Caffeetakroman_چگونه_دیگران_را_روانکاوی_کنیم_.pdf
حجم:
10.7M
#چگونه_دیگران_را_روانکاوی_کنیم
نویسنده: #جاشوا_مور #بازیل_فاستر
با خواندن کتاب چگونه دیگران را روانکاوی کنیم دیگر فریب ظاهر سازی ها و افراد دروغگو را نخواهید خورد!
بعضی وقت ها، حدس میزنیم طرف مقابلمان دارد دروغ می گوید اما کاملاً مطمئن نیستیم. در تمام لحظاتی که او صحبت میکند به چشم هایش نگاه میکنیم، به جایی که نگاه میکند، به حرکت دست هایش، تن صدا و لرزش آن، کلماتی که انتخاب میکند تا حرفش را ثابت کند. به همهی اینها دقت میکنیم ولی دقیقاً نمیتوانیم ثابت کنیم او دارد حقیقتی را پنهان میکند. درک زبان بدن و تحلیل کلامی مهارتی است که نیاز به آموزش و تمرین و ممارست دارد.
⍣༒⍣@reserverCafe
Mindset-aminaramesh.ir_.pdf
حجم:
352.3K
📕طرز فکر، روانشناسی نوین موفقیت
کارول دوک
ترجمه شهلا ثریا صفت
⍣༒⍣@reserverCafe
کی دلش هوس شعر کرده؟؟؟😍
توی این حال هوا به تنها چیزی که میتونم فکر کنم تا آروم بگیرم فقط شعر🚶♀🚶♀
اگه تو هم دوست داری بیا اینجا:
⚜@reserverCafe
⚜@reserverCafe
⚜@reserverCafe
تو آن بتی که اگر پا نهی به خانهی ما
هزار کعبه کند طوف آستانهی ما
بدان رسیده که جان خانه را کند خالی
ز ذوق آنکه قدم مینهی به خانهی ما
#طوفی_تبریزی
⍣༒⍣@reserverCafe⍣༒⍣
در کولهبار قسمت ما غم زیاد بود
کم بود عمر ما و همین کم زیاد بود
آنسوی شوق و شادی و شور و نشاط ما
اندوه و رنج و غصه و ماتم زیاد بود
این یک دو روز را که به آن عمر گفتهاند
یکدم نبود بیش و همان دم زیاد بود
گیرم چکید قطرهای از عشق روی خاک
آن هم برای عالم و آدم زیاد بود
چیزی نصیب من نشد از کارگاه عشق
غیر از غمی که از سر من هم زیاد بود
#فاضل_نظری
⍣༒⍣@reserverCafe⍣༒⍣
🌿💐🌿💐
چند روزی شد که حیرانم نمیدانم چرا
رفت بیرون از بدن جانم نمیدانم چرا
در شگفت استم که همچون صبح بیخود دمبهدم
چاک میگردد گریبانم نمیدانم چرا
گشتهام با آن که چون ماهی شناور در سِرِشک
در میان آب بریانم نمیدانم چرا
بدتر از این آن که چون شب شد نمیگردد دمی
آشنا مژگان به مژگانم نمیدانم چرا
وین از آن بدتر که در هر جا نشستم همچو شمع
تا سحر گریان و سوزانم نمیدانم چرا
نه همآوازی که گویم شرح دل نه همدمی
همچو نی هر لحظه نالانم نمیدانم چرا
گوسفند او منم قصاب در این انتظار
مینماید دیر قربانم نمیدانم چرا
☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆●
🌻@reserverCafe
من بیتو نیستم آه، تو بیمن چه میکنی؟
ای ماه بیستارهی روشن چه میکنی؟
شب را به خوابدیدن تو روز میکنم
با روزهای تلخ ندیدن چه میکنی؟
این شهر بیتو چند خیابان و خانه است
تو بین سنگ و آجر و آهن چه میکنی؟
گیرم که عشق پیرهنی بود و کهنه شد
میپوشمش هنوز، تو بر تن چه میکنی؟
من شعلهشعله دیدهام ای آتش درون
با خوشهخوشهخوشهی خرمن چه میکنی!
پرسیدهای که با تو چه کردم هزار بار
یکبار هم بپرس تو با من چه میکنی؟
#مژگان_عباسلو
همقفسان
⍣༒⍣@reserverCafe⍣༒⍣