هدایت شده از اندیشه در کرمانشاه
📢اطلاعیه
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
🔶ماه رمضان ماه قرآن است و چه خوب است که این ماه، بیش از ماههای دیگر فرصتی برای خارج کردن قرآن از مهجوریت باشد.
🔶 در این ماه جلسات قرآن برگزار می شود و محافل قرآنی بر رونق خود اضافه می کنند.
☑️ اما مهم ترین وظیفه تدبر در قرآن است.
🔶#گروه_مطالعاتی_المیزان که از سال ۱۳۹۴ فعالیت خود را آغاز کرده است، به زودی پس از اتمام تفسیر سوره هود، وارد سوره یوسف ، احسن القصص قرآن ، خواهد شد.
🔶 در این گروه به صورت هفتگی چکیده ای از حدود ۲۰ الی ۳۰ صفحه #تفسیر_المیزان مطرح شده و در طول هفته نکات تکمیلی از تفاسیری مانند تسنیم و ... اضافه خواهد شد. علاوه بر این در فرصتهای مناسب جلسات حضوری نیز تشکیل می شود.
🔶کسانی که تاکنون وارد تفسیر نشده اند این ماه را غنیمت بدانند و برای معرفت به کتاب آسمانی تصمیمی دوباره بگیرند.
⬅️لینک عضویت گروه در پیام رسان ایتا:
http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a
#معرفتی
#قرآنی
@kermanshahandishe
#ناهار_نداریم!
لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهٰا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا (مریم٦٢)
در بهشت رزق را فقط صبح و شب قرار داده اند. از این آیه می فهمیم در زندگی آرمانی و ایده آل ارزاق در وسط روز توزیع نمی شود. برخی علما مانند #شهید_مطهری به سنت ما اشاره کرده اند که ناهار نداریم و بالاتر از این در حدیث از لایه باطنی این آیه نتیجه گرفتند که تَغَدَّ وَ تَعَشَّ وَ لَا تَأْكُلْ بَيْنَهُمَا شَيْئاً فَإِنَّ فِيهِ فَسَادَ الْبَدَنِ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا ( الكافي، ج6، ص288). نتیجه ای که برخلاف مشهورات است و در #طب_سنتی هم ترویج می شود.
به زبان این آیه، اگر کسی ناهار بخورد به سبک زندگی بهشتی عمل نکرده و به دنبال روزی ننهاده رفته است پس طبیعتاً چنین کسی خود باید عواقب زندگی غیرطبیعی اش را بپذیرد.
#ماه_رمضان #ماه_مهمانی خداست و خدا وعده ناهار در برنامه قرار نداده است. زندگی رمضانی ریاضت غذایی نیست بلکه زندگی طبیعی تری نسبت به دیگر ماههای سال است.
به بهشت و #ضیافت_الله خوش آمدید.
مولوی بیتی درباره قرآن دارد که قاعدتاً با مزاج روشنفکری و مدرنیته سازگار نیست.
معنی قرآن ز قرآن پرس و بس/ وز کسی که آتش زدست اندر هوس.
در این بیت مرجع فهم قرآن خود قرآن معرفی شده است در حالی که نزد غرب گرایان عقل مرجعیت دارد. آنان بیشتر طرفدار تفسیر عصری و عقلی قرآن هستند. اما مولوی و همفکران او معتقدند برای فهم قرآن باید مقابل قرآن قربانی و پست شد تا با آن به اتحاد رسید.
مصطفی ملکیان در تفسیر این بیت (سخنرانی در شب تفسیر قرآن) سه نکته گفته است: یکی اینکه «این سخن اختصاص به قرآن ندارد و در هر کتابی یفسر بعضه بعضها». در اینجا باید گفت این سخن مولانا بیشتر از هر چیز با آیه أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (نساء82) قرابت دارد. این سخن بر این است که تدبر در قرآن همان تفسیر قرآن به قرآن است چون لازمه تدبر اختلاف نداشتن است. در این آیه مقایسه ای هم میان قرآن و کلام غیرخدا هم صورت گرفته است. شاید بتوانیم بگوییم قرآن بیش از همه کتابهای دیگر قابلیت خودتفسیری دارد چرا که از وحدت نهایی و کامل برخوردار است. قرآن ابتدا در لوح محفوظ بوده و سپس تفصیل پیدا کرده است.
