~روایت نور ~🌿
🌿📖 بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیم سلام و خوش آمدید به 『 روایتِ نور ✨ 』 اینجا قرار است همراه
دوستان نویسنده تصمیم گرفته که فصل دوم رمان خط سرخ رو بنویسه .....🖍️
انشالله سال بعد در آبان ماه فصل دوم پارت گذاری میشه در کانال ولی فکر کنم از شنبه vip رمان افتتاح بشه اگه نظر هاتون زیاد باشه شایدم همین امشب...
منتظر نظر هاتون هستم
@montegha_zahra135
- یا مدارکم رو میدی یا زنم میشی!
- البته موقت! دلتو خوش نکن که قراره زنم بشی فقط تا زمانی که مدارکم برگرده به خودم، ص/یغه ام می مونی.
چند بار بگم؟ دست من نیست. من دزد نیستم.
به سمتم هجوم می آورد.
با وحشت زمزمه میکنم: من نامزد دارم
- یه کار نکن که دهنتو پر خون کنم! زر مفت هم نزن وقتی از جیک و پوک زندگیت خبر دارم.
- فردا میریم محضر، اگر با پای خودت نیای؛ مجبورت میکنم
ترس را کنار می گزارم و جیغ میکشم:
- نمیخوام، نمیام.
سکوت که می کند، وحشت میکنم.
- نفس ، به تمام مقدساتت قسم، همین جا سر جلو می آورد، و گفت : - تو که دلت نمیخواد آبروت بره. هوم؟
- نِ... نمیخوام.
با تاکید می خروشد: - زنم میشی...
با عجز سر تکان می دهم - زنت میشم.
سرش بیشتر جلو آورد و......
https://eitaa.com/joinchat/4136502886C9ae2b6cf91
-تـو..تـو پـلیـسـی؟!
سـعـی کـرد آرومـم کـنه تـا نـزنـه بـه سـرم:
-آره ولـی بـا تـو کـاری نـدارم نـفـسـم.
قـدمـی عـقـب رفـتـم:
-ولـی پـدرمو کش"ـتی.تـوعه لعنتی کشـ"تیش
تـا بـه خـودش بجنـبـه تیـ"زیـو رو رگـ"م فـشـردم و بـا فـواره زدن خـ"ون
گفتم حالا هم منو بچتو کشتی ...😱📛🩸
https://eitaa.com/joinchat/4136502886C9ae2b6cf91
🏷╎- هوالمعشوق ؛
¬ پستای ِدر وصف حضرت ِحیدر این چنل
ُیه جور دیگه خاصه . . ❤️🔥🤞🏽 ]
𝗝̣࣭᷑𝗢๋𝗜͚𝗡ۤ𝗨̫̾𝗦 ⦂ ⎝ 𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝗷𝗼𝗶𝗻𝗰𝗵𝗮𝘁/𝟮𝟭𝟰𝟬𝟳𝟯𝟰𝟳𝟮𝟰𝗖𝟰𝟭𝗯𝗱𝟭𝟲𝗮𝟯𝟳𝗱 ⎞𝇁𝇃𝇂
فریادمیکشم که علی هو و هو علیست ؛📍
➜ [ 𝗛 𝗘 𝗬 𝗗 𝗔 𝗥 - 𝗞 𝗔 𝗥 𝗔 𝗥 ] ᯓ