فكر میكنم يكى از بزرگترين نشانههاى بلوغ يک فرد همین است، اينكه بداند چطور چيزهايى را كه براى ديگران اهميت دارد، درک كند، حتى اگر براى خودش اهميت چندانى نداشته باشد.
📕 ما تمامش میکنیم
✍🏻کالین هوور
#بریده_کتاب
☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆●
🌻@reserverCafe
.
📌 داستانی خواندنی از توماس ادیسون
توماس اديسون در سنين پيري پس از اختراع لامپ، يکي از ثروتمندان آمريکا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمايشگاه مجهزش که ساختمان بزرگي بود هزينه ميکرد.
اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود. هر روز اختراعي جديد در آن شکل ميگرفت تا آماده بهينهسازي و ورود به بازار شود.
در همين روزها بود که نيمههاي شب از اداره آتشنشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش ميسوزد و درحقيقت کاري از دست کسي برنميآيد و تمام تلاش ماموران فقط براي جلوگيري از گسترش آتش به ساختمانهای مجاور
است. آنها تقاضا کردند که موضوع به نحو قابل قبولي به پيرمرد اطلاع داده شود.
پسر با خود انديشيد که احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سکته ميکند و لذا از بيدار کردن او منصرف شد و خود را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد که پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يک صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره ميکند!!
پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او ميانديشيد که پدرش در بدترين شرايط عمرش به سر ميبرد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سرشار از شادي گفت: پسر تو اينجايي؟ ميبيني چقدر زيباست! رنگآميزي شعلهها را ميبيني؟ حيرتآور است! من فکر ميکنم که آن شعلههاي بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! کاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را ميديد. کمتر کسي در طول عمرش امکان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت! نظر تو چيست پسرم؟
پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيات در آتش ميسوزد و تو از زيبايي رنگ شعلهها صحبت ميکني؟ چطور ميتواني؟ من تمام بدنم ميلرزد و تو خونسرد نشستهاي؟
پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاري بر نميآيد. ماموران هم که تمام تلاششان را ميکنند. در اين لحظه بهترين کار لذت بردن از منظرههايي است که ديگر تکرار نخواهد شد! در مورد آزمايشگاه و بازسازي يا نوسازي آن فردا فکر ميکنيم! الآن موقع اين کار نيست! به شعلههاي زيبا نگاه کن که ديگر چنين امکاني را نخواهي داشت!
فردا صبح اديسون به خرابهها نگاه کرد و گفت: «ارزش زيادي در بلاها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در اين آتش سوخت. خدا را شکر که ميتوانيم از اول شروع کنيم.»
توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول کار بود و همان سال يکي از بزرگترين اختراعات بشريت يعني «ضبط صدا» را تقديم جهانيان کرد. آري او «گرامافون» را درست يک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.
ارزش زيادي در بلاها وجود دارد، چون تمام اشتباهات در آن از بين ميرود.
#داستان_کوتاه
#آموزنده
#کافه_کتاب
☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆●
🌻@reserverCafe
انسان نیمهی اول عمرش را سر غرورش
میجنگد و در نیمهی دوم عمرش به دنبال
چیزهایی میافتد که به خاطر غرورش از
دست داده است...
👤 #آلبر_کامو
☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆●
🌻@reserverCafe
🌟🌛🌟🌛🌟🌛🌟
امشب زمان خواب
بہ میلیاردها ستاره اے کہ⭐
در آسمان بالاے سرم هستند،
فکر مےکنم و پروردگارے کہ این عظمت بیکران را خلق کرد،🌸
پس دلم آرام مےگیرد بہ اینکہ
فردا خدایم گره کارم را
باز مےکند.❤️
شبتون بخیـــــــــــــــر 🌙 ⭐️
@Ketabkhaneh_pn
●☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆●
هدایت شده از کانال روانشناسی
🌺 «ما چقدر دیر متوجه میشویم که زندگی و حیات یعنی همان دقایق و ساعاتی که با کمال شتابزدگی و بیرحمی انتظارِ گذشتن آن را داشتیم.»
