انتشارات روایت فتح
۱۹ دیماه
سالگرد شهادت حاج احمد کاظمی
مجموعه کتابهای یادگاران
یادگاران ۱۹ شهید احمد کاظمی
«یادگاران» عنوان کتاب هایی است که بنا دارد تصویرهایی از سال های جنگ را در قالب خاطره های بازنویسی شده، برای آن ها که آن سال ها را ندیده اند نشان بدهد. این مجموعه راهی است به سرزمینی نسبتا بکر میان تاریخ و ادبیات، میان واقعه ها و بازگفته ها. خواندنشان تنها یادآوری است، یادآوری این نکته که آن مردها بوده اند و آن واقعه ها رخ داده اند؛ نه در سال ها و جاهای دور، در همین نزدیکی.
📖 گزیده ایی از کتاب
کسی نمیتوانست راحت به احمد فرمان بدهد. فرمانده هان سپاه آبادان ازش گله داشتند. میگفتند چرا مثل دیگران، راحت هر دستوری بدهند نمی پذیرد. می خواهد اول قانع شود بعد بپذیرد. به دشمن هم مسلط بود. بچه های سپاه آبادان، یک محور نه چندان مهم عملیاتی را سپردند به نجف آبادی ها. احمد زیر بار نرفت. گفت «محور فیاضیه را بدهید ما، تا نفس دشمن رو بگیریم»
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
#تجدید_چاپ
کتاب آوریل 3015 به چاپ دوم رسید.
«روایت داستانی شهید امنیت اکبر عبدالله نژاد از زبان همسر»
✍به قلم: مریم شیدا
📚ناشر: روایت فتح
💳قیمت: ۱۷۵ هزار تومان
💎معرفی کتاب:
روایت کتاب آوریل 3015 به زبان اولشخص و از زبان همسر شهید یعنی مریم است و دقیقا از نقطهای شروع میشود که او قصد ازدواج ندارد و همه خواستگارانش را جواب میکند تا پای اکبر عبداللهنژاد به خانهشان باز میشود، مهرش به دلش مینشیند و نمیتواند نه بگوید. درواقع این کتاب روایتهای جزئی و دقیقی است که چگونه عشق اکبر در دل مریم مینشیند. او چگونه رفتار میکند. چگونه همسر و پدری است. چگونه پسر و برادری است که همه تا این حد دوستش دارند و با خانواده و مردم و همکاران چطور رفتار میکند.
نام کتاب که نامی عجیب بهنظر میرسد از بخشهای پایانی کتاب و آخرین خداحافظی شهید با خانوادهاش وام گرفته شده است. جایی که شهید زمان برگشت خود را آوریل ۳۰۱۵ اعلام می کند!
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
۱۹ دیماه
سالگرد شهادت حاج احمد کاظمی
مجموعه کتابهای یادگاران
یادگاران ۱۹ شهید احمد کاظمی
«یادگاران» عنوان کتاب هایی است که بنا دارد تصویرهایی از سال های جنگ را در قالب خاطره های بازنویسی شده، برای آن ها که آن سال ها را ندیده اند نشان بدهد. این مجموعه راهی است به سرزمینی نسبتا بکر میان تاریخ و ادبیات، میان واقعه ها و بازگفته ها. خواندنشان تنها یادآوری است، یادآوری این نکته که آن مردها بوده اند و آن واقعه ها رخ داده اند؛ نه در سال ها و جاهای دور، در همین نزدیکی.
📖 گزیده ایی از کتاب
کسی نمیتوانست راحت به احمد فرمان بدهد. فرمانده هان سپاه آبادان ازش گله داشتند. میگفتند چرا مثل دیگران، راحت هر دستوری بدهند نمی پذیرد. می خواهد اول قانع شود بعد بپذیرد. به دشمن هم مسلط بود. بچه های سپاه آبادان، یک محور نه چندان مهم عملیاتی را سپردند به نجف آبادی ها. احمد زیر بار نرفت. گفت «محور فیاضیه را بدهید ما، تا نفس دشمن رو بگیریم»
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
به زودی...
