eitaa logo
روایت بعثت
94 دنبال‌کننده
11 عکس
4 ویدیو
0 فایل
روایتگری در حوزهٔ بعثت دانشگاهیان دانشگاه اصفهان به روایتگری دکتر زهرا جان‌نثاری لادانی عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان راه ارتباط با ادمین: @zjannessaril
مشاهده در ایتا
دانلود
حب الحسین؛ روایتِ سینه‌زدن زیر یک بیرق باز محرم از راه رسیده است؛ محرمی که بوی سیب و خون دارد، بوی مّشک و نیزه و گلدسته‌های آویخته از خیمه‌های شکسته. محرم امسال اما، بوی دیگری نیز با خود آورده است؛ بوی حسرتِ بی‌کران. محرمِ ملتی که رهبرِ شهیدش را در کنار خویش نمی‌بیند. آن امام روشن‌چشم که هر محرم، بر فرازِ منبر می‌نشست و از حسین علیه السلام چنان می‌گفت که گویی خود در خیمه‌گاه حضور داشته، امسال در خاکِ سردِ غربت آرمیده است. مجلسش خالی، سینه‌‌زنی‌اش بی‌نوحه، و چشمانِ ما، تشنهٔ نگاهِ پدرگونه‌اش. محرمِ بدون او، چون کربلایی است بی‌عباس؛ چون خیمه‌ای که چراغِ خیمه‌دارش خاموش شده باشد. امّا تقدیرِ الهی چنین بود که در همین محرم، شکوهِ «حبُ الحسین یجمعنا» را به نمایش بگذارد. و چنین شد که در شب‌هایِ تاریکِ محرم، چشمانِ گریانِ عزاداران، چون ستارگانِ فروزان، خیابان‌ها را روشن کرده؛ زنجیرها و سینه‌ها، نوحه‌ها و فریادهای «یا حسین»، همه در یک ضرب‌آهنگ، همه زیر یک بیرق، همه با یادِ رهبرِ شهید، چنان هم‌آوا گشته که گویی او خود، از ملکوتِ خویش، بر این هم‌صدایی نظاره و در گوشِ تاریخ زمزمه‌ می‌کند: «این چنین است حبُ الحسین؛ این چنین است میراثِ عاشورا؛ این چنین است وعدهٔ خدا که هرگز ناامید نمی‌کند.» و محرمِ بدون او، با حضورِ او در دل‌ها، پرشکوه‌ترین و ماندگارترین محرمِ سال‌های اخیر خواهد بود؛ محرمی که ثابت می‌کند عشق، هرگز در دل نمی‌میرد، بیرقِ حسین، هرگز بر زمین نمی‌افتد و ایران حسین تا ابد پیروز است. روایت‌های بعثت را در اینجا دنبال کنید👇 https://eitaa.com/revayatebesat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
الله أکبر 🔸 عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان 🗓 ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ 🔥 غریو غرّش "ألله أکبر" آمده است 🔥 نهیب نعرۀ حیدر ز خیبر آمده است 🔥 چنین طنین مقدس که دارد این تکبیر 🔥 نه یک شعار، که کبریت احمر آمده است 🔥 چه هیبتی است در "الله أکبر" این شب‌ها 🔥 که همچو غرّش شیر غضنفر آمده است! 🔥 شده است شهر و خیابان و کوچۀ‌ ایران 🔥 قیامتی که در آیات محشر آمده است 🔥 تمام نقشۀ ایران کنون دماوند است 🔥کشیده قدّ و چو سدّ سکندر آمده است 🔥 برآمده است صفیری چو صور اسرافیل 🔥از این خروش خلایق که: رهبر آمده است 🔥 چو مجتبی شده اکنون: "امام خامنه‌ای" 🔥 ز بارِ شاخۀ‌ طوبی یکی بَر آمده است 🔥 خزیده از صدف روزگار مروارید 🔥 از آن سلاله که وصفش به کوثر آمده است 🔥 اجاق دشمن او کور و بی‌ثمر بادا 🔥 که در مقابل این کوثر ابتر آمده است 🔥 چه دیدنی است شغالی که مست و زوزه‌کشان 🔥 به جنگ تن به تنی نزد صفدر آمده است 🔥 نهنگ تنگۀ‌ ما بی‌قرار آن وزغی است 🔥 به نام "ناو" که تقّش دگر در آمده است! 