eitaa logo
کافه کتاب
2.1هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
669 ویدیو
415 فایل
🪩🫧ࡏـــــــــــߊ؋ۭۭۭۤۤﻬ ـکــتـ♪ـــاـبـــــــٰٰٖٖٖ͟ــ⸹ڪټـــــاﺑــــڅﯡاڼ♥️🫧 کتاب های روانشناسی، رمان ،تاریخی،ادبی و.. مشاعره، دل نوشته و هر چیزی که حال دلتون رو خوب کنه✨️ 🧚‍♀️همراهمون باشید ناشناسمون😉 https://eitaayar.ir/anonymous/Pq8N.Uo3vI
مشاهده در ایتا
دانلود
آزردگان ج 4.pdf
حجم: 8.7M
📚کتاب :آزردگان 🖌 نویسنده :فئودور داستایفسکی جلد چهارم 🐚❦⋆💎@reserverCafe・❥・
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. ریتم زندگی ات را کندتر کن شتابزدگی و عجله، تو را از تماشای زندگی باز میدارد و لذت درک اکنون را از دست میدهی. آهسته و آگاه راه برو. آهسته و شمرده صحبت کن. آهسته و نظاره گر غذا بخور. هر لقمه باید جویده شود و طعمش چشیده شود. نسیم و گل و آفتاب را حس کن، لمس کن، بو کن .... ❤️🍃🍃 🐚❦⋆💎@reserverCafe・❥・
آدمیزاد سختِشه که بگه "به مَن توجه کن". برایِ همین قیل و قال راه میندازه، عصَبی میشه، داد میزنه، قهر میکنه، با خودِش و زَمین و زمان لَج میکنه، برایِ اینکه به چِشم بیاد، برایِ اینکه دیده شه... تو فقط میبینی که چِشماشو میبَنده و داد میزنه و هیچی نِمیشنوه؛ اون داره میپَره و دستاشو تِکون میده و میگه "هی، من اینجام، ببین مَنو!" داره میگه "به من توجه کن” و میدونی چقَدر درموندَست این جمله؟ سراسَر اِستیصاله و اگه به زبون بیاد؛ دیگه گفتن و نگفتنِش، فَرقی نداره... 🥀🥀🥀 🐚❦⋆💎@reserverCafe・❥・
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خدایا به حق این شب معنوی شب شهادت خانم زینب کبری سلام الله تمام مریضها راشفا، تمام قلبهارا جلا تمام مشکلات را حل، تمام دعاها را مستجاب، تمام خانه هارا غرق درآرامش ونشاط وسلامتی کن شبتون بخیر و در پناه خدا ✨ 🐚❦⋆💎@reserverCafe・❥・
"﷽" هرچه ما روضه شنیدیم تمامش را دید..!💔 اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَا اُمَّ المَصَائِبِ یَا زَینَبُ کُبریٰ، وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ سالروز وفات عمه ی سادات، عقیله بنی هاشم، حضرت زینب (س) تسلیت باد🏴 ✨سلام و درود 🤍 زندگی تون پر از خیر ✨به دعای حضرت زینب (س) 🐚❦⋆💎@reserverCafe・❥・
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 بهلول و منجم قلابی! آورده اند که شخصی به نزد خلیفه هارون الرشید آمد و ادعاي دانستن علـم نجـوم نمـود. بهلـول در آن مجلس حاضر بود و اتفاقاً آن منجم کنار بهلول قرار گرفته بود. بهلول از او سوال نمود: "آیا میتوانی بگویی که در همسایگی تو که نشسته؟" آن مرد گفت: "نمی دانم." بهلول گفت: "تو که همسایه ات را نمی شناسی چه طور از ستاره هاي آسمان خبر می دهی!" آن مرد از حرف بهلول جا خورد و مجلس را ترك نمود. 🐚❦⋆💎@reserverCafe・❥・