خیلی طول میکشه تا بفهمی اگه تو بعضی از جمعها نری و ندونی که بعضیا چجوری خوش میگذرونن و برای فانش چه ریسکایی میکنن، قرار نیست چیزی رو از دست بدی.
سرتیفیکیتِ "وایسادن جلوی وسوسه ی تفریحات اونجوری" خیلی قیراطیتر و هیجانیتر از خود اون تجربههاست.
رو نوک قله ی بیاعتمادی و بیاعتقادی تازه به این نتیجه میرسی که آغوش خدا چقدر قشنگ بود پسر!
الآن دقیقا تو همون وضعیتم که هرچقدرم خودم رو شاد و باانگیزه و قوی نشون بدم بازم اگه امام علی(ع) پشتم نباشه و بهم دلگرمی نده بیگمان با این حجم از فشار روانی دق میکنم.
تاریکی رو نمیشه با تاریکی از بین ببری ، فقط نوره که میتونه این کارو بکنه.
چجوری بگم؟! انگار با شوق دستمو کردم تو ظرف آجیل و فقط بادوم خاکی نصیبم شده.
اگه به اتوبوس نرسیدی،
شاید از یه تصادف نجات پیدا کردی؛
اگه قبول نشدی شاید از یه جای اشتباه
نجات پیدا کردی
اگه کسی ترکت کرد شاید داره جارو واسه کسی که قراره وارد زندگیت بشه باز میکنه
شاید جهان پشت چیزی که به نظر بدشانسی داره ازت محافظت میکنه
به مسیر های غیر منتظره اعتماد کن.