🔥 چو خر تپیده در این باتلاق مرگ‌آور 🔥 به ورطه‌ای چو طبس بار دیگر آمده است 🔥 از این خروش مقدّس شنو چو خاقانی 🔥 که عطر زادۀ زهرای اطهر آمده است روایت‌های بعثت را در اینجا دنبال کنید👇 https://eitaa.com/revayatebesat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⚠️ بالندگی بعثت: فصل تازه‌ای در انتظار، دیده‌بانی، و مطالبه‌گری 🔸 عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان 🗓 ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ پیام دیشب رهبر بزرگ جمهوری اسلامی، امام سید مجتبی خامنه‌ای، در فضایی آکنده از بهت‌زدگی، ابهام، و سرگردانی و نیز هجمه‌ای از شبهه‌ها و پرسش‌ها دربارۀ ضرورت و چگونگی ادامۀ حضور ملت در خیابان، یک فصل الخطاب و حجت عاطفی، سیاسی و عملی بود. در بخش دوم پیام، ایشان می‌فرمایند: «بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌. ایشان همچنین تصریح کرده‌اند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیاده‌خواهی کند زیر بار آن نخواهند رفت. از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود. امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف انواع نصرت‌ها و فتوحات، برای ملّت باشرف ایران به ارمغان آورد.» در این پیام، یکی از واژه‌ها، مرکز گرانش است و بیشترین وزن را دارد و آن ضمیر «ما» است. رهبر رشیدمان، جمع «ملت سرافراز» و «این خادم ناچیز» (که در اوج فروتنی به خودشان اشاره دارد) را به «ما» تعبیر کرده‌اند. ضمیر «ما» را باید در قابی از طلا گذاشت و بر سینۀ تاریخ بشر کوبید تا همه بدانند چرا در ایران اسلامی، یک رهبر، فقط یک رهبر سیاسی نیست بلکه یک ولی امر و یک پدر عظیم الشان است که با مردمش رابطۀ عاطفی و انسانی تنگاتنگی دارد و هرگز خودش را از امتش جدا نمی‌بیند. ای مبعوثان! با افتخار این مدال را بر لباس رزمتان نصب کنید، زیرا رهبرتان رتبۀ مجاهدت شما را از دیشب ارتقا داده و سردوشی بالاتری به شما اعطا کرده است. ضمیر «ما» به مثابه کشتی سیدالشهداست که مسیر رستگاران و نجات‌یافتگان را از دیگران متمایز می‌کند. بنابراین، پس از صد و اندی شب، باید یک بار دیگر این بیعت با ولایت را به مبعوثان تبریک و تهنیت گفت. رهبر عزیزمان، ما را در کنار خویش و با خویش می‌بیند و این بزرگ‌ترین درآغوش‌گیری و نوازشگری‌ای است که می‌تواند از سوی یک رهبر به یک امت ابراز شود و خستگی جهاد را از تن ایشان به در کند. این از ندای مبارک و دم عیسوی دیشب رهبرمان که جان و هستی‌مان به فدایش باد! اما اگر خوب گوش‌هایتان را تیز کرده باشید، یک ندای مشابهی از زمان انقلاب همزمان با ندای دیشب رهبر، در فضا در حال پژواک یافتن بود: «من به پشتوانۀ این ملت، دولت تعیین می‌کنم»! ندایی انقلابی و به شدت آشنا! انگار همین دیروز بود که این ندا در تمام جهان به گوش رسید. امام خمینی (ره) نیز هستۀ مرکزی و شریان اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی را در وجود ملت می‌دید، و به ضمیر «ما» باور داشت. اما توجه داشته باشیم که «من» و «ما»ی خمینی کبیر در تقابل با «آنها» (دولت شاهنشاهی آن زمان) قرار داشت؛ این در حالی است که «ما»ی امام خامنه‌ای عزیز در تقابل با «آنها» به مثابه دولت امروز قرار ندارد، بلکه دولت را پدیده‌ای می‌بیند که نیاز به مراقبت از سوی ملت دارد. بنابراین، علاوه بر مدال افتخاری که رهبر بر سینۀ این ملت مبعوث نشانده است، رسالتی نیز بر دوش ایشان قرار داده است: این مسئولیت جدید بر مبنای رشدیافتگی و بالیدگی «ما» در این صد شب تعریف شده است. «ما» آنقدر رشد کرده‌ایم که باید بدون درگیری و تفرقه، با قرار گرفتن در کمربند وحدت، مسئول مستقیم چند کنشگری باشیم: بر این اساس، باید شکیبی برای ایستادگی، چشمی برای دیده‌بانی، و زبانی برای مطالبه‌گری داشته باشیم. پس ما اکنون ۱) صبورانه چشم به تحقق شروط ده‌گانۀ مورد تایید رهبرمان داریم؛ ۲) به دقت و به دور از حواشی و درگیری شرایط را بررسی و مطالعه می‌کنیم؛ ۳) و