«-----------• استاد تمام •-----------»
📚دانشمند هسته ای مسعود علیمحمدی به روایت همسر
✍به قلم لعیا رزاق زاده
✅ منتظر این کتاب باشید
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
مجموعه کتابهای نیمه پنهان ماه
نیمه پنهان ماه ۲۳
شهید رسانه غلامرضا رهبر
۲۱ دیماه
سالروز شهادت جاوید الاثر
غلامرضا رهبر
شهادت:
۲۱ دیماه ۱۳۶۵ عملیات کربلای ۵
بر اساس خاطراتی از فریبا انصاری همسر شهید
✍ابوالفضل طاهرخانی
📖 برشی از کتاب
همین جوری قبولش دارم!
بار اول، تنهایی به خواستگاری ام آمد. با گل و شیرینی و لبخندی که بر لب داشت. با پدر و مادرم صحبت کرد. یادم است در همان موقع مادرم بهش گفت «فریبا فقط از خونه رفته مدرسه و از مدرسه اومده خونه. آشپزیش هم تعریفی نداره» در جواب مادرم گفت «همین جوری قبولش دارم.» بعد دو نفری رفتیم توی اتاقی نشستیم و حرف هایمان را زدیم «روز اول که شما رو دیدم با خودم گفتم این دختریه که دنبالش می گشتم نگشته بودم، سرنوشت آورده بود دم در خونمون. حالا که به اینجا رسیدیم، بذار همه چی رو رک و راست بگم! به اندازه ی حقوق می گیرم که زندگی روزمره تون بچرخه. بیش تر موقع ها توی مأموریتم. باید آمادگیش رو داشته باشی خوب فکراتو بکن، اگه دیدی با شرایطم می تونی زندگی کنی، بسم الله ...»
گفتم «چه شرایطی؟»
گفت «اگه رفتم مأموریت، رفتنم دست خودمه، اما برگشتنم دست خودم نیست جاهایی می رم که ممکنه برگشتی تو کار نباشه.» گفتم «می فهمم چی می گین، حاضرم با هر شرایطی با شما زندگی کنم.»
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
هدایت شده از پخش کتاب آفتاب پنهان
انتشارات روایت فتح
به زودی...
«-----------• استاد تمام •-----------»
📚دانشمند هسته ای مسعود علیمحمدی به روایت همسر
✍به قلم لعیا رزاق زاده
✅ منتظر این کتاب باشید
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
هدایت شده از پخش کتاب آفتاب پنهان
انتشارات روایت فتح
مجموعه کتابهای نیمه پنهان ماه
نیمه پنهان ماه ۲۳
شهید رسانه غلامرضا رهبر
۲۱ دیماه
سالروز شهادت جاوید الاثر
غلامرضا رهبر
شهادت:
۲۱ دیماه ۱۳۶۵ عملیات کربلای ۵
بر اساس خاطراتی از فریبا انصاری همسر شهید
✍ابوالفضل طاهرخانی
📖 برشی از کتاب
همین جوری قبولش دارم!
بار اول، تنهایی به خواستگاری ام آمد. با گل و شیرینی و لبخندی که بر لب داشت. با پدر و مادرم صحبت کرد. یادم است در همان موقع مادرم بهش گفت «فریبا فقط از خونه رفته مدرسه و از مدرسه اومده خونه. آشپزیش هم تعریفی نداره» در جواب مادرم گفت «همین جوری قبولش دارم.» بعد دو نفری رفتیم توی اتاقی نشستیم و حرف هایمان را زدیم «روز اول که شما رو دیدم با خودم گفتم این دختریه که دنبالش می گشتم نگشته بودم، سرنوشت آورده بود دم در خونمون. حالا که به اینجا رسیدیم، بذار همه چی رو رک و راست بگم! به اندازه ی حقوق می گیرم که زندگی روزمره تون بچرخه. بیش تر موقع ها توی مأموریتم. باید آمادگیش رو داشته باشی خوب فکراتو بکن، اگه دیدی با شرایطم می تونی زندگی کنی، بسم الله ...»
گفتم «چه شرایطی؟»
گفت «اگه رفتم مأموریت، رفتنم دست خودمه، اما برگشتنم دست خودم نیست جاهایی می رم که ممکنه برگشتی تو کار نباشه.» گفتم «می فهمم چی می گین، حاضرم با هر شرایطی با شما زندگی کنم.»
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
🔷 ۲۱ دی سالروز شهادت تصویربردار و دومین شهید مجموعه «روایت فتح» شهید والامقام حسن هادی گرامی باد.
♦️شهید آوینی: «روز دوم عملیات كربلای پنج، در محور پاسگاه شلمچه، این حسن است كه از پشت دوربین به جبهه مینگرد و قدم به قدم به آن امر محتومی كه رد و تبدیلی در آن نیست نزدیک میشود. در نزدیكی پاسگاه شلمچه، كه بیش از چند ساعتی از تسخیر آن نمیگذشت، حسن بر صدق وعدههای خدا گواهی داد و به آن حیاتی كه خداوند به احدی از آدمیان جز شهدا عطا نفرموده است نائل آمد و از سِرِّ این سخن نیز كسی جز شهید آگاه نیست.
♦️گفتند كه حسن هادی دانشجو بود، اما نگفتند كه او همواره میترسید از اینكه مبادا دانشگاه او را از مردم و راه آنان جدا كند. مردم ما امروز مظهر عشق و اطاعت و وفا هستند و حسن دریافته بود كه آنچه او را از مردم دور كند، از خدا دور كرده است.
♦️دعای حسن مستجاب شد. او از خود گذشت و خود را در مردم، در این امت بزرگ یافت و اینچنین، صفات محمود امت حزبالله را یکجا در وجود خود گرد آورد. دانشجو بود، طلبه هم بود؛ هنرمند بود، رزمنده هم بود. فلسفه میخواند و فلسفه هم میگفت. شاگرد بود و درس میگرفت؛ معلم هم بود و درس می داد. ورزشكار بود، نویسنده هم بود. شجاع بود و مهربان. سرسخت بود، و در عین سرسختی، سخت لطیف و رقیق. عاشق بود و معشوق دوستانش. با خانوادهاش سخت مهربان بود، اگرچه در خانه نمیماند و به قول پدرش صدای مارش كه میشنید دیگر كسی نمیتوانست جلودارش باشد.»
🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
هدایت شده از پخش کتاب آفتاب پنهان
انتشارات روایت فتح
به زودی...
«-----------• استاد تمام •-----------»
📚دانشمند هسته ای مسعود علیمحمدی به روایت همسر
✍به قلم لعیا رزاق زاده
✅ منتظر این کتاب باشید
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
🔷 ۲۲ دی سالروز شهادت صدابردار و سومین شهید مجموعه «روایت فتح» ابوالقاسم بوذری گرامی باد.
♦️شهید آوینی: «قاسم، پرصلابت و استوار، پیشاپیش ما حرکت میکرد و صدا میگرفت. دیگر تا شهادت قاسم نیم ساعتی بیشتر نمانده است. قاسم دلاورانه، استوار و باصلابت، از میان کانالهای تازه تسخیرشده دشمن عبور میکرد و به میقات خویش نزدیک میشد؛ به آن میقات و میعادی که امانت ازلی خویش را ادا کند و از وفاداران شود؛ وفادار به عهد فطرت و به «ما لَم يُؤتِ أَحَداً مِنَ العالَمِينَ» دست پیدا کند، به آنچه هیچکس را جز شهید عطا نکردهاند.
♦️اکنون که بار دیگر به آن صحنهها مینگریم، تو گویی این راه، راهی است که قاسم را به سوی جاودانگی و حیات عنداللهی میبُرد. قاسم جان، بگو چه شد که تو لیاقت لقاء یافتی و ما را جز حسرتی نصیب نشد؟ مگر چه کرده بودی که خداوند از میان ما تنها تو را برگزید؟»
🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
https://eitaa.com/revaytmodafean