سلامدوستان گلممممم🪷
چندروزی نبودم کتاب بیارم براتون🥲
ولی الان با پادکست اومدم😃اونمچه پادکستیییی😎
بدو بیا ببین چی اوردم براتون 💪👌
✨ @reserverCafe
@reserverCafe✨
✨ @reserverCafe
قبل اینکه پادکست ها لود بشه اینو بگم بهتون👇
چون پادکست ها از ایتابات فرستاده میشه و حجم هر کدوم از اپیزود ها متفاوت هست ممکنه جابه جا ارسال بشه ولی ولی هر کدوم از فایل ها مشخصات کامل داره +شماره فصل که میتونی طبق شماره ثبت شده استفاده کنی.
امیدوارم ازش لذت ببرید و دوستاتون رو دعوت کنید😍👌
فكر میكنم يكى از بزرگترين نشانههاى بلوغ يک فرد همین است، اينكه بداند چطور چيزهايى را كه براى ديگران اهميت دارد، درک كند، حتى اگر براى خودش اهميت چندانى نداشته باشد.
📕 ما تمامش میکنیم
✍🏻کالین هوور
#بریده_کتاب
☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆●
🌻@reserverCafe
.
📌 داستانی خواندنی از توماس ادیسون
توماس اديسون در سنين پيري پس از اختراع لامپ، يکي از ثروتمندان آمريکا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمايشگاه مجهزش که ساختمان بزرگي بود هزينه ميکرد.
اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود. هر روز اختراعي جديد در آن شکل ميگرفت تا آماده بهينهسازي و ورود به بازار شود.
در همين روزها بود که نيمههاي شب از اداره آتشنشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش ميسوزد و درحقيقت کاري از دست کسي برنميآيد و تمام تلاش ماموران فقط براي جلوگيري از گسترش آتش به ساختمانهای مجاور
است. آنها تقاضا کردند که موضوع به نحو قابل قبولي به پيرمرد اطلاع داده شود.
پسر با خود انديشيد که احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سکته ميکند و لذا از بيدار کردن او منصرف شد و خود را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد که پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يک صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره ميکند!!
پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او ميانديشيد که پدرش در بدترين شرايط عمرش به سر ميبرد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سرشار از شادي گفت: پسر تو اينجايي؟ ميبيني چقدر زيباست! رنگآميزي شعلهها را ميبيني؟ حيرتآور است! من فکر ميکنم که آن شعلههاي بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! کاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را ميديد. کمتر کسي در طول عمرش امکان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت! نظر تو چيست پسرم؟
پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيات در آتش ميسوزد و تو از زيبايي رنگ شعلهها صحبت ميکني؟ چطور ميتواني؟ من تمام بدنم ميلرزد و تو خونسرد نشستهاي؟
پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاري بر نميآيد. ماموران هم که تمام تلاششان را ميکنند. در اين لحظه بهترين کار لذت بردن از منظرههايي است که ديگر تکرار نخواهد شد! در مورد آزمايشگاه و بازسازي يا نوسازي آن فردا فکر ميکنيم! الآن موقع اين کار نيست! به شعلههاي زيبا نگاه کن که ديگر چنين امکاني را نخواهي داشت!
فردا صبح اديسون به خرابهها نگاه کرد و گفت: «ارزش زيادي در بلاها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در اين آتش سوخت. خدا را شکر که ميتوانيم از اول شروع کنيم.»
توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول کار بود و همان سال يکي از بزرگترين اختراعات بشريت يعني «ضبط صدا» را تقديم جهانيان کرد. آري او «گرامافون» را درست يک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.
ارزش زيادي در بلاها وجود دارد، چون تمام اشتباهات در آن از بين ميرود.
#داستان_کوتاه
#آموزنده
#کافه_کتاب
☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆●
🌻@reserverCafe
انسان نیمهی اول عمرش را سر غرورش
میجنگد و در نیمهی دوم عمرش به دنبال
چیزهایی میافتد که به خاطر غرورش از
دست داده است...
👤 #آلبر_کامو
☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆●
🌻@reserverCafe