eitaa logo
خدا ودیگرهیچ
152 دنبال‌کننده
164 عکس
61 ویدیو
34 فایل
در این کانال گفتارها و‌نوشتارهایی بر اساس تفکر توحیدی منتشر می کنم موضوعات متنوعند: از متون دینی تا فلسفه و هنر و حوادث واقعه و آرای اندیشمندان و... مگر نه اینکه توحید همه چیز را در برمی گیرد؟ رضاکریمی @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
سریال اکتور ایده مهمی را موضوع قصه و فیلمنامه قرار داده است: بازیگرانی که با سفارش دیگران به قصد درآمد، در زندگی واقعی مردم بازی می‌کنند. این ایده از دیدگاه ویلیام شکسپیر گرفته شده که تمام دنیا صحنه ی نمایشی است/ که مردان و زنان، فقط بازیگران آنند / این بازیگران، زمان ورود و خروج خود را دارند /و هر بازیگری نقش‌های بسیاری را بازی می‌کند. از ادامه شعر شکسپیر برمی‌آید که منظور او نقش‌های واقعی است که در حقیقت نوعی بازی است ولی در سریال بازی‌گری به قصد فریب دیگران است. بازی که در شعر هست نهایتاً خود بازی‌گر را فریب می‌دهد که زندگی را جدی گرفته است ولی در سریال بازی‌گر دیگران را فریب می‌دهد تا آنچه مخفی کردند را آشکار کنند. نیماجاویدی ایده جدید و جذابی را انتخاب کرده است ولی اگر قصه را بیشتر به شعر شکسپیر نزدیک کند، سخنش جدی‌تر و بینادین‌تر خواهد شد. هدف شکسپیر از توصیف دنیا به استیج (صحنه نمایش) چیست؟ او خود در این‌مورد تصریح نکرده است. اما می‌توان این توصیف را در جهت یک جهان‌بینی هماهنگ دانست؛ در شعر شکسپیر، معادل بازیگر player است و در سریال معادل actor است. act بیشتر از play جدی‌تر است. play نوعى بازی از جهت لذت و سرگرمی است و act عمل و شغل است. شکسپیر در پایان شعرش می‌گوید در بازی‌ها بازی‌گر در آخرین نقش دوباره به نقش کودکی بازمی‌گردد و نهایتاً خروج از صحنه مانند ورود به آن، با بی‌چیزی است. این پایان مخاطب شعر را به اینجا می‌رساند که بداند نقش‌ها موقت و گذراست و پایان و خروج از صحنه دنیا عبرت‌آموز است و آنگونه که آغازکرده‌ایم به پایان می‌رسیم. بالاتر از این، اگر حقیقت بازی در دين مدنظر قرار بگیرد می‌توان قصه‌های اصیل‌تر از حقیقت دنیا روایت کرد. اگر بازی دنیا را جدی نگیریم و آن را مقدمه آخرت بدانیم باید در پایان اینگونه گفت: آنگونه که آغاز کرده‌ایم بازمی‌گردیم؛ فقط خود را بازی‌گر بدانید: وَ مَا اَلْحَيٰاةُ اَلدُّنْيٰا إِلاّٰ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ (انعام٣٢). @rezakarimi
نون‌خ، پایتخت و اتاقک گلی هنر چگونه باید کرمانشاه را به تصویر بکشد؟ یک اثر هنری زمانی بومی است که همزمان ملی و بلکه جهانی باشد. mehrnews.com/xZM8d @rezakarimi
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
ذکر یکی از بهترین عبارات برای شناخت حقیقت قلب است. در کتب حدیثی این ذکر در آمده است: یاالله یارحمن رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک اما ما ایرانی ها در لحظه تحول ملی هم ، با برخی استنادات، این ذکر را در به کار می بریم. قلب یعنی همان موجودی که مقلب و دگرگون می شود. بهترین قلب این است که بهتر دگرگون و متحول شود و بدترین قلب این است که سخت و قسی و قالب (طبع) زده و غیرقابل انعطاف باشد. قلب بنده بین دو انگشت خداست که آن را مقلب می کند. قلب مریض آن است که تسلیم و پذیرای اراده الهی نباشد. اینجاست که قلب آنقدر قابل توسعه است که خدا هم در آن جا می گیرد! بهترین قلب این است که با ذکر خدا هم لرزان است و هم اطمینان دارد. اذا ذکرالله وجلت قلوبهم الا بذکرالله تطمئن القلوب این دو صفت متضاد در مورد قلب ممکن است چون کار قلب این است که مدام تپش داشته و مقلب شود و آرامش آن هم در عین این تپش است. خدایا ما جز قلب هایی در دستان تو هیچیم. تو خودت نگهدار‌ آنها باش. @rezakarimi