👤دیل کارنگی
«قدر هر لحظه زندگی رو بدونید»
⚜#روانشناسی
⚜#سخن_بزرگان
⚜#ڦﯡﺮﯡاﺮډ_ﯧاډټ_ڼﺮﻬ
╭─⚜chanel ┈┈┈┈┈┈•✯✯𝓴𝓽𝓪𝓫𝓴𝓪𝓷 𝓹𝓷
🏛☞@Psychologiee
⚜☞@Seniorss
╰┈•☆༒𝕻𝖘𝖞𝖈𝖍𝖔𝖑𝖔𝖌𝖎𝖊𝖊༒☆
کپی جایز نیست، با لینک فوروارد کنید🫰
Amir Khoshnegar ~ Musics-Fa.ComAmir Khoshnegar - Ba To (320).mp3
زمان:
حجم:
6.9M
با تو میرسم به هرچی میخوام...♥️
# امیر خوشنگار
━━━━━━●─────── ⇆ㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤ↻️
https://eitaa.com/joinchat/502989986Ce6c24931d7
زهرا، نامی که در باغ دلها شکوفه میدهد،
چون شبنم صبح، قلبها را طراوت میبخشد.
چشمهایت آینهای از آسمان بیکران،
در نگاهت، آرامشی جاودان.
زهرا، چراغی در تاریکی شبهای سرد،
نور وجودت، راه را روشن میکند.
گلهای باغ، به نام تو سرود میخوانند،
در هر نسیم، نام تو پیچیده است و میماند.
زهرا، مثل رودی که آرام و پیوسته جاری است،
قلبها را به سمت خود میکشاند و میگذارد.
در هر لحظه، عشقی تازه در وجودت میجوشد،
زهرا، نام تو در دلها همیشه مینوازد
☆༊࿐𖡹💞𖡹࿐༊☆●
🌻@reserverCafe
☕️...☕️
شبو تنهایی و تابستون گرمو یه قهوه دبشو یه کتاب جذاب ،شبتو میسازه 😉
دلتنگی های نابتو با کتاب جبران کن،
ندیدن های یهویی رو با کتاب جبران کن،
فکر مشغولی ها و دل مشغولی هاتو با کتاب جبران کن،
چشم پر از انتظارت رو با کتاب....
📖بیا کافه ☕️...☕️
⚜#کافه_کتاب
⚜#ڪټاﺑڅﯡاڼ
⍣༒⍣@reserverCafe⍣༒⍣
📓امشب میخوام براتون کتاب بزارم📓
امروز بوسههای تو یادم آمد
در این زمین زیبای بیگانه
و کاکل کوتاه موهایت
کوتاه؟ یا بلند؟
یا فرق بازشده از وسط؟
و دستهایت
و شانههایت
و آن مورب نورانی از چشمهایت
چیزی میان مشکی و عسل و خرمایی
بی جنس؟
انگار با تمامی جنسیتها
اینها تمام حافظه من نیست
تنها اشارهای از فاصلههاست
مجموعهی فاصلهها یادهای توست
آیا تو یک نفری؟
یا مجموعه نفراتی؟
یا ترکیبی از اشارههای سراسر تصادفی!
از چهرههای عزیزی هستی که میشناختهام؟
آیا تو کودکی من هستی؟
یا پیریام؟
من اگر زن بودم
آیا تو میشدم ؟
امروز
از تخت سینهام، دستی، دریچهی مخفی را آهسته باز کرد
در من، تو را بیدار کردند.
- ای کاش در من همیشه تو را بیدار میکردند.
👤رضا براهنی
⚜#کافه_کتاب
⚜#ڪټاﺑڅﯡاڼ
☕️...☕️
⍣༒⍣@reserverCafe⍣༒⍣