دوم اینکه ملکیان مدعی است:« من در طول تاریخ فرهنگ اسلامی تا کنون تفسیری ندیده ام که مصداق تفسیر بعض به بعض قرآن باشد. همیشه مفسران ما پیش انگاشته ها و پیش پنداشت هایی درباره قرآن داشته اند». این بیان یعنی تفسیر قرآن به قرآن در المیزان و تفاسیر مشابه هم از این قاعده مستثنی نیستند در حالی که شواهد خلاف آن را بیان می کنند و بسیاری از ابهامات قرآنی با همین روش در المیزان رفع شده است. بهتر بود به جای من ندیده ام گفته می شد که هنوز کامل ترین تفسیر قرآن به قرآن نوشته نشده است و موانع فهم کاملاً از سر راه برداشته نشده است.
نکته مهم دیگر این است که ملکیان معتقد است مولانا در مصرع اول به ضرورت شعری از تعبیر «بس» استفاده کرده زیرا «و بس» گفتن با مصرع دوم هماهنگ نمی شود که می گوید «وز کسی کاتش زدست اندر هوس» یعنی معنی قرآن را از کسی که در هوس آتش زده نیز بپرس.
این ادعا که مولانا معنی را قربانی قافیه اندیشی کرده است نقص بزرگی برای مولاناست. در حالی که بهتر می توان این شعر را معنی کرد: به نظر مولانا تنها راه فهم معنی قرآن، پرسیدن از خود قرآن است (و قید «بس» در اینجا آگاهانه بیان شده است) اما سؤال این است که چطور بلافاصله در مصرع بعدی این انحصار «بس» شکسته می شود؟! به نظر می رسد با دقت در بیان مولانا به بزرگی این شعر پی می بریم. چون او نمی خواهد با اخباری گری را با این بیت ترویج کند و حتی عقل را تعطیل کند. بلکه می خواهد بگوید کسی می تواند معنی قرآن را از قرآن بپرسد که هوس خود را آتش زده باشد. پس مصرع دوم تقریر دیگری از انحصار در مصرع اول است. در بیت بعدی هم مولانا از کسانی می گوید که خود را تسلیم و قربانی قرآن کرده اند و در نتیجه با قران متحد شده اند: پیش قرآن گشت قربانی و پست / تا که عین روح او قرآن شدست
ملکیان هم به این علت معتقد است که تاکنون تفسیر قرآن به قرآن ندیده است چون می گوید همیشه پیش انگاشته ها و پیش پنداشت هایی وجود داشته است. این پیش فهم ها را می توان همان هوسی دانست که موجب تفسیر به رأی می شود. ولی نباید چون با نظریه تفسیر قرآن به قرآن چندان همدلی وجود ندارد بگوییم کسی هم نیافته ایم که آتش در هوس خود زده باشد.
دانلود مقاله نقش اسلام در تحقق وحدت ادیان
حسینعلی ترکمانی
محمدرضافریدونی
رضاکریمی
دو فصلنامه علمی ترویجی الهیات قرآنی، دوره2، شماره 2، 1393
https://ipmsariqt.ir/paper/IPM-1560670912/76/2
https://www.civilica.com/Paper-JR_JQT-JR_JQT-2-2_004=%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%82-%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86.html
rezakarimiHomosexuality in Quran.MP3
زمان:
حجم:
7.8M
در عصر مدرنیته تکلیف #همجنسگرایان مانند گذشته قاطعانه بیان نمی شود و برخی #روشنفکران_دینی سعی در تفسیر و توجیه آن داشته اند. #عبدالکریم_سروش در مقابله با این واقعه ناتوان نشان داده و #آرش_نراقی جسورانه معتقد است #همجنس_گرایی در معنای جدید و مدرن خود در قرآن نیامده است و آیات مربوط به قوم لوط قابل تأویل هستند! ولی آیا همجنسگرایی در قرآن نیامده است؟
از آیات قوم لوط بر می آید که عمل قوم لوط نوعی اعتقاد بوده است نه صرفا یک عمل شهوانی، چرا که آنان از «حق» سخن می گویند. تعریف و تبیین این عمل و اعتقاد به صورت واضحی در سه آیه بیان شده است: عمل شهوانی مردان با مردان.
این تعریف همه صورت های جدید و قدیم همجنس گرایی را شامل می شود . علت نهی هم مشخص است: «اسراف» و «تعدی».
در واقع نراقی تعریف واضح عمل قوم لوط را رها کرده و از حواشی آیات به دنبال تأمین مراد خود است. در حالی که نهایتاً این حواشی باید به عنوان تضاد ظاهری با محکمات قرآن مورد بررسی قرار گیرند نه اینکه محکمات را نفی یا تفسیر به رأی کنند.