سال نو و روز نو مبارک... سی‌سال پیش بود که آن سید حکیم و شهید به حقیقت بهار اشاره کرد و سال نو را تبریک گفت. شگفت آنجاست که آن زمان نیز بهار و روزه همزمان شدند. اکنون دوباره تاریخ تکرار شده و از آن زمان همچنان این ندا را به دعا زمزمه می‌کنیم که آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟ " این‌بار انقلاب ربیع و انقلاب صیام به هم برافتاده‌اند تا آن یکی هسته جسم را بشکافد و این یکی هسته جان را و زندگان از بطن مردگان سر برآورند. با بهاران روزی نو می‌رسد و ما هم‌چنان چشم به راه روزگاری نو. اکنون که جهان و جهانیان مرده‌اند، آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟ و یحی الارض بعد موتها…" کتاب
فیلم راه‌بازگشت (اثر پیتر ویر) در گونه فرار از زندان است که از گونه‌های محبوب سینماست و بیش از همه انواع فیلم‌ها و سریال‌های فرار از زندان ماهیت این گونه را آشکار می‌کند. علت محبوبیت این‌ گونه سینمایی محوریت آزادی در اندیشه مدرن است. آزادی مطلوب مدرنیته، طبق اصول انسان‌محوری و در مقابل اسارت دنیوی و زندان ظاهری است. در این فیلم، مرگ خارج از زندان بر زندگی در زندان ترجیح دارد چون هرچه هست مردن در آزادی محسوب می‌شود. از طرف دیگر فیلم علیه کمونیسم و طبعاً تقویت جبهه مقابل آن یعنی لیبرالیسم است. لیبرالیسم تلقی فردگرایانه از آزادی است و یکی از خوانش‌های مدرنیته است. امروزه زندان بخشی از دنیاست ولی در تفکر دینی زندان همه دنیاست. البته این جمله را باید عمیقاً فهمید. برای این‌کار باید بین سه جمله ظاهراً مخالف جمع کنیم: ۱- دنیا زندان مؤمن است ۲-دنیا را زندان قراربده ۳- خدایا دنیا را زندان من قرار نده! ۱.اَلدُّنْيَا سِجْنُ اَلْمُؤْمِنِ یعنی دنیا برای مؤمن زندان است نه برای هر انسان. ۲.لقمان به پسرش گفت: اِجعَلِ الدنيا سِجنَكَ فتَكونَ الآخِرَةُ جَنَّتَكَ. منظورش این بود که دنیا زندان هرکس نیست. یعنی مؤمن باش تا دنیا زندانت شود تا آخرت را بر دنیا ترجیح بدهی. بلکه زندان مؤمن با زندان انسان زمینی یک معنا ندارد. ۳.دعای لا تَجعَلِ الدنيا عَلَيَّ سِجناً: یعنی در دنیا اهل آخرت باش تا بهشت تو امروز نقداً حاصل شود نه فردا. دنيا و آخرت موازی هم هستند نه متوالی. پس کسی که حب دنیا نداشته باشد و فرزند آخرت باشد در دنیاست ولی دنیوی نیست. آسانی بعد از سختی است یعنی آسانی در دل سختی و با سختی است، نه اینکه اول باید سختی کشید و بعد از اتمام آن آسانی شروع شود. در تفکر دینی آزادی ذیل ایمان است و زندان در نسبت دنیا و آخرت معنا می‌شود. اما در اندیشه مدرن آزادی برای انسان است و زندان فقط برای دنیای انسان معنا می‌شود. در تفکر توحیدی آزادی دنیوی مطلوبیت ذاتی ندارد بلکه تا آنجا مطلوب است که‌ به‌ آزادی معنوی منجر شود. همچنانکه در قصه یوسف "آزادی از زندان با روش غیرتوحیدی" برای ولیّ خدا شکست می‌خورد: وَ قٰالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نٰاجٍ مِنْهُمَا اُذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسٰاهُ اَلشَّيْطٰانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي اَلسِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ (یوسف٤٢). @rezakarimi
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سیلی دختر به پدر باورکردنی نیست ولی قصه طوری چیده شده که مخاطب،  که از مشکلات هم کلافه است، با این سکانس دلش خنک می‌شود. از کارگردان سیاه‌‌انگار که دستشویی نماد دائم فیلم‌های اوست توقع بود که چنین فیلم سیاهی بسازد. اما پاسخ این فضاسازی را باید با یک اثر هنری داد. نقدنوشتن فقط مخاطب خاصی را آگاه می‌کند. آنها که از مشکلات اقتصادی و قیمت دلار ضربه خورده‌اند و از سیلی به پدر بدشان نيامده را باید با تغییر در جامعه و با روایت هنری آگاه کرد. @rezakarimi
