پلوتوییهایِبیخانمان؛
وطن یعنی نباید هیچکدام از اینها اتفاق می افتاد.
زنی که خودِ هنر است تکرار شدنی نیست.
نمیتوانی طرحی از روحش را برداری و آن خود کنی؛ او فراتر از آن است که به چشم آید؛ او یک احساس است.
هدایت شده از بادماراخواهدبرد
گاهی احساس میکنم در جهان جایی برای من نیست. همان طور که در جمع دیده نمیشوم و همان طور که در کوچه و خیابان نامرئی هستم