هدایت شده از کارشناسی ارشد
🦋
شب بخیر غارتگرِ شبهای
بیمهتاب من؛ منتی بر دل گذار
امشب بیا در خوابمن❤️'🌑
دلتون شاد ،شبتون خوش🌜
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷سلام صبح آدینه تون بخیر
🌷روزتون خوش و خرم
🌷و وجودتون سرسبز
@Ketabkhaneh_pn
زمان:
حجم:
4.1M
#کتاب_صوتی
#نفوذ_واقعی
فصل نوزدهم و بیستم و بیست یکم : ،کنترل از راه دور برای مغز، انتقال کلماتات،چرا کسی به شما گوش نمیدهد
☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆●
🌻@reserverCafe
انسان، ساکنِ مرزهای نامرئی است؛
انسان، در اوج میل،
بیمیل میشود؛
در دل تمنّا،
دست پس میکشد.
در اوج عطش،
لب به آب نمیزند؛
در دلِ آغوش،
دستش را به جیب تنهایی فرو میبرد.
عاشق میشود تا تمرین نفرت کند
امیدوار است،
اما میخواهد هیچ امیدی نماند
تا رها شود.
در اوج خواستن،
زهرِ نخواستن را میچشد.
میخواهد به یاد بسپارد،
اما آرزو دارد که فراموشی بر
حافظهاش چنگ اندازد.
به یاد میآورد،
چون از فراموشی میترسد؛
و میخواهد فراموش کند،
چون از یادآوری میترسد.
نور را تحسین میکند،
اما چشمانش را در آغوش تاریکی
میبندد.
میداند که روشنایی،
چهرهی بیرحم حقیقت را
آشکار میکند،
و تاریکی، زشتیها را با مهربانی میپوشاند.
آه از انسان ک نه بهشتی برای ماندن
دارد،
نه جهنمی برای سوختن.
همیشه در راه است،
و هر جادهای که میپیماید،
از آغازش به انتهای خودش
ختم میشود؛
مبدا و مقصد تماما خودش است ✔️
@reserverCafe
💭 دنیای مجازی این توهم رو به ما
میده که گزینههای زیادی واسه رابطه
داریم، واسه همین خیلی راحت روابط
عمیقمون رو بهم میزنیم...!
📌 صادقانه میگم؛
اون بیرون هیچ خبری نیست.
#دکتر_امانی
@reserverCafe
آه دل را نمیشود در دست گرفت
و به هر کس تعارف کرد،
انگار که چیزی کمارزش است،
یا بیصاحب...
دل را نباید خرج هر عبوری کرد.
آدمی باید فرق بگذارد
میان مسافرِ سرگردان
و ساکنِ خانه اش ..
چون گاهی خیال میکنی خانه میسازی…
سقف میزنی، دیوار میچینی،
چراغ میآویزی
امید را چون قالی نو بر زمینِ دلت
پهن میکنی
بیآنکه بفهمی اینجا «خانهٔ تو» نیست
آه و آه و آه
ک برخی انسانها برای نجات نمیآیند،
برای ویرانی هم نه...
میآیند تا در تو خودت را روشن کنند،
نه با چراغی در دست،
بلکه با شکستنِ آینهای که سالها،
تصویری غلط از تو نشان میداد.
آنها نمیآیند که بفهمند تو کیستی،
میآیند تا بفهمی که «تو» کیستی،
هیچچیز واقعاً مهم نیست...
جز لحظهای که خودت را میفهمی
در تنهایی، در سکوت، در شکست.
آدمها نمیآیند تا نجاتت دهند،
میآیند تا بفهمی
نجات، امریست درونی.
تو فکر میکنی به دنبال عشق میگردی،
اما در حقیقت، به دنبال معنایی هستیتا پوچی را تاب بیاوری.
و گاهی آنکه میشکندت،
به تو زندگی میآموزد…
نه از سرِ مَهر،
بلکه چون خودش،
بیمعناشدهایست که خواسته باشد
کسی را با خود پایین بکشد.
اما تو...
اگر از آن تاریکی،
حتی یک لحظهٔ آگاهی بیرون کشیدی،
تو بازنده نبودهای.
@reserverCafe