eitaa logo
کافه کتاب
2.1هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
661 ویدیو
411 فایل
🪩🫧ࡏـــــــــــߊ؋ۭۭۭۤۤﻬ ـکــتـ♪ـــاـبـــــــٰٰٖٖٖ͟ــ⸹ڪټـــــاﺑــــڅﯡاڼ♥️🫧 کتاب های روانشناسی، رمان ،تاریخی،ادبی و.. مشاعره، دل نوشته و هر چیزی که حال دلتون رو خوب کنه✨️ 🧚‍♀️همراهمون باشید ناشناسمون😉 https://eitaayar.ir/anonymous/Pq8N.Uo3vI
مشاهده در ایتا
دانلود
🐚❦𝓜𝓲𝓼𝓼⋆💎@reserverCafe・❥ • ✶🧚‍♀️⊶⊷❍💗 ❍⊶⊷🧚‍♀️✶ @reserverCafe @reserverCafe ✶🧚‍♂️⊶⊷❍ 💗❍⊶⊷🧚‍♂️✶
🌷اندازگی آموز ، اگر طالب عشقی🌷 خیره شده بودیم به آسمان شب (ستاره ها چند هزار سال نوری از ما فاصله دارند یا چند میلیون سال؟!) دو تا آدم بزرگ درس خوانده ، هر چه فکر کردیم یادمان نیامد. عدد که بزرگ می‌شود _ آن قدری که از محدودهٔ درک و شمارِ عقل بیرون می زند _ دیگر معنی اش را از دست می دهد . یادم است اولین باری که شنیدم یکی ده تا دوستم دارد ، دلم لرزید . ده تا را می شد شمرد و درک کرد . می شد نگران کم‌شدن یکی دوتایش شد. می شد امیدوار بود بشود یازده تا. ولی آن بی شمار دفعاتی را که کسانی🌸 خیلی ،میلیون ها، بی نهایت یا اصلا نمی توانم بگویم چقدر 🌸 دوستم داشته اند ، به یاد نمی آورم. نه دوست داشتنشان را باور نکرده باشم ، اما معنی آن یکی را که عقلم قد می داده به شمردن و دانستنش ، بیشتر درک کرده ام انگار. گاهی ده تا از یک میلیون ، از خیلی ، خیلی بیشتر است. از من اگر بپرسید ، می‌گویم رابطه اگر اندازه داشته باشد ، آدم هایش اگر اندازه نگه دار باشند ، بادوام تر است بزنگاه هایی هست در هر رابطه ، که یک یا هر دو طرف ماجرا احساس می کنند قفس تنگ است و نفس تنگ بیشتر میخواهند . بیشتر می طلبند . از خودشان ، از طرف ، از رابطه . مثلا فکر می کنند نقل مکان کنند به خانهٔ هم بشوند هم خانهٔ هم . یا رابطه را تبدیل کنند به ازدواج مثلأ. این بزنگاه ها توی روابط غیره هم هست ، 🌸مثل رفاقت ها ، مثل شراکت ها 🌸 این‌ها البته مثال های معروفشان اند خیلی بزنگاه های دیگر هم در کار است که مثل یک گردنهٔ خطرناک ، نه میشود پشتش ماند ، نه می‌شود بی محابا ردش کرد. جایی که حست می گوید (نه ، این قدر کم است ) و کم برای اینکه زیاد شود ، سر از ساحت های دیگر در می آورد . گاهی _ جاهایی که نباید . باز مثال معروفش روابط مالی و مادی پیرامون یک رابطهٔ عاطفی است. همان دو دو تا ، چهارتا که ممکن است در بهار خواب عشق و عاشقی ، تخم آفتی بریزد که فردا روز ساقه و ریشه را بجود.
