eitaa logo
کافه کتاب
2.1هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
667 ویدیو
412 فایل
🪩🫧ࡏـــــــــــߊ؋ۭۭۭۤۤﻬ ـکــتـ♪ـــاـبـــــــٰٰٖٖٖ͟ــ⸹ڪټـــــاﺑــــڅﯡاڼ♥️🫧 کتاب های روانشناسی، رمان ،تاریخی،ادبی و.. مشاعره، دل نوشته و هر چیزی که حال دلتون رو خوب کنه✨️ 🧚‍♀️همراهمون باشید ناشناسمون😉 https://eitaayar.ir/anonymous/Pq8N.Uo3vI
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شما برای سرمایه‌گذاری طلا به میلی دعوت شده‌اید! همین حالا با کد دعوت milli-dg47k ثبت‌نام کنید و 5 میلی هدیه بگیرید! https://milli.gold/app/sign-up?referralCode=milli-dg47k
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در زندگی اجازه نده چیزی رنگ خوشیهات رو تار کنه شاد بودن یک هنره لذت ببر از زندگی و در هر شرایط عشق بورز و محبت رو به همه هدیه بده ❤️🍃🍃 " ظهر زیباتون بخیر "🌺 ───┅┅─═इई 🦋 ईइ═─┅┅─── ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌ @reserverCafe ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از کانال روانشناسی
🍃🌻🍃 🌦امروز چهارشنبه ۲۸ آذرماه بیستمین روز از ادامه👈 فیزیولوژیک_کنکور 🦋 @Psychologiee
شیری همراه گرگ و روباهی به شکار رفتند و یک گاو وحشی و یک بزِ کوهی و یک خرگوش شکار کردند. آنگاه شیر به گرگ دستور داد تا حیوانات صید شده را میان خود تقسیم کند. گرگ گفت: گاوِ وحشی سهمِ شیر باشد. بزِ کوهی سهمِ خودم و خرگوش سهمِ روباه. شیر ناگهان برآشفت. زیرا که دید گرگ در محضرِ شاهانه او ، حرف از «من» و «تو» و «قسمت من» و قسمت تو و او» می زند. در حالیکه این صیدها فقط با حضور نیرومند شیر حاصل شده است. از اینرو برای عقوبت گرگ ، پنجه ای قوی بر او زد و در دَم هلاکش نمود. سپس رو به روباه کرد و گفت : صیدها را تو تقسیم کن. روباه که سرنوشت ناگوار گرگ را دیده بود، دچار بیم شد و گفت: تقسیم در اینجا معنی ندارد؛ همه این صیدها به حضرت سلطان، تعلّق دارد و ما را در آن بهره ای و سهمی نیست. این گاوِ تنومند ، چاشت حضرت سلطان است و آن بز ، سهمِ میانه روز و آن خرگوش ، سهمِ شامِ او. شیر وقتی که دید روباه مانند گرگ از «من» و «تو» حرفی نزد و اظهار وجود ننمود، خوشحال شد و صیدها را بدو بخشید و گفت : تو دیگر روباه نیستی، بلکه خودِ منی. ⭐️ برگرفته از دفتر اول مثنوی معنوی 🦋@reserverCafe🦋
🎐 به جـای پـاک کردن اشـک‌هـات، آدمهـایی که بـاعث گـریـه‌ات میشن پـاک کـن..🌱 ️ @reserverCafe🖇❣
دریای آروم هیچوقت ناخدای قهرمان نمیسازه☻🖤 ️ @reserverCafe🖇❣
1_5240391706.pdf
حجم: 1.8M
📚کتاب::هنرهمیشه بر حق بودن 🖌نویسنده::ارتورشوپنهاور 📝ترجمه::عرفان ثابتی @reserverCafe📚📚
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌙بگو از من نوا خوان عرب را بهای کم نهادم لعل لب را از آن نوری که از قرآن گرفتم سحر کردم صد و سی ساله شب را 💫💫 ❤️خواندن نهمین صفحه از قرآن❤️