پلوتوییهایِبیخانمان؛
من تسلیمم
مثلا من هارتس2هارتس و سونتین رو هیچ جوره نمیتونم با wave to earth و کورتیس جور کن--
پلوتوییهایِبیخانمان؛
مثلا من هارتس2هارتس و سونتین رو هیچ جوره نمیتونم با wave to earth و کورتیس جور کن--
جالب تر؟بجز اینا کلی آرتیست دیگه هم هس-
پلوتوییهایِبیخانمان؛
جالب تر؟بجز اینا کلی آرتیست دیگه هم هس-
مثلا لانا و د ویکند و تیلور یه بخش جدان کلا
پلوتوییهایِبیخانمان؛
مثلا لانا و د ویکند و تیلور یه بخش جدان کلا
اشکال نداره ما ادمای نادگم باحالی هستیم
هدایت شده از بهارنارنج متحرکᰨᰍ
از اینکه هنر با هوش مصنوعی قاطی بشه متنفرم حالم بهم میخوره کاش محو شه همچین چیزی از رو کره زمین
هدایت شده از امپراطورامیرسرشار⁴؛
پروندهٔ: پلوتوییهای بیخانمان.
اسمرمز: GUEST
لقب پلیس: مهمانِ بی خداحافظی
ظاهر:
زنی با استایل مرتب و ساده، لباسهای تیره و کلاسیک، موهای جمع شده و نگاه آرام اما خسته.
از آن آدم هایی که در یک مهمانی خیلی راحت گوشهای مینشینند و بیشتر مشاهده میکنند تا اینکه حرف بزنند. رفتارشان مؤدبانه است. ولی یک حس مرموز همراهشان دارند؛ همیشه چیزی را میداند که بقیه نمیداند.
شخصیت:
آرم و کم حرف.
بسیار مشاهدهگر.
اجتماعی، اما نه لزوما صمیمی.
به شدت مستقل.
از آدمهای که شلوغ و پرحرف زود خسته میشود.
در ظاهر سرد ولی در باطن احساساتش عمیق است.
به فضاهای دنج، شب، موسیقی آرام و خاطرات قدیمی علاقه دارد.
حضورش آرامش بخش است؛ غیبتش آزاردهنده.(خیلی موافقم)
جرم:سرقت خلوت.
قربانی ها را نمیدزدد؛ تنهاییشان را میدزدد.
خودش را به زندگی آدمهایی وارد میکند که فکر میکنند کسی کنارشان نیست، مدتی تبدیل به امن ترین آدم زندگیشان میشود و درست وقتی به حضورش عادت کردند، بدون توضیحی ناپدید میشود.
امضای جرم:
هربار ناپدید میشود، یک مهمانی نیمه تمام باقی میگذارد.
یک صندلی خالی، یک فنجان چای دست نخورده، چراغی که هنوز روشن است و یک یادداشت کوتاه: "مهمان بودم، نه صاحب خانه"
"سازمان اطلاعات و جرایم امپراطوری"
پلوتوییهایِبیخانمان؛
پروندهٔ: پلوتوییهای بیخانمان. اسمرمز: GUEST لقب پلیس: مهمانِ بی خداحافظی ظاهر: زنی با استایل م
من سگ سازمان اطلاعات و جرایم امپراطوریم