون نمیکرد تازه برامون
اسفند آتیش میکرد، تخم مرغ میشکست
میگفت قضا بلا بود خدا رو شکر خودت
چیزیت نشد
ما هزار جور پزشک متخصص و دراگ
استور نداشتیم عوضش چایی نبات و
عرق نعنای بی بی جون دوای هر دردی بود
ما از ذوق یه پاک کن عطری، یه مداد
سوسمار نشان، یه جعبه مدادرنگی
یه دفترچه نقاشی تا صبح خوابمون نمیبرد
ما نسلی منحصر به فردی بودیم چون
آخرین نسلی بودیم که به حرفهای والدین
گوش کردیم و اولین نسلی شدیم که
حرف بچهها رو گوش کردیم
ما یک نسخه با تیراژ محدود هستیم
تاریخ مثل ما نخواهد دید
ما بی نظیرترین و منقرض شده ترین
نسل تاریخیم
@reserverCafe
یادگیری سریع، حافظه عالی براتون به
ارمغان میاره
و مستقیماً روی حافظه تون تاثیر میذاره.
دلیل اصلی این اتفاق تلاش مغز برای هماهنگ کردن سرعت مطالعه شما، با سرعت پردازش و درک مطلب درون مغز شماست.
@reserverCafe