گرافاتشوریدهیکگیاهسمی
یه خارج رفتم کل کشور رفت رو هوا😂 داغ دلمو تازه نکنید😂😂😂😭 وگرنه باقی سفرناممو میذارم اینجا دهنتونو س
تا پام رسید فرودگاه امام خمینی اینترنتای کشور قطع شد😂😂
قبلش به اینترنت ایلان ماکسولویی وصل بودم
دوتا کتاب از نشرمیلکان خوندم واسه ی فروش در بحران که بعدا تو استوری معرفیشون میکنم.
سه تا رمان خوندم.
یه داستان از داستایوفسکی به اسم "نازنین".
یه مجموعه تجربه و خاطرات اربعین از بهزاد دانشگر.
"قصه ها از کجا میآیند؟" از اصغر عبداللهی.
"تکثیر تاسف برانگیز پدربزرگ" از نادرابراهیمی.
"عادت میکنیم" زویا پیرزاد
مرگ ایوان ایلیچ از "تولستوی"
«کهکشان نیستی» رو هم همیشه نصفه ول کردم. امشب گذاشتم تو چمدونم نجف تمومش کنم.
شبهای پیشاور رو هم نصفشو مجدد خوندم.
کتاب "مبانی قصهنویسی" رو هم دو فصل مربوط به فضا سازی و تعلیقش رو خوندم ولش کردم. خیلی آکادمیک بود
گرافاتشوریدهیکگیاهسمی
فعلا نه بلیت برگشت گرفتم نه پول دارم جا بگیرم تو کربلا😂 فقط جا برا نجف گرفتم. همونجا تو حرم میخوابم
یهوییام نیست البته.
یه طلای کوچولو داشتم فروختم بلیت قطار خریدم و قسط گوشی دادم و یکم قسطامو صاف کردم.
این در واقع عجیبتر بود.
چون من هیچ وقت طلا نمیفروشم.
ببین وضعیت چقدر خیطه که طلا فروختم :))))))