در صورت مشاهدۀ هر گونه خطای محاسباتی و عملیاتی، با حفظ حرمت‌ها زبان به مطالبه می‌گشاییم. فراموش نکنیم که اگر آداب رسالت تازه را که از سوی رهبر به «ما» تکلیف شده به جای نیاوریم، از دایرۀ «ما» خارج خواهیم شد. این روزها در حساس‌ترین برهه از تاریخ بعثت قرار داریم، پس باید بیش از هر زمان هوشیار و بیدار باشیم و کشتی جمهوری اسلامی ایران را به درستی از طوفان‌ها عبور دهیم تا به سلامت به ساحل پیروزی و عافیت برسیم. ضمیر «ما» را فراموش نکنید، و به درستی از آن بهره بگیرید که این شاه‌کلید دروازۀ ظهور است. روایت‌های بعثت را در اینجا دنبال کنید👇 https://eitaa.com/revayatebesat
هدایت شده از اصفهان فرهنگ
20.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥اسفند و آتش 🔹رویداد روایت های مردمی از جنگ رمضان برای شهروندان ۵۰ سال بعد 🗓مهلت ارسال آثار ۱۰ تیر 🌐شرایط رویداد و ارسال آثار: B2N.IR/esfandoatash 🔻 🔻 📍سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان ↳ https://eitaa.com/isffarhang ♡ ⌲ㅤ ⎙ㅤ ˡᶦᵏᵉ ᶠᵒʳʷᵃʳᵈ ˢᵃᵛᵉ
🔸 عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان 🗓 ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ دوباره ماه محرم، سیاه پوشیدم، هوای روضه و ماتم، سیاه پوشیدم. میان دستهٔ مست و خراب سینه‌زنی، به سر زدم به همین دم: سیاه پوشیدم. قلم گرفتم و از داغ سینه ضجه زدم، به لحظه لحظهٔ این غم، سیاه پوشیدم. صدای سنج و به جانم دوید لرزهٔ عشق، به پاس این غم مبهم، سیاه پوشیدم! به تشنگی گلوی تو مست شد عالم، به مستی همه عالم، سیاه پوشیدم! قسم به رنگ سیاهِ نشسته بر تن شهر، به والضحی به قسم هم، سیاه پوشیدم! به صبح غم که نفس می‌زد از حوالی طَف به گل به شاخه به شبنم، سیاه پوشیدم. بهشت را به دو گندم فروختم، وَ خوشم: برای اشرف آدم، سیاه پوشیدم. روایت‌های بعثت را در اینجا دنبال کنید👇 https://eitaa.com/revayatebesat
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥گزارش تصویری همایش جانفدایان راه غدیر(‌گرامیداشت یکصد روز بعثت دانشگاهیان) این همایش در روز شنبه ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ در چهاردهمین شنبه شهادت امام شهید با هدف در تحول دانشگاه در تراز امت بعثت یافته برگزار شد؛ این همایش با سخنرانی خانم دکتر جان نثاری بعنوان نماینده دانشگاهیان مبعوث شده آغاز شد، و با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سیدعطار ریاست محترم نهاد رهبری دانشگاه اصفهان و دکتر رکنی زاده ریاست محترم دانشگاه پیرامون "اهمیت نقش آفرینی دانشگاهیان" ادامه یافت. در این مراسم شعرخوانی خانم دوران(دانشجوی علوم پزشکی)،اجرای گروه سرود میناب ۱۶۸(فرزندان کارکنان و استادان) و نیز مولودی خوانی آقای کاظمی(دانش آموخته دانشگاه اصفهان) صورت گرفت. مراسم با قرائت متن بیعت دانشگاهیان با رهبر انقلاب به پایان رسید. 🇮🇷@Masjed_ui
زمان: حجم: 898.8K
🏴در سوگ رهبرم 🎙 🔸 یاور علمی دانشگاه اصفهان 📅 ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ روایت‌های بعثت را در اینجا دنبال کنید👇 https://eitaa.com/revayatebesat