قرآن در مورد قوم لوط اصرار دارد که قرنها بعد از عذاب آنها، این عمل از ظالمین دور نیست ولی اکنون در عصری زندگی می کنیم که قرآن خوانان غرب زده هم قدرت نفی خود را از دست داده اند و این تکرار تاریخ را نمی خواهند بپذیرند.
http://estentagh.blog.ir/post/100
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مستند جذاب وحرفه ای #اورشلیم ساخته #نشنال_جئوگرافیک درباره #تلاقی_سه_دین اسلام، مسیحیت و یهودیت در یک شهر تاریخی است که توأم شده با روایت سهدختر از این سه دین که در این شهر زندگی می کنند. برای بسیاری از ما که امکان سفر به #بیت_المقدس را نداشتیم، قدم زدن در کوچه های باستانی شهر و ورود به خانه ها و شرکت در مجالس مذهبی آن بسیار جذاب است. با دیدن این همزیستی ادیان، طرح پیشنهادی رهبر در کنفرانس انتفاضه برای برگزاری انتخابات با مشارکت مردم اصلی فلسطین؛ اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی در یادم زنده شد.
در اواخر مستند سه دختر در بازار به هم نزدیک می شوند اما ادامه ارتباط آنها مبهم باقی می ماند. این خواسته مستندساز است که این سه دین با هم بمانند. اما این خواست تنها در حد کثرت ادیانی است که جز با توحید به وحدت نمی رسند و بر این اساس روایت هم به اقتضای هدف سازنده از زاویه دید #سکولار است. در این مستند کوچکترین تصویری از رفتار خشن با نمازگزاران در #مسجدالاقصی دیده نمی شود و جز نمایش پرچم، اثری از دولت صهیونیستی نیست. #وحدت_ادیان و #کثرت_گرایی_دینی هر دوی این برداشتها از مستند قابل نتیجه گیری است. اما پیشنهاد حق این است که بر روی همان صخره تاریخی در شهر که قلب شهر و محل اتصال دیوار ندبه و مسجدالاقصی شده است در جست و جوی توحید ناب باشیم.
#وحدت_متعالی_دین
با عنایت خداوند متعال جلد دهم المیزان به پایان رسید و ما بعد از سه سال در گروه المیزان درست در پایان نیمه اول هستیم.
اکنون بحث کمیت و کیفیت در فعالیتهای فکری فرهنگی در محافل علمی مورد بحث است اما دوام و پیوستگی از ارزشهای دینی است که باید سرمشق ما باشد. انسانهای سیاست زده و هیجانی کمتر توانایی دوام در کارها را دارند. از مهمترین ویژگی های ما دوام نداشتن فعالیتهای ماست. ما در زندگی پروژه های ناتمام زیاد داریم. به جای کمیت باید دوام معیار قرار گیرد. در كتاب اصول كافي(كتاب ايمان و كفر) در باب مداومت و استوا بر عمل چند حديث مهم آمده است: هرگاه مردي عملي را آغاز كرد تا يكسال مداومت بورزد بعد چيزي ديگري درپيش بگيرد چرا كه ليله القدر در سال او هست و آنچه خدا بخواهد مي شود. تا جايي كه طاقت داريد عملي را بر عهده بگيريد كه خدا ملول نمي شود و شما مي شويد، محبوبترين اعمال نزد خدا مداومترين آنهاست هر چند كم باشد(ميزان الحكمه، ج8، ح14425).
یکی از معیارهای خودارزیابی ما این است که هرکسی در زندگی باید بتواند کاری را نام ببرد که یک یا چند سال آن را آهسته و پیوسته انجام داده است.
ترجمه صمد به «توپُر» سوءتفاهم برانگیز به نظر می رسد اما آن را می توان در جهت صحیح فهمید. اینکه بزرگان عرفان در تفسیر صمد آن را به معنای توپر گفته اند از کلمه مصمت اخذ شده و این ترجمه دلیل لغوی، قرآنی و روایی دارد. تأکید بر مصمت بودن برای بیان رابطه خدا با خلق است. هیچ چیزی از خدا خارج نشده است یعنی همه چیزها مال خداست. نکته مهم این است لم یلد و لم یولد دو معنا دارد یکی اینکه خدا از غیر منزه است و دیگر اینکه همه چیز در مالکیت خداست و همه بنده او هستند نه فرزند او. درک معنای صمد به معنی مصمت کلید جمع بین دو اصل است: 1. آیه صمد و تفسیر امام حسین علیه السلام 2.آیات نفی ولد و اثبات مالکیت خدا. اما مخالفان فقط جزئی از این معادله مهم را نشان می دهند و به اثبات مالکیت خدا از این مسیر نمی رسند. در حالی که با تعریف تنزیهی صمد، خداوند را از خلق جدا کرده ایم .
