۱۴ اسفند ماه #سالروز_شهادت #طلبه_شهید #نصرالله_رویشی گرامی باد.🥀
چهارم فروردین 1344، در روستای پاکوه کندر از توابع شهرستان رودان چشم به جهان گشود. پدرش عبدالله (فوت1364) روحانی بود و مادرش شهربانو نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. سپس به فراگیری علوم دینی و حوزوی تا سطح (مقدمات) پرداخت. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. چهاردهم اسفند 1365، در شلمچه به شهادت رسید. پیکرش مدتها در منطقه بر جا ماند و پانزدهم اردیبهشت 1380، پس از تفحص در روستای دهبارز تابعه شهرستان زادگاهش به خاک سپرده شد.
#شهدای_روحانی
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
فرازهایی از #وصیتنامه
#شهید_نصرالله_رویشی
از آنجایی که هر انسانی و هر موجود زنده ای باید مزه مرگ را بچشد این عبد عاصی خدا نیز از حیثی که از اویم و باید به سوی او بروم راه سرخ شهادت را با اکمل رضایت خویش پذیرا شدم و انتخاب نمودم همانطور که از اعمه معصومین نقل شده که بدنهای شما به اندازه بهشت می ارزد وآنرا به کمتر از بهشت نفروشید یا ندهید.این اقل قلیل هم اطاعت از اهل بیت عصمت وطهارت را مطیع شدم و این بدن امانتی از خداوند بود که به من سپرده شده بود که این حقیر به امانت ارباب خیانت کردم و از رب ودود خود انتظار دارم که این امانت خیانت شده را از این ذلیل به شایستگی و کرم خود قبول بنماید.
از دوستان عزيزم چه طلبه و چه غير طلبه ها تقاضا دارم كه در مرحله اول براي رضاي خدا از فراق اين بنده حقير ناله و گريه زاري نكنيد و از خداوند بخواهيد كه اين امانت را بپذيرد و ثانيا اينكه حسين زمان خود يعني اين سيد بزرگوار از سلاله فرزند پيغمبر اكرم و از ذريه كسي كه پهلوي او شكست و به شهادت رسيد و تنها نگذاريد. اي كساني كه براي حسين(ع) و يارانش سالها بر سر و سينه زديد صحنه كربلا تكرار شده و حالا فرزندي از فرزندان امام حسين(ع) شما را دعوت به ياري كردن اسلام نموده. او را تنها رها نكنيد كه وقت آزمايش است.
سر حسین بن علی ع که در مجلس یزید به او اهانت شده و چوب بر لبهای مبارکش زده شده و حتی جسارتهای بیشتر اینکه شرابی به یزید لعین زهرمار مینموده مقداری از انرا بر روی سرمبارک حسین ع ریخته است ای ملت ایران بالاخص ملت رودان تقاص سر بریده امام حسین ع را از یزیدیان زمان بستانید پهلوی شکسته را باید انتقام نموده بدن پاره پاره را باید تقاص نمود که من سلام همه کسانی که برای رضای خدا انتقام پهلوی سوخته شده حضرت زهرا س را بگیرند به فاطمه زهرا س خواهم رساند.امیدوارم وصیت مرا از یاد نبرید .
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#اطلاعیه
🔻جانفشانی مأمور پلیس با نجات جان ۲ عابر
🔹رئیس پلیس پایتخت: یکی از ماموران ناجا به نام #جواد_رضایی به صورت پیاده از منزلش در خیابان نبرد به سمت محل کار در تردد بود که متوجه حرکت یک خودرو با سرعتی سرسامآور به سمت عابران پیاده میشود و در اقدامی #شهادتطلبانه بیدرنگ به سمت عابران پیاده رفته و آنها را به سمت دیگر پرت میکند اما متاسفانه خودش به علت برخورد شدید خودروی سمند با وی در دم جان میسپارد.
#شادی_روحش_صلوات
#نسال_الله_منازل_الشهداء
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۱۴اسفندماه ، #سالروز_شهادت #مدافع_حرم #شهید_احمد_گودرزی گرانی باد . 🥀
تاریخ تولد : سال 1357
محل تولد : بروجرد
تاریخ شهادت : 1394/12/14
محل شهادت : حلب - سوریه
وضعیت تاهل : متاهل با 1 فرزند
محل مزار شهید : تهران- بهشت زهرا (س)
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#خاطرات_شهدا
اگر من نروم، شما آزادی نخواهید داشت
مادر شهید گودرزی در خصوص نحوه رضایت گرفتن احمد برای اعزام به سوریه توضیح داد: زمانی متوجه حضور احمد در سوریه شدیم که وی اعزام شده بود. در تماس تلفنی گفت، «مادر جان، اگر نروم، اگر همرزم من نرود، دیگر مادر و خواهر من نمیتواند در ایران آزادی داشته باشد، هر لحظه ترس از حضور دشمن آرامش را از آنها میگیرد🌺
#سالروز_شهادت
🌷سروان پاسدارشهیدحاج #احمد_گودرزی🌷
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
8.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ببینید
🔺قبل از عملیات روضه خوانی،سینه زنی و عهد شهادت شهیدان:
#عباس_کردانی
#محمد_کیهانی
#احسان_میرسیار
#احمد_گودرزی
و..... عهد بستن که شفیع هم باشن
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#سیره_شهدا
#شهید_احمد_گودرزی
سرهنگ پاسدار احمد گودرزی متولد اول فروردین ۱۳۵۷ بود که در ورامین بزرگ شد.