گاهی از این هم پیچیده تر است حتی. پیچیده تر و خطرناک تر . وقتی که این زیاد خواستن ، زیاده خواستن، به اصول انسانی تیشه بزند . به اصول اخلاقی . به حریم خصوصی . به کرامت انسانی. به عزت نفس . که کسی به دنبال زیادتر بودن ، یا زیادتر خواستن ، به نام عشق ، انسانیت را قربانی کند؛ انسانیت خود یا دیگری را. آدمیزاد باید اندازه آدمش باشد . نه کم، نه زیاد . کمش را زیاد شنیده ایم گمانم . زیادش اما فراموش میشود گاهی . آدم ها تنهایی میخواهند. آدم ها خود خواهی می خواهند . آدم ها می‌خواهند گاهی با خودشان باشند ‌. گیرم در جمع حتی. سفر کنند، با خودشان و نه دیگری یا دیگرانی. اما بیش از این ها ، آدم ها لازم دارند که حسابشان را با آدمشان صاف کنند. لازم دارند که قلک محبتشان را پر کنند تا جایی میز رفاقت کم نیاورند . آدم ها لازم دارند که از پس آدمشان برآیند. کاسه های چینی گل قرمزی را یادتان است که با آش و حلیم و‌شله زرد نذری می آمد و تمیز و پاکیزه ، با شاخه گلی ، قندونباتی، برمی گشت به دستِ صاحبِ احسان ، صاحبِِ مهربانی ؟ چیزی باید در گنجه، در خانه باشد که آدم دست بیندازد و بردارد و بگذارد توی کاسهٔ آدمِ مقابل ، که سر شکسته نشود ، کم‌ نیاورد از مهربانی . و گرنه شیرینیِ نذری _ هرچه هم که بی شائبه باشد و بی دریغ _ کام را تلخ می کند . آدمی که چیزی ، به خیالِ خودش درخور، در خانه ندارد ، از مهربانی همسایه گریزان است. هراسان است که نکند کسی درِ خانه ا ش را بکوبد و چیزی در خور نباید، درِ خانهٔ دل هم گمانم همین باشد . 💜این است اگر کسی را دوست می داری _ بسیار دوست می داری _ بی حساب دوست بدار اما حساب دوست داشتنت را داشته باش 💜 گاهی کسی در کاسهٔ چینی طلا پیشکش نمی کند به درِ خانهٔ همسایه، که خجل شود از نداری و بهراسد و بگریزد و در خانه بر روی خویش ببندد. چه‌خوش‌بی مهربونی هردوسربی که یک‌سر مهربونی،دردسر بی !
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم ، این را هم مولانا می گوید. من از جنایش اجازه می‌خواهم که عرض کنم عجالتأ بیا تا قدر خودمان را بدانیم ، اول. قدر و اندازه مان را. حد و مرزمان را. حریم عاطفه و احساس و شخصیت و کرامت و عزتمان را. ببینیم ما کجاییم و چیزها ، آدم های زندگی مان کجا . نقشهٔ زندگی مان را پهن کنیم کف زمین ، از بالا نگاهش کنیم و ببینیم چی و‌ کی‌ کجاست. ببینیم کجا ها تنگ است و کجاها فراخ. که چرا گاهی هرچه قدم بر میداریم و‌ پیش می رویم ، به این‌و‌ آن می‌خوریم و پا روی دُم هم می گذاریم . ناخواسته گاهی ، ناگاه. گاهی که راه‌‌ می روی توی خانه ، هی همان جا، همان پیچ‌، تهِ همان راهرو، پشتِ همان درِ همیشگی که می رسی ، پایت میخورد به همان پایهٔ همیشگی که همیشه همان جاست تا صدای(آخ) تو را بلند کند ؛ دوباره نفرین بفرستی به زمین و زمان و خودت را لعنت کنی که( با این لعنتی ...) بس کن! باز کن این حلقهٔ بستهٔ تکراری را. قرار نیست چیری حذف شود از خانه . قرار نیست کمد و صندلی و میز و مبل و تخت و کاناپه و کتابخانه و‌چه وچه را خرد کنی ، پرت کنی ، بیندازی دور ، که سر راهت نباشد ، آزارت ندهد. زخمی ات نکند، صدایت را در نیاورد . فقط کافی است جا به جایش کنی . اندکی این طرف تر. کمی بالاتر . شاید فقط از این اتاق به آن یکی. شاید فقط چیز های زندگی ات را بد چیده ای . بد جایی گذاشتی . شاید فقط باید شکستنی ها را از سر راه برداری . اضافه ها را کوتاه کنی . از جا در رفته ها را جا بزنی . این را اندکی بچرخانی . آن را کمی بپوشانی .