🏴 در سوگ رهبرم 🔸 یاور علمی دانشگاه اصفهان 📅 ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ بسم رب الشهداء و الصدیقین امشب بوی کربلا می‌آید؛ بوی پرچم‌های خونین عاشورا! بوی اشک‌های زینب (س) و غربت حسین (ع)! امشب انگار آسمان، سیاه‌پوش داغ مردانی است که دل از دنیا بریدند و به قافلهٔ سرخ شهیدان پیوستند. چه شبی است! شبی که فرشتگان صف کشیده‌اند و ملائک، آستان رحمت الهی را آذین بسته‌اند. از دور، صدای گام‌های مردی می‌آید که عمر خویش را در راه اسلام، در راه ولایت، و در راه عژت امت سپری کرد. ناگهان درهای نور گشوده می‌شود و حاج قاسم پیش می‌آید، همان سردار بی‌ادعا‌، همان مرد میدان‌های خطر، با لبخندی که بوی شهادت می‌دهد. در کنارش شهید سلامی ایستاده است، استوار چون کوه، و شهید حاجی‌زاده، با نگاه نافذ مردی که آسمان را سنگر دفاع از وطن کرده بود. همه آمده‌اند. همهٔ شهیدان‌، همهٔ عاشقان، همهٔ آنان که جان خویش را نثار اسلام کردند. و چه دیداری! چه لحظه با شکوهی! گویی بار دیگر کربلا تکرار شده است؛ کاروانی از وفاداری، پس از سال‌ها مجاهدت، به میعادگاه عاشقان رسیده‌اند. حاج قاسم دستانش را می‌گشاید و می‌گوید: "خوش آمدی، ای مرد روزهای سخت! خوش آمدی، ای پرچمدار مقاومت! سال‌ها در میان طوفان‌ها ایستادی‌، سال‌ها امید را در دل مؤمنان زنده نگه داشتی و امروز، این جمع مشتاق دیدار توست." اشک در چشمان فرشتگان حلقه می‌زند. شهیدان بیت ولایت نیز گرد می‌آیند؛ مردانی که جان خويش را سپر ایمان و انقلاب کردند. و در آن لحظه، گویی تمام شهیدان تاریخ از بدر و احد، تا کربلا و دفاع مقدس، تا جبهه‌های مقاومت، یک‌صدا زمزمه می‌کنند: "سلام بر رهروان حسین (ع)! سلام بر مردان وفادار به عهد و سلام بر آنان که تا آخر ایستادند!" امشب اگر زمین داغدار است، آسمان جشن می‌گیرد. اگر چشم‌ها اشکبار است، دل‌های مؤمنان به وعدهٔ الهی امیدوار است. زیرا راه شهیدان پایان ندارد، پرچم شهید بر زمین نمی‌ماند و خون شهید، همیشه چراغ راه آزادگان جهان خواهد بود. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و سلام بر همهٔ شهیدان راه حق. 🏴🏴🏴🏴🏴 روایت‌های بعثت را در اینجا دنبال کنید👇 https://eitaa.com/revayatebesat
🔸 عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان 🗓 ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ بگُذار از غمت آتش بزنم جانم را! تا گلستان کنم این سینهٔ سوزانم را! تا بگیرد غزلم بوی محرم، هر اشک، راهی روضه کند، دیدهٔ گریانم را! دردِ از قافله جا ماندنم آباد کند: پا به پای غم من، کلبهٔ احزانم را! طعم غم می‌دهد امشب غزلم ای ساقی! خُم خون کرده‌ای انگار تو دیوانم را! سرخ شد ماه و گل و غنچه، همه پرپر شد: ای بلا! سخت بسوزان گل و گلدانم را؟ تشنهٔ خستهٔ تنهای پر از نور و شکوه! تشنه‌تر کن به خودت، خاک بیابانم را! گِره از پیلهٔ قنداق که وا می‌کردی؛ راز پروانگی آموختی انسانم را! دست و پا می‌زد و چنگی به گریبان تو زد! درد آن لحظه گرفته است گریبانم را! منِ چون مور نشستم به سر راه شما! تا که بانگی بدهم شاه سلیمانم را! می‌رسد نغمهٔ نایی که ندارد نایی: هی پریشان کُنَش این حال پریشانم را! هر چه جز کوی تو رفتم، همه بیراههٔ محض! خون به سوی تو کِشد، راه پشیمانم را! عاشقم کن تو به حدی که به زنجیر کشند: جانِ درماندهٔ دیوانهٔ حیرانم را! کربلا! مقصد پایانی اندوه جهان! تازه کن، هر نفس اندوه فراوانم را! روایت‌های بعثت را در اینجا دنبال کنید👇 https://eitaa.com/revayatebesat
🎨 تجاوزکار می‌بایست با تابوت برگردد 🙎‍♂ 🔸 سیزده ساله از اصفهان 🔷 متن نقاشی 🔹 بالا سمت چپ: صف ما از شما جدا هست و ماییم که پیروز میشیم، نه شما 🔹 بالا سمت راست: وای یکی کمک کنه! Please help! 🔹 پایین سمت چپ: تجاوزکار می‌بایست با تابوت برگردد. 🔹 پایین سمت راست: به جهنم خوش آمدی! روایت‌های بعثت را در اینجا دنبال کنید👇 https://eitaa.com/revayatebesat