شهید گودرزی چند روز مانده به مرحله دوم اعزام خود گفته بود، بی قرارم، نمی توانم بمانم و طاقت ندارم. این شهید خیلی به فکر خانواده بود و تنها جایی که خودخواهی کرد بر سر رفتن به سوریه بود. این موضوع را برای خودش خواست و خدا هم مزد خوبی هایش را داد. احمد با دوستانش در محل کار رفاقت مثال زدنی داشت. نیروهای گردان مقداد بعد از آنکه دو گردان حمزه و مقداد ادغام شدند، پیوسته نزد شهید احمد گودرزی بودند. اخلاق احمد چنان اثرگذار بود که سبب می شد دیگران جلب اخلاقش شوند و بسیار زود با همه ارتباط برقرار می کرد و هیچ کس از دستش ناراحت نمی شد. وی همیشه در سلام کردن پیشتاز بود و اجازه نمی داد در این باره به عنوان نفر دوم قرار بگیرد. این شهید یکی از مدافعان حریم اهل بیت بود که ۱۴ اسفند ۱۳۹۴ در سوریه به شهادت رسید. از این شهید بزرگوار دختری به یادگار مانده است که زمان شهادت پدرش ۴۳ روزه بود. فرزندی که هرگز او را ندید. زهرا رضایی، همسر شهید گودرزی می گوید: «وقتی پیکر شهید میثم نجفی را آوردند، احمد هر شب به فکر می رفت. وقتی چشمش به عکس شهید میثم نجفی می افتاد می گفت: دوستم دخترش را ندید و شهید شد. گاهی می گویم خبر نداشت دخترش را نمی بیند و شهید می شود. عجیب که خود احمد هم دخترش را ندید و شهید شد.»
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#اطلاع_نگاشت
🕊 مدافع حرم #شهید_احمد_گودرزی
💐شادی ارواح طیبه شهدا #صلوات.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۱۴ اسفند ماه #سالروز_شهادت #شهید_ناصر_بذری گرامی باد . 🥀
نام پدر : عباس
نام مادر : نجیبه شانه بندپورطبری
تاریخ تولد :1342/01/15
تاریخ شهادت : 1365/12/14
محل شهادت : شلمچه
گلزار : شهدای معتمدی
عملیات : کربلای پنج
راوی : حاج نادر بذری: روز بعد دوباره آتش عملیات شدت گرفت. انفجارها خیلی سخت بود. طوری که چند دقیقه اول تلفات داشتیم و بعد از مدتی معاون گردان اکبر خورنده گفت بچهها آماده باشید. ما هم آماده شدیم و رفتیم منطقه عملیاتی. همین طور جنازه بود که روی زمین افتاده بود. دوست نداشتم این صحنهها را ببینم. اما باید دنبال برادرانم میگشتم. هر شهیدی را که میدیدم یاد حضرت زینب(س) میافتادم.
داخل سنگر شدم و نماز خواندم. آن موقع ۱۸ سالم بود. یکی از بچهها آمد و گفت نادر لباست را جمع کن برو خانه. علتش را پرسیدم که گفت برادرت ناصر مجروح شده و باید برگردی. گفتم خانه نمیروم. اما فرمانده اصرار کرد. وقتی باز هم مخالفت کردم، یک نفر گفت جعفر شهید شده است. خبر شهادت جعفر را که شنیدم خیلی گریه کردم. همه آمدند دلداریام دادند.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۱۴ اسفند ماه #سالروز_شهادت #شهید_جعفر_بذری گرامی باد . 🥀
نام پدر : عباس
نام مادر : نجیبه شانه بندپورطبری
تاریخ تولد : 1339/10/1
تاریخ شهادت : 1365/12/14
محل شهادت : شلمچه
گلزار : شهدای معتمدی
عملیات : کربلای پنج
🌺راوی برادر شهید ، حاج نادر بذری : بعد از چند روز به بابل برگشتم. مادرم خبر نداشت پسرانش شهید شدهاند. وقتی به محله رسیدم کیف برادران شهیدم دستم بود. به کوچه که رسیدم، همسایهها از حالتم و اینکه سه تا ساک همراهم بود متوجه شدند که ناصر و جعفر به شهادت رسیدهاند. انگار که به آنها الهام شده بود، یکدفعه شیون سر دادند و تا رسیدم خانه مادرم با پای برهنه آمد.
🌹هر سه تا کیف از دستم افتاد و گریه کردم. مادرم گفت بگو که برادرانت ترکش خوردند و اوج گرفتند! نمیدانم چطور از نحوه شهادتشان مطلع شده بود. اما از آن به بعد مادرم اسم من را ذوالجناح گذاشت. همه میدانیم اهل بیت امام حسین(ع) وقتی که ذوالجناح را بدون امام دیدند متوجه شدند که اباعبدالله(ع) به شهادت رسیده است. مادرم هم تا آخر عمرش و تا زمانی که زنده بود به من میگفت: «نادرم ذوالجناح است.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🌷نحوه شهادت برادران شهید جعفر و ناصر بذری
🌺جعفر توی زندگیش به روضه های حضرت زهرا (س) حساس بود و ناصر یه روضه های شش ماهه کربلام وقتی روضه علی اصغر (ع)خونده میشد صدای ناله ناصر بلند میشد.
جالب اینجاست در وسط عملیات دو برادر کنار هم بودند که خمپاره از آتیش دشمن در بینشان منفجر میشه.
ترکش ها هم میدونن به اذن الله به کی بخورند و به کجا بخورند
ترکشی به اذن الله به پهلوی جعفر میخوره که به روضه های حضرت زهرا (س) حساس بود و ترکشی به حنجره ناصر میخوره که به روضه های شه زاده علی اصغر (ع) ارادت خاصی داشت.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani