هدایت شده از مجمع طراحان انقلاب اسلامی آیه
بعد از وقفههای طولانی، فرصت شد دوباره دورهم و حضوری جمع شویم.
از جنگ بگوییم، به قول رهبری جشن پیروزی داشته باشیم و در مورد وظایف هنرمندان و هنر در شرایط جنگی گفتوگو داشته باشیم.
منتظر حضورتان هستیم.
پنجشنبه 27 فروردین سال 1405 / ساعت 16
خیابان استانداری، گذر سعدی، عمارت تاریخی سعدی
گوشه کوچکی از آثار به جا مانده از موج انفجار...
حوزه هنری اصفهان
ثبت شده در ۱۴۰۵/۱/۲۷
« تردید نکن که نوری هست! شاید چندان نباشد که گفتهاند،امّا آنقدر هست که از پس تاریکیات برآید.»
هدایت شده از مجمع طراحان انقلاب اسلامی آیه
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گزارش صدا و سیمای اصفهان
از برنامه تجلیل از هنرمندان راوی جنگ تحمیلی سوم
پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
اما آن گل های تازه ای که بوی جوانی می دادند و پر پر شدند، از باغچه همین خانه بودند...
مگر می شود گل باغچه خانه ات را که در باغچه ات کاشتند و کوشیدند تا پرورش یابد را فراموش کنی؟می شود؟می توانی؟
مگر فرقی می کند شاخ و برگ آن گل ها؟حتی اگر به سلیقه تو نباشند؟ میدانی که آن ها با هر نوع گلبرگ و هرنوع شاخ و برگ،چه بسا جوری هم که سلیقه تو هم نباشد، گل های خانه مان بودند و هستند؟
رفتند و فریب خوردند...
آخر کسانی که آبادانی خانه مان را نمیخواستند گل های جوانمان را چیدند!
گل های جوان مارا چیدند و داغشان را در دل ما گذاشتند!
عده ای هم بین گل های ما،مورچه هایی بودند که خود را بینشان جا کردند و عافت به باغمان زدند...
اما جدای از گل هایی که خودشان مورچه را دوست داشتند، ما همه گل های یک باغچه یک خانه بودیم...
چه شد؟چه شد که فکر کردیم چون برگ و شاخه هایمان باهم متفاوت است،پس ریشه مان هم متفاوت است؟
هموطن! ما هم ریشه ایم...
حواسمان به ریشه هایمان باشد🇮🇷
دل نوشته🔹
ریحانه اکبری✍
Reyhane akbari
اما آن گل های تازه ای که بوی جوانی می دادند و پر پر شدند، از باغچه همین خانه بودند... مگر می شود گ
امروز، در میان هم عقیده هایم، چیز هایی را شنیدم که قلبم را به درد آورد...
در خصوص آن، از جوان هایی که هم وطن و هم نسل ما بودند و فریب خوردند و فریب خوردگییشان داغ های زیادی را در دل های ما گذاشت،نوشتم!
نمیدانم به دلتان می نشیند یا نه! یا حتی نمیدانم با آن کسانی که میگفتند:(( حقشان بود)) هم نظر هستید یانه...
اما گاهی همین وقایع، بیدارمان میکند
دقیقا بعد از حرف رهبرشهیدمان که ((گفتند: آن ها هم فرزندان ما بودند))خیلی ها برگشتند، و حالا عاشق سینه چاکشان هستند!
در کل...حواسمان به ریشه هایمان و به اتحادی که برایش خون پدرمان ریخته شد،باشد🇮🇷
زن، آغاز لطافت در انتهای سختیهاست…
اوست که به سردترین چیزها گرما میبخشد!
به خشم فلز، بوی گل میدهد؛
و به زمختی روزگار، لبخند مهربانی میآموزد.
وقتی گل، بر دهانهی تفنگ میروید،
یعنی هنوز در جهان چیزی از عشق مانده است.
یعنی در دلِ زره و سرب و دود،
روحی هست که به جای شلیک،
به زندگی فکر میکند…
زن، در قلبش میدان ندارد،
اما هر نبردی را با مهربانی درمینوردد.
او بلد است میان صداهای خشن،
آهنگی از آرامش بسازد،
بلد است از اشک، روشنی خلق کند،
و از سکوت، معنا…
او همان کسیست که به پرچمها رنگ میدهد،
به خاک زندگی میبخشد!
و اثبات میکند نرمترین دستِ جهان،
قادر است خشنترین صحنهها را شاعرانه کند!
زن، دلیل ادامهی امید است؛
آنگاه که حتی تفنگ، از لطافتش شرم می کند...
ریحانه اکبری✍
شکیبا جمالیان📸
هدایت شده از مجتبی مجلسی
🔻در آستانهٔ بزرگترین رویداد ورزشی جهان، جمع میشویم نه به عشق فوتبال، نه به عشق جام جهانی. الان وسط جنگیم و نه حال و حس این چیزها را داریم و نه وقتش را.
اما جام جهانی بزرگترین فستیوال جهان است و این یعنی تمام شاخکهای رسانهای دنیا معطوف میشوند به این رویداد. پس این یک ظرفیت بزرگ و استثنایی رسانهای است که اگر خوب از آن استفاده کنیم، وسط جنگ سرباز خوبی بودهایم و خوب جنگیدهایم! این جنگ، البته جنگی فرامرزی است. مخاطب داخلی ندارد باید یاد بگیریم فراتر از مرزهای خودمان با زبان رسانه و با زبان گرافیک بجنگیم. این جنگ آداب خودش را دارد. در گپ و گرافیک به این آداب خواهیم پرداخت.
پنجشنبه 17 اردیبهشت ساعت 16 تا 18
اصفهان، زیر سایۀ خنک و باصفای عالیقاپو