eitaa logo
گرافات‌شوریده‌یک‌گیاه‌سمی
11.9هزار دنبال‌کننده
480 عکس
79 ویدیو
1 فایل
درگیر اوصافِ علی(ع) ✨️ کسبِ حلال: @haramsessory «روبینو» هم تشریف بیارید. برنج خیس کردیم اونجا : https://rubika.ir/page/Ricablancamode آره همون دختره که تو اینستا شبهه جواب میده💚
مشاهده در ایتا
دانلود
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید یه روزی بتونم غمِ طلوعی که فهمیدم حاج قاسم رفته رو فراموش کنم؛ ولی هیچ وقت شبی که اینجا؛ یتیمیِ یک امت رو به چشم دیدم و از نمیدونم کجا اشک به چشمام نازل کردم و باریدم و باریدم و زجه زدم رو هیچ وقت فراموش نمیکنم. غم‌ش همیشه قراره گوشه قلبمو بسوزونه...
نمیدونم تاحالا متوجه ارتباط عجیب من با امام رضا شدید یا نه... ولی به طرز عجیبی همیشه اونه که مانع میشه قلبِ من «سکولار و بی‌جهت» بمونه. من مطمئنم خودِ امام رضا این سوز رو انداخت به قلبم. وگرنه من هنوزم از این نظام کینه و انزجار داشتم... هنوزم با همه چیشون مشکل دارم. ولی امام رضا از دلم پرده ها رو کنار کشید تا بتونم ببینم کجای جهان وایسادم و باید پای عَلَم کی بمونم... امام رضا که بگه تمومه. فلذا ارزشی و غیرارزشی ویچ کانتری ایز داگ فرام؟ امام رضا بهم دستور داده الان اینجا باشم و از این مرز و بینش حراست کنم.
به خودت میای می‌بینی ساعت ۷ صبح داری برای خامنه‌ای گریه می‌کنی؟ :))) فکر کنم این رسما یه جور معجزه‌ست.
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غمگین‌ترین لحظه‌ای که بهشت به خودش دیده بود. هیچ وقت اون صبح رو یادم نمیره...
گرافات‌شوریده‌یک‌گیاه‌سمی
:))))
من خیلی سخت گریه‌م میگیره. شاید به زور بتونی یه قطره اشک از چشمای من بچکونی. ولی اگر گریه کنم؛ عراقی گریه میکنم. من آدم آروم گریه کردن نیستم. ولی وقتی آروم گریه میکنم یعنی دردم خیلی نخ کِش شده. یعنی دردم خیلی به درازا کشیده که الآن به اینجا و به این نَشتی رسوندتم. شاید هیچ کسی باور نکنه ؛ اما من شب‌هایی رو تو زندگیم داشتم که با اشک سر گذاشتم روی بالش، آیه آیه ی قرآن رو لای بغضِ دوران بلوغم قورت دادم و گفتم: خدایا! از عمر من کم کن و به عمر این پیرمرد اضافه کن. ... درباره ی روزهای پرغبار گذشته؛ قطعا «تاریخ» بهتر از ما قضاوت خواهد کرد. من مدیونِ سالهایی که بهش شک داشتم نیستم. و نخواهم بود. ولی بابت آرزوهایی که تو ایامِ جوانی از خدا براش خواستم، مطمئنم که همیشه سرم رو به روی وجدانم بلنده. اما حالا و بعد از رفتنش؛ هرشب این چند ثانیه رو می‌بینم، حسی که ماه‌ها پیش در قلبِ محمودِ کریمی به سخره میگرفتمش، الآن حسرت قلبِ شوکه‌ی خودم شده. تمدنی که این مرد از خودش به جا گذاشت، تنی تنومند در مسیر فتح قله بود. استوار، پر از زخم و طعنه ولی رشید و ایستاده و امیدوار... حالا که از بین ما رفتته، تنِ تنومندِ ما به مثابه پیکری شده که سرش رو زدن ولی پیکر هنوز اینو باور نکرده. انقدر این پیکر در گیر و دارِ مصافه که هنوز متوجه نشده که آقا! دیگه سری به این بدن نمونده. و مطمئنم به حیرانیِ دلِ عباس « و وقف العباس متحیرا» نمیشه این امت... این پیکرِ بی‌ سر می‌دوه می‌دوه تا به امام زمانش برسه... رفتنِ خامنه‌ایِ شهید؛ از دلتای ایران "صحرای کربلا" ساخت. و حالا این تنِ بی‌ سر تا روز موعود می‌دوه و می‌دوه تا به موعود خودش برسه. و من اینو با خون خودم مینویسم و امضا میکنم که می‌رسه...
تازگیا هی میگن «برید رهبرتونو دفن کنید بوی جسدش کل خاورمیانه رو برداشت!» ولی شما به دل نگیرید بچه‌ها! تنِ امام حسین هم بعد از شهادت رو زمین موند، تنِ امام حسن هم حتی بعد از مرگ هم به به تیرِ عایشه ی ملعون آغشته شد. پیکر امام علی دفن شد ولی تا سالها محل دفن‌ش نامعلوم بود. خامنه‌ایِ شهید هم تدفین شده ولی تدفینِ موقت... تاخیر در تدفین علما و بزرگان، گاهی اوقات باعث خنثی شدن فتنه‌ها و آشکارتر شدن چهره ی شر میشه. برای ما که این مسئله طبیعیه. حتی بهتر از قبل نشون میده دشمن ما چقدر کثیفه که ممکنه حتی از پیکر بی‌جان اعاظم ما هم بترسه و بهش حمله کنه، اما یادتون نره که یزیدیا ذات‌شون در اینه که به زخمِ آدما نمک بپاشن...‌
اون فقط یه عکسه قرار نیست باهاش زار بزنی اون عکس :
طرف زده، اگه پهلوی نبود، الان همتون لباس محلی تنتون بود . خدایا صبر که بهمون نمیدی در برابر اینا لاقل یه کلاشیتکف بهمون بده...
من یه دونه اسلحه میخوام میخوام با پهلویچیا تسویه کنم.
حالا «نون به نرخ روز خور» ماییم یا شما؟
سوال اصلی اینه که خاک وطن چو رفت چه خاکی به سر کنم؟