هدایت شده از لب المیزان
🌸 🌸استاداصغرطاهرزاده 💠سوال شماره۳۴۸۱۳ ⁉️سلام این نقل تاریخی چقدر به دیدگاه شما ارتباط دارد که گفتید:وقتی دین ابراهیم محور ادیان است اسلام نیز اصراری ندارد که آنها مسلمان شوند. "انوش نصرانی در گفتگو با امام حسن عسگری ایشان را حق می داند و از اینکه از ایشان می شنود که فرزندش مسلمان و اهل ولایت خواهد شد خوشحال می شود. اینجاست که برخی کشیش های حاضر در محفل، با شنیدن این گفتگو می گویند چرا مسلمان نمی شوی؟! انوش می گوید مسلمانم و مولایم این را می داند. امام هم سخنش را تصدیق می کند. فقال أنوش: و اللّه يا سيّدي إن قولك الحقّ و لقد سهل على موت ابني هذا لما عرّفتني أنّ الآخر يسلم و يتولّاكم أهل البيت فقال له بعض القسّيسين: مالك لا تسلم؟ فقال له أنوش: أنا مسلم و مولانا يعلم ذلك، فقال مولانا: صدق (حلية الأبرار، ج‏6، ص112). اما سوال این است که انوش چگونه مسلمانی است که نه حکومت و نه نصرانی ها از اسلام او خبر ندارند و فقط امام آن را می داند؟ آیا می توان او را نصرانی مسلمان دانست؟ او با انجیل در سینه به امام متوسل می شود چون ایشان را عارف تر به انجیل از خودشان می داند: أتوسّل إليك بهذا الكتاب الّذي أنت أعرف به منا." ✅باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد که او نصرانیِ مسلمان است زیرا خود اسلام اجازه داده تا اهل کتاب به دین خود باشند. موفق باشید 🌐http://lobolmizan.ir/quest/34813 🔻کانال لب المیزان ‌ 📱 @lobolmizan 🔻کانال صدای لب المیزان 📱 @sound_lobolmizan
می‌گویند بازی مافیا تقویت استدلال و ذهن و تقویت تکلم است که بازی‌گر آن از کشف خود لذت می‌برد. ولی این همه حقیقت این بازی مشهور نیست اساس این بازی تقویت شک و سوءظن است طوری که حسن‌ظن انسان را به شکست نزدیک می‌کند. حتی تجربه بعضی نشان داده تا روزها پس از بازی نگاه افراد به همدیگر با عینک شک همراه بوده است. می‌توان ادعا کرد صورتک‌هایی که بعضی استفاده می‌کنند همیشگی است و حتی کسی که به‌ صورت‌ نمی‌زند در عمل خود واقعی‌اش را پنهان می‌کند. یکی از کارشناسان مافیا می‌گوید در کارگاه آموزشی به بچه‌ها می‌گوییم ‌در بازی مافیا باید به چه کسی بیشتر از همه شک داشته باشیم؟ جواب درست به این سوال «خودمان» است. تا لحظه آخر نباید راجع به هیچ استنتاجی مطمئن بود.(isna.ir/xdNBNJ) در اندیشه مدرن دکارت این فکر را آشکار کرد که ابتدا باید در همه‌چیز شک کرد و این تصور نام عقل و تفکر را به خود گرفت. ولی در اندیشه توحیدی انسان باید به جای نفی و شک در آنچه خدا داده، وضعیت موجود را به ریشه‌ها و اصالت خود برگردانده و از کثرت به وحدت برسد. در این مسلک، تفکر ابتدا از یقین شروع می‌شود و فکر و ذکر و شکر با هم تعریف می‌شوند. در غرب متفکرانی مانند هیدگر و شاگردش، گادامر، انسان را درافتاده در هستی دانستند و منتقد دکارت و کانت شدند که انسان را جداافتاده از هستی نشان می‌داد. جداانگاری انسان از هستی موجب شک می‌شود در حالی که اصل بر یقین است و تلاش باید کرد تا یقین را ارتقاء داد. به فرموده مولای موحدان باید گوش سپرد که: یقین خود را شک نکنید. شک ایجاد کردن در مسائل ساده، روحیه‌ای یهودی بود که در ماجرای گاو بنی‌اسرائیل خود را به خوبی نشان داد. اکنون که یهودیت و مدرنیته اساس مشترک دارد، این روحیه برچسب تعقل و استدلال به خود گرفته است. آیا چنین تاملاتی نوعی فلسفی کردن امور سطحی نیست؟ اولاً بازی فقط متعلق به کودکان یا سرگرمی بزرگان نیست. در دوران معاصر بازی مورد تامل فیلسوفان بوده است و پژوهشگران مفهوم بازی در فلسفه فیلسوفانی مانند  کانت، شیلر، نیچه، ویتگنشتاین و گادامر را بررسی کرده‌اند (ut.ac.ir/fa/thesis/8638). ثانیاً اکنون که رسانه ملی و شبکه خانگی به گسترده شدن این بازی کمک کردند و کارگاه‌های آموزشی برای آن برگزار می‌شود، می‌بایست بیشتر در ماهیت آن تفکر کرد.  ثالثاً یقیناً بسیاری در این بازی اسم فیلسوفان به گوششان نخورده است ولی آنها در عالمی افتاده‌اند که این فیلسوفان گزارش‌گر و سخنگوی آن هستند. اگر این عالم را نشناسیم زمان‌شناس و خودآگاه نشده و مقلد باقی می‌مانیم. @rezakarimi
شهید آوینی در مقاله تکنیک در سینما برای خرق حجاب تکنولوژی، آیینه سانی و عدم تصرف در واقعیت را پیشنهاد می‌دهد. پیشنهاد او مبتنی بر تجربیات مستندسازی روایت فتح است که نتیجه گرفته بود: باید اجازه ندهیم که سوبژکتیویته در کارمان اصالت پیدا کند و بنابراین خودمان را یکسره تسلیم واقعیتی می‌کردیم که در جبهه‌ها وجود داشت. منظور او بی‌غرضی در هنر است و قصه‌های مجید کیومرث پوراحمد را مصداق این بی‌غرضی می‌داند. با رجوع به تفسیر واقعیت در اندیشه او می‌فهمیم در نظریه آیینه سانی و تمجید از قصه‌های مجید، واقعیت به معنای امر رئال نیست. تسلیم واقعیت شدن تأیید نئورئالیسم نیست چرا که آوینی نگاهی انتقادی به نئورئالیسم داشت و بین دو واقعیت دنیوی و متعالی تفکیک می‌کرد. بلکه باید بین حقيقت و واقعیت تفکیک ‌کرد تا آیینه‌سانی متعالی‌تر شود. واقعیت در روایت فتح معنوی بود ولی در قصه‌های مجید روزگاری نوستالژیک بود که ایرانی بودن را تحریک می‌کرد و این کافی نیست. آنچه باید هنرمند آینه‌وار بیان کند باطن واقعیت یعنی حقيقت است. کیومرث پوراحمد در فیلم‌های آخرش پرخاشگر و ناامید بود. سکانس‌هایی مانند فروکردن سروکله مادر توسط دخترش در سوراخ دستشویی در فیلم تیغ و ترمه همین حال را نشان می‌دهد. بین پوراحمد در زمان آوینی با دوران اخیر یک چیز مشترک بود او به واقعیت بیش از حقیقت توجه می‌کرد و گرچه ابزار تکنیک در دستش بود و در آیینه‌سانی واقعیت موفق شد اما ساحت آیینه‌سانی بیش از این‌هاست. اکنون با خودکشی او باید افزود: اساساً خودکشی‌ها در حالت خوش‌بینانه، تسلیم شدن به واقعیت به جای دل‌دادن به حقیقت است. @rezakarimi
آوینی۲۰۱۴۰۲.m4a
زمان: حجم: 4.8M
سخنرانی به مناسبت سالگرد شهادت سیدمرتضی آوینی ۲۰فروردین ۱۴۰۲ کتابخانه امیرکبیر کرمانشاه @rezakarimi
یکی از نویسندگان شناخته‌شده کشور در سالروز آوینی او را با پیشوند مهندس یاد کرده است و در ادامه، با استناد به سخنان بزرگان و بدون سیر در آثار آوینی، دست به کلی‌گویی زده است. آوینی مهندس بود ولی یاد او با این عبارت نشان بیگانگی از اوست. او که در جست‌وجوی تحول باطنی عالم بود و در نقد عالم مدرن بسیار نوشت نه تنها دیگر نمی‌خواست مهندس باشد بلکه تفکراتش خلاف جهت مهندسی بود. به قول دکتر داوری اردکانی: "در این دوران است که مثال انسان، مهندس است. شأن انسان را مهندسی می‌دانند. در دوره‌ی جدید دیگر زندگی‌ و فکر کردن مشق مردن نیست، بلکه زندگی، دگرگون کردن جهان و تغییر آن است. این کار، کار مهندس است". آیا آوینی که معلم‌ مرگ‌آگاهی بود را می‌توان با مهندس نامیدن فهمید؟ @rezakarimi
کهکشان نیستی.m4a
زمان: حجم: 4.7M
تحلیل کتاب کهکشان نیستی ۲۴فروردین ۱۴۰۲ دانلود فایل ویدیویی: https://www.aparat.com/v/umrSf خبر نشست تحلیل و بررسی کتاب: https://www.iranpl.ir/news/42961 @rezakarimi