انتشارات روایت فتح
مجموعه کتابهای نیمه پنهان ماه
نیمه پنهان ماه ۲۳
شهید رسانه غلامرضا رهبر
۲۱ دیماه
سالروز شهادت جاوید الاثر
غلامرضا رهبر
شهادت:
۲۱ دیماه ۱۳۶۵ عملیات کربلای ۵
بر اساس خاطراتی از فریبا انصاری همسر شهید
✍ابوالفضل طاهرخانی
📖 برشی از کتاب
همین جوری قبولش دارم!
بار اول، تنهایی به خواستگاری ام آمد. با گل و شیرینی و لبخندی که بر لب داشت. با پدر و مادرم صحبت کرد. یادم است در همان موقع مادرم بهش گفت «فریبا فقط از خونه رفته مدرسه و از مدرسه اومده خونه. آشپزیش هم تعریفی نداره» در جواب مادرم گفت «همین جوری قبولش دارم.» بعد دو نفری رفتیم توی اتاقی نشستیم و حرف هایمان را زدیم «روز اول که شما رو دیدم با خودم گفتم این دختریه که دنبالش می گشتم نگشته بودم، سرنوشت آورده بود دم در خونمون. حالا که به اینجا رسیدیم، بذار همه چی رو رک و راست بگم! به اندازه ی حقوق می گیرم که زندگی روزمره تون بچرخه. بیش تر موقع ها توی مأموریتم. باید آمادگیش رو داشته باشی خوب فکراتو بکن، اگه دیدی با شرایطم می تونی زندگی کنی، بسم الله ...»
گفتم «چه شرایطی؟»
گفت «اگه رفتم مأموریت، رفتنم دست خودمه، اما برگشتنم دست خودم نیست جاهایی می رم که ممکنه برگشتی تو کار نباشه.» گفتم «می فهمم چی می گین، حاضرم با هر شرایطی با شما زندگی کنم.»
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
هدایت شده از پخش کتاب آفتاب پنهان
انتشارات روایت فتح
به زودی...
«-----------• استاد تمام •-----------»
📚دانشمند هسته ای مسعود علیمحمدی به روایت همسر
✍به قلم لعیا رزاق زاده
✅ منتظر این کتاب باشید
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
هدایت شده از پخش کتاب آفتاب پنهان
انتشارات روایت فتح
مجموعه کتابهای نیمه پنهان ماه
نیمه پنهان ماه ۲۳
شهید رسانه غلامرضا رهبر
۲۱ دیماه
سالروز شهادت جاوید الاثر
غلامرضا رهبر
شهادت:
۲۱ دیماه ۱۳۶۵ عملیات کربلای ۵
بر اساس خاطراتی از فریبا انصاری همسر شهید
✍ابوالفضل طاهرخانی
📖 برشی از کتاب
همین جوری قبولش دارم!
بار اول، تنهایی به خواستگاری ام آمد. با گل و شیرینی و لبخندی که بر لب داشت. با پدر و مادرم صحبت کرد. یادم است در همان موقع مادرم بهش گفت «فریبا فقط از خونه رفته مدرسه و از مدرسه اومده خونه. آشپزیش هم تعریفی نداره» در جواب مادرم گفت «همین جوری قبولش دارم.» بعد دو نفری رفتیم توی اتاقی نشستیم و حرف هایمان را زدیم «روز اول که شما رو دیدم با خودم گفتم این دختریه که دنبالش می گشتم نگشته بودم، سرنوشت آورده بود دم در خونمون. حالا که به اینجا رسیدیم، بذار همه چی رو رک و راست بگم! به اندازه ی حقوق می گیرم که زندگی روزمره تون بچرخه. بیش تر موقع ها توی مأموریتم. باید آمادگیش رو داشته باشی خوب فکراتو بکن، اگه دیدی با شرایطم می تونی زندگی کنی، بسم الله ...»
گفتم «چه شرایطی؟»
گفت «اگه رفتم مأموریت، رفتنم دست خودمه، اما برگشتنم دست خودم نیست جاهایی می رم که ممکنه برگشتی تو کار نباشه.» گفتم «می فهمم چی می گین، حاضرم با هر شرایطی با شما زندگی کنم.»
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
🔷 ۲۱ دی سالروز شهادت تصویربردار و دومین شهید مجموعه «روایت فتح» شهید والامقام حسن هادی گرامی باد.
♦️شهید آوینی: «روز دوم عملیات كربلای پنج، در محور پاسگاه شلمچه، این حسن است كه از پشت دوربین به جبهه مینگرد و قدم به قدم به آن امر محتومی كه رد و تبدیلی در آن نیست نزدیک میشود. در نزدیكی پاسگاه شلمچه، كه بیش از چند ساعتی از تسخیر آن نمیگذشت، حسن بر صدق وعدههای خدا گواهی داد و به آن حیاتی كه خداوند به احدی از آدمیان جز شهدا عطا نفرموده است نائل آمد و از سِرِّ این سخن نیز كسی جز شهید آگاه نیست.