متن کامل:
https://estentagh.blog.ir/post/95
پاسخ به پرسش از نحوه نزول قرآن در میان دانشمندان علوم قرآنی و روشنفکران دینی همچنان مطرح است. در طول تاریخ در این مورد مخالفت و موافقت های زیادی انجام شده است و موافقین نزول دفعی در ابتدا به دو معنای آن اشاره کرده اند : 1. نزول یکپارچه قرآن با الفاظ آن 2. نزول دفعی حقیقت مجرد و بسیط قران. علاوه بر این در سالهای اخیر نظریه جدید آیت الله جوادی آملی با عنوان «نزول اجمالی در عین کشف تفصیلی» مطرح شده و در عالم روشنفکری سخن از «قرآنی شدن پیامبر» به عنوان نزول دفعی است. در کنار این نظرات شاید «نزول دفعی قرآن به معنای نزول فرقان» را به عنوان نظریه مکمل مطرح نمود.
برخی بحث از نزول دفعی قرآن را بی حاصل دانسته اند در حالی که اهمیت اعتقاد به نزول دفعی در کنار نزول تدریجی این است که روح توحیدی به مفسر می بخشد که همیشه نور هدایت او در فهم آیات قرآن است. و نیز موجب تبیین صحیح مواجهه با قرآن و همچنین تبیین آثار شب قدر می شود. در ضمن پاسخگوی برخی شبهات بوده و دیدگاه زمانمندی آیات قرآن را به چالش می کشد.
متن کامل:
http://estentagh.blog.ir/post/16
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدگاه تند و انتقادی دانشجویان مقابل رهبر گرچه مورد بهره برداری رسانه های بیگانه قرار می گیرد اما نشان می دهد سخنان دانشجویی سفارشی و تشریفاتی نیست.
سخنان رهبر در دیدار با دانشجویان بر این اساس بود که انتقاد ممکن است با نیت صحیح باشد ولی به علت لحن تند و نقطه ضعف در بیان، موجب تعقیب قضایی یا مؤاخذه خدایی شود.
این سخنان را باید همه کسانی که از روی نیات انقلابی و مذهبی، شور عدالتخواهی و انتقادگرایی دارند بخوانند. از گذشته تاکنون بسیاری از طرفداران و منتقدان رهبر ملاحظات یک انتقاد صحیح را رعایت نمی کردند و اکنون همچنان این ملاحظات لازم و ضروری هستند.
برای مدیریت #عدالتخواهی انتقادی اولا باید دقت و انصاف و ترس از مؤاخذه الهی تبلیغ و ترویج شود ثانیا قوانین قضایی شفاف شده و به اطلاع همگان برسد و ثالثا تعقیب قضایی برای همه یکسان اجرا شود.
آیه نسخ با آیه لوحمحفوظ و آیه احکام ونیز با آیه نفی اختلاف ناسازگار به نظر می رسد و چطور قرآنِ محفوظ ومحکم، نسخ می شود؟ مگر اینکه برای جمع بین آیات تلاش کنیم و نسخ را به معنای تأویل و تطبیق آیه بر معنای بالاتر (اِحکام آیات) بدانیم بدون آنکه آیات قرآن را حذف کنیم. اگر نسخ را به معنای اِحکام آیات بدانیم آیه نسخ نهتنها با آیه احکام اختلافی ندارد بلکه لازمه درک صحیح آن است! نسخ به معنای تبدیل مکان آیه است یعنی با نسخ آیه ای از مکانی به مکان آیه دیگر که ام یا اخت اوست جابجا می شود و معنای عمیق تر پیدا می کند. در صورتی می میتوانیم نسخ را فقط تبدیل یا ازاله آیه معنا کنیم که آیات را در عرض هم بدانیم در حالی که بخشی از آیات ام الکتاب هستند.
علامه و شاگردش معتقدند نسخ روایی با نسخ اصولی تفاوت دارد. با این وصف چرا نباید بگوییم نسخ نزد ائمه معنای حقیقی نسخ در قرآن است که با آنچه نزد اصولیون و حتی مفسرین است تفاوت دارد؟ در حالی که تلقی ائمه با استعمال قرآن بیشتر قرابت دارد.
http://estentagh.blog.ir/post/103
#نقد_کتاب
#نارنج نماد دزفول محل تولد شیخ انصاری (والبته #وحید_یامینپور!) و #نخل نماد نجف مدفن شیخ است. دزفولی ها از این کتاب بیش از دیگران لذت می برند ولی دیگران هم از #نخل_و_نارنج استقبال کرده اند.
کتاب نخل و نارنج، روایت فقهای و عرفای مختلفی است که فقیه اعظم، #شیخ_انصاری ملاقات می کند. در سفرهای شیخ، یک فقیه با سلطنت قاجار در راه دفاع از اسلام همکاری می کند و فقیهی دیگر خودش قانون اسلام را اجرا می کند. شیخ همه اینها را می بیند و شاگردی می کند و از آنها می گذرد. در انتها او ولایت فقیه را در حکومت مبسوط الید می داند ولی نقد ونفی دیگر فقها را از او نمی بینیم بلکه با احترام از آنها یاد می کند. علاوه بر این او بین فقه و عرفان آشتی ایجاد می کند.
البته درباره نظرات شیخانصاری در حوزه ولایت فقیه اتفاق نظر وجود ندارد، برخلاف #صاحب_جواهر ، استاد شیخ، که میگویند نظرات ولایتفقیه او بسیار شبیه به امامخمینی است. یامین پور گفته است هرجا میخواستم از زبان شیخ درباره این موضوع حرف بزنم به نظرات صاحب جواهر ارجاع میدادم!
چالش مهمدیگر کتاب دعوای شریعت و طریقت است. شیخ صوفی دزفول را هم به خضوع وامی دارد و در نجف مرید یک عارف(#سید_علی_شوشتری) می شود و آن عارف متقابلا خود را شاگرد شیخ می داند. این گزارش در مقابله با فقهای ضد عرفان بسیار راهگشاست.
اما پرتکرارترین سخن این است که شیخ الگوی علم و تقواست و علی رغم درجه بالای علمی در حضور فقهای بزرگ خود را مطرح نمی کند و زندگی زاهدانه ای دارد و در کهنسالی مادرش را بر دوش حمل می کند. اینجاست که کتاب را با قصه مشهور طنابهای شیطان شروع می کند و با آن به پایان می رسد.
جملات ونتیجه گیری های جذاب و اندیشه برانگیز در کتاب زیاد دیده می شوند و کتاب برای طلبه و غیر طلبه قابل استفاده است و تقریبا بحث تخصصی در لایه اول اثر دیده نمی شود.
نویسنده علاوه بر این کارکرد ضداستعماری فقه را هم نشان می دهد هرچند این کتاب زندگی خاتم الفقهاست اما با خواندن آن، منتقدان اسلام فقاهتی پاسخ درگیرکننده ای درباره فقه نمی یابند.
کتاب خط داستانی که مخاطب را درگیر کند ندارد و فصول پراکنده ای دارد و حتی هر فصل هم موضوع یکدستی ندارد. علت جدا کردن برخی وقایع مهم در پاورقی ها که قابلیت قصه پردازی همداشتند مشخص نیست.
قهرمان این اثر یک دانشمند دینی است و از این جهت کم نظیر است اما مرز بین واقعیت و خیال مشخص نیست. خصوصا اینکه یامین پور اعتراف کرده در مورد شیخ انصاری اسناد کم است. مثلا در ماجرای ورود شیخ به سرداب نویسنده می گوید نگفته و ننوشته اند که در حرم عسکریین چه گذشت... آیا تخیل نکردن در اوقات خلوت شیخ در همه کتاب رعایت شده است؟ در گفتگوهای شیخ و سید علی شوشتری مرز بین واقعیت و خیال مشخص نیست. برخی هم مانند دیالوگ شیخ و سیدجمال ساختگی است!
در جایی از کتاب، شیخ با سید در راه اربعین به آینده اشاره می کند که روزی در مسیر اربعین صفوف شیعه پیاده به زیارت می روند. این سخن را بر زبان شیخ راندن چه معنایی دارد؟ تصریح به افق آینده بعد از شیخ، در کتاب چند بار دیده می شود. گویا نویسنده می خواهد وضع انقلابی امروز را ادامه حرکت امثال شیخ انصاری نشان دهد.