بعد _ بله، شاید ، که می داند ، البته که شاید لازم هم باشد ، حرفی نیست _ یکی دوتا بیرون بردنی، دور انداختنی هم ... بله ، شاید. دارم از چی میگویم ؟ اسباب ها؟ رابطه ها ؟ چه فرقی می کند؟ ♥️قدر همو بدونیم زندگی کوتاه است ♥️
120-raftane Sindokht Nazde Saam.mp3
زمان: حجم: 2.6M
"قسمت بیستو یکم" 🎶راوی: فریما قباد 📑نویسنده: فریناز جلالی داستان های صوتی شاهنامه فردوسی به نثر امروزی بر اساس شاهنامه منظوم دکتر محمد دبیرسیاقی ⚜ ✶🧚‍♀️⊶⊷❍💗 ❍⊶⊷🧚‍♀️✶ @reserverCafe @reserverCafe ✶🧚‍♂️⊶⊷❍ 💗❍⊶⊷🧚‍♂️✶ ❌بدون ذکر منبع جایز نیست❌
لا تَخَفْ وَ لا تَحزَن إنّا مُنَجُّوک نترس ، غمگین مباش،ما نجاتت میدهیم .🌿 «عنکبوت ۳۳» شبتون پر از آرامش🤍💫 @reserverCafe
🐬وقتی آنچه را هستیم دوست نداشته باشیم، راه‌های بی‌شماری برای آزار دادن خود در اختیار داریم. 📚 ✍️ ✶🧚‍♀️⊶⊷❍💗 ❍⊶⊷🧚‍♀️✶ @reserverCafe @reserverCafe ✶🧚‍♂️⊶⊷❍ 💗❍⊶⊷🧚‍♂️✶ ❌بدون ذکر منبع جایز نیست❌️
🐬برای من هیچ اهمیتی ندارد که دیگران باور بکنند یا نکنند. فقط می‌ترسم که فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم. 📚 ✍️ ✶🧚‍♀️⊶⊷❍💗 ❍⊶⊷🧚‍♀️✶ @reserverCafe @reserverCafe ✶🧚‍♂️⊶⊷❍ 💗❍⊶⊷🧚‍♂️✶ ❌بدون ذکر منبع جایز نیست❌️
نویسنده:جین آستین درباره کتاب : کتاب غرور و تعصب، رمانی ارزشمند و ماندگار نوشته ی جین آستین است که نخستین بار در سال 1813 انتشار یافت. داستان این رمان به رشد عاطفی قهرمان کتاب، الیزابت بنت، می پردازد. الیزابت در روند اتفاقات، به نادرستی تصمیمات عجولانه پی می برد و فرق بین چیزهای اضافی و ضروری در زندگی را می آموزد. آقای بنت، پنج دختر دارد اما به دلایلی هیچ یک از دخترانش نمی توانند دارایی های او را به ارث ببرند. همسر آقای بنت هم ثروتی از خود ندارد، بنابراین برای این پنج دختر ضروری است که حداقل یکی از آن ها با مردی ثروتمند ازدواج کند تا بتواند بعد از مرگ او، از خانواده حمایت مالی کند. جین آستین در این اثر جاودان با هنرمندی تمام بر موضوع ازدواج از روی عشق و علاقه تأکید می کند و با طنزی درخشان، به موضوعاتی چون چگونگی رفتار انسان ها، تحصیلات، ازدواج و پول در زمانه ی خود می پردازد. ⚜ ✶🧚‍♀️⊶⊷❍💗 ❍⊶⊷🧚‍♀️✶ @reserverCafe @reserverCafe ✶🧚‍♂️⊶⊷❍ 💗❍⊶⊷🧚‍♂️✶ ❌بدون ذکر منبع جایز نیست❌️
کتاب بازقلعه حیوانات 4 .mp3
زمان: حجم: 7.3M
✶🧚‍♀️⊶⊷❍💗 ❍⊶⊷🧚‍♀️✶ @reserverCafe @reserverCafe ✶🧚‍♂️⊶⊷❍ 💗❍⊶⊷🧚‍♂️✶ ❌بدون ذکر منبع جایز نیست❌️
فضای زندگی فرصتی نیست برای دل بریدن ها!🌸 معجزه ایست برای دل دادن ها. آرزو میکنم؛🍓 در این عصر زیبا مهر و عشق ،محبت همنشین شما باشد. عصر زیباتون بخیر🌺 ⚜ ✶🧚‍♀️⊶⊷❍💗 ❍⊶⊷🧚‍♀️✶ @reserverCafe @reserverCafe ✶🧚‍♂️⊶⊷❍ 💗❍⊶⊷🧚‍♂️✶ ❌بدون ذکر منبع جایز نیست❌️