♦️گفتند كه حسن هادی دانشجو بود، اما نگفتند كه او همواره میترسید از اینكه مبادا دانشگاه او را از مردم و راه آنان جدا كند. مردم ما امروز مظهر عشق و اطاعت و وفا هستند و حسن دریافته بود كه آنچه او را از مردم دور كند، از خدا دور كرده است.
♦️دعای حسن مستجاب شد. او از خود گذشت و خود را در مردم، در این امت بزرگ یافت و اینچنین، صفات محمود امت حزبالله را یکجا در وجود خود گرد آورد. دانشجو بود، طلبه هم بود؛ هنرمند بود، رزمنده هم بود. فلسفه میخواند و فلسفه هم میگفت. شاگرد بود و درس میگرفت؛ معلم هم بود و درس می داد. ورزشكار بود، نویسنده هم بود. شجاع بود و مهربان. سرسخت بود، و در عین سرسختی، سخت لطیف و رقیق. عاشق بود و معشوق دوستانش. با خانوادهاش سخت مهربان بود، اگرچه در خانه نمیماند و به قول پدرش صدای مارش كه میشنید دیگر كسی نمیتوانست جلودارش باشد.»
🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
هدایت شده از پخش کتاب آفتاب پنهان
انتشارات روایت فتح
به زودی...
«-----------• استاد تمام •-----------»
📚دانشمند هسته ای مسعود علیمحمدی به روایت همسر
✍به قلم لعیا رزاق زاده
✅ منتظر این کتاب باشید
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
🔷 ۲۲ دی سالروز شهادت صدابردار و سومین شهید مجموعه «روایت فتح» ابوالقاسم بوذری گرامی باد.
♦️شهید آوینی: «قاسم، پرصلابت و استوار، پیشاپیش ما حرکت میکرد و صدا میگرفت. دیگر تا شهادت قاسم نیم ساعتی بیشتر نمانده است. قاسم دلاورانه، استوار و باصلابت، از میان کانالهای تازه تسخیرشده دشمن عبور میکرد و به میقات خویش نزدیک میشد؛ به آن میقات و میعادی که امانت ازلی خویش را ادا کند و از وفاداران شود؛ وفادار به عهد فطرت و به «ما لَم يُؤتِ أَحَداً مِنَ العالَمِينَ» دست پیدا کند، به آنچه هیچکس را جز شهید عطا نکردهاند.
♦️اکنون که بار دیگر به آن صحنهها مینگریم، تو گویی این راه، راهی است که قاسم را به سوی جاودانگی و حیات عنداللهی میبُرد. قاسم جان، بگو چه شد که تو لیاقت لقاء یافتی و ما را جز حسرتی نصیب نشد؟ مگر چه کرده بودی که خداوند از میان ما تنها تو را برگزید؟»
🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
https://eitaa.com/revaytmodafean
#منتشر_شد
انتشارات روایت فتح
۲۲ دیماه
همزمان با سالروز شهادت اولین شهید هسته ای، کتاب شهید مسعود علیمحمدی منتشر شد.
استاد تمام
«شهید مسعود علیمحمدی دانشمند هسته ای به روایت همسر»
✍به قلم: لعیا رزاق زاده
📚ناشر: روایت فتح
💳قیمت: ۱۰۰ هزار تومان
📄معرفی
«استاد تمام» روایت دلنشینی از زندگی منصوره و مسعود دانشمند هسته ای است که صبر، شادی، ازخودگذشتگی، اشک،علم و اقتدار را در هم آمیخته است.
این کتاب منبع خوبی برای پی بردن به زندگی سخت و خانوادگی یک دانشمند هسته ای است. زندگی که در سایهٔ تهدید شوم دشمنان الگوی مناسبی از صبر و تلاش برای جوانان خواهد شد.
🔗برشی از کتاب
شیشه ها شکست. سرم سوت کشید. گیج شدم. ترسیدم. فکر کردم زلزله آمده که شیشه ها شکسته اند و رویم می ریزند. با صدای جیغ الهام به خودم آمدم. زبانم بند آمده بود. الهام دوید و آمد پیشم.داد زدم:«الهام، بابات...»
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
هدایت شده از پخش کتاب آفتاب پنهان
#منتشر_شد
انتشارات روایت فتح
۲۲ دیماه
همزمان با سالروز شهادت اولین شهید هسته ای، کتاب شهید مسعود علیمحمدی منتشر شد.
استاد تمام
«شهید مسعود علیمحمدی دانشمند هسته ای به روایت همسر»
✍به قلم: لعیا رزاق زاده
📚ناشر: روایت فتح
💳قیمت: ۱۰۰ هزار تومان
📄معرفی
«استاد تمام» روایت دلنشینی از زندگی منصوره و مسعود دانشمند هسته ای است که صبر، شادی، ازخودگذشتگی، اشک،علم و اقتدار را در هم آمیخته است.
این کتاب منبع خوبی برای پی بردن به زندگی سخت و خانوادگی یک دانشمند هسته ای است. زندگی که در سایهٔ تهدید شوم دشمنان الگوی مناسبی از صبر و تلاش برای جوانان خواهد شد.
🔗برشی از کتاب
شیشه ها شکست. سرم سوت کشید. گیج شدم. ترسیدم. فکر کردم زلزله آمده که شیشه ها شکسته اند و رویم می ریزند. با صدای جیغ الهام به خودم آمدم. زبانم بند آمده بود. الهام دوید و آمد پیشم.داد زدم:«الهام، بابات...»
╭─┅🍃🇮🇷🍃┅─╮
https://eitaa.com/revaytmodafean
╰─┅🍃💎🍃┅─╯
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات کتابستان معرفت
کتاب: ((خار و میخک)) چاپ هشتم
✍ شهید یحیی سنوار
ترجمه: اسما خواجه زاده
رمان «خار و میخک» نوشته شهید یحیی سنوار دبیر فقید دفتر سیاسی حماس این کتاب دربرگیرنده روایت سنوار از دوران حبس طولانی اش در زندانهای اسرائیل است.
"خار و میخک" نه تنها یک اثر داستانی، بلکه گواهی عمیق بر روح پایدار غزه است. این روایت که توسط یحیی سنوار در میان سایههای زندانهای اسرائیل نوشته شده است، از داستان سرایی سنتی فراتر میرود تا نگاهی ناب و بدون فیلتر به آن ارائه دهد.
این رمان در ۳۰ فصل خود، انتخاب سخت برخی از آوارگان فلسطینی برای کار در اسرائیل را نیز به نمایش میگذارد. برخی آن را فرصتی برای بهبود شرایط زندگی خود برای خانواده خود میدانستند، در حالی که برای برخی دیگر چیزی جز خیانت نبود.
شاهکارهایی هستند که در دل شبهای تاریک و روزهای طولانی زندان زاده میشوند؛ از جمله «گفتگوهایی با خودم» اثر نلسون ماندلا، رهبر جنبش ضد آپارتاید، که نشاندهنده تلاش در برابر ظلم است. اما این تنها یک نمونه نیست. یحیی سنوار، مبارز فلسطینی، در ۲۲ سال اسارتش تحت سلطه استعمارگران، رمانی نوشت که نه فقط یک اثر ادبی، بلکه صدای خشم و امید مردم فلسطین است. کتاب «خار و میخک» روایتگر تضادهایی است که میان زندگی و مرگ، تسلیم و مقاومت، و یأس و امید جریان دارد. این تضادها در دل داستان ریشه دوانده و ما را به عمق تجربه و درد مردم غزه میبرد.
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶
انتشارات روایت فتح
📗مجموعه کتاب ((یادگاران))
جلد پانزدهم "یادگاران عمو حسن"
شهید حسن امیری
تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۱۰/۲۳ عملیات کربلای ۴ شلمچه
کتاب عمو حسن، روایاتی از زندگی و رشادتهای شهید بزرگ دفاع مقدس، حسن امیری است.
اگر یادی از پیرمردهای جبهه و جنگ و هشت سال دفاع مقدس شود؛ قطعا یکی از نامهای مورد توجه، شهید حسن امیری است؛ شهیدی که آنقدر مورد علاقه رزمندگان بود که وی را «عمو حسن» صدا میزدند و میگفتند، جبهه آنجاست که عمو حسن آنجاست.
عمو حسن متولد سال ۱۲۹۵ بود، جنگ که آغاز شد، زندگی و دکّه اش را رها کرد و به جبهه شتافت. هرچه به او میگفتند در پشت جبهه بمان و خدمت کن، میگفت:«من خودم صد تا جوان را حریفم؛ چرا بمانم پشت جبهه؟!» او حتی در صبحگاهها به شکل فعالی حضور مییافت و در دوهای صبحگاهی، حتی بیشتر از جوانان، گِرداگرد پادگان دوکوهه میدوید
سرانجام در عملیات کربلای چهار و در شلمچه، محاسن عمو حسن به خون پاکش خضاب شد تا روزهای پایانی دی ماه سال ۱۳۶۵، به عنوان هفتادمین سال زندگی عمو حسن امیری، شاهد شهادت او باشد؛ رحمتالله علیه
https://eitaa.com/revaytmodafean
مرکز پخش کتاب آفتاب پنهان
۰۹۱۹۶۰۸۴۴۷۶