کافه کتاب
الا يا ايها الساقي ادركاسا و ناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها حافظ
آن دل که به شاهد نهان درنگرد
کی جانب مُلکت جهان درنگرد
کافه کتاب
آن دل که به شاهد نهان درنگرد کی جانب مُلکت جهان درنگرد
ديدي که اسمانِ کر و , سرنوشت کور ,
صدها هزار مرتبه از ما قوي تر است ؟
(فريدون مشيري)
کافه کتاب
ديدي که اسمانِ کر و , سرنوشت کور , صدها هزار مرتبه از ما قوي تر است ؟ (فريدون مشيري)
تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد
چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد
گر چشمه ی زمزمی و گر آب حیات
آخر به دل خاک فرو خواهی شد
کافه کتاب
تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد گر چشمه ی زمزمی و گر آب حیات آخر به
ديگر خيال بوســــــه ي پايان هر غـــــزل
انگيــــزه اي به شـــــــاعر تنها نمي دهد
(نويد دانايي هوشيار)
کافه کتاب
ديگر خيال بوســــــه ي پايان هر غـــــزل انگيــــزه اي به شـــــــاعر تنها نمي دهد (نويد دانايي هوشي
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه اوفکندش اندر کم و کاست
کافه کتاب
دارنده چو ترکیب طبایع آراست از بهر چه اوفکندش اندر کم و کاست
تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي
گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش..
کافه کتاب
تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش..
شب که در بستم و مست از می نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
فرخی یزدی
کافه کتاب
شب که در بستم و مست از می نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم فرخی یزدی
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
(محمد علي بهمني)
کافه کتاب
میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب الصَبوح الصَبوح یا اصحاب
برفت دوش خيالش ز چشم من چه کند
مقام بر لب دريا نميتواند کرد
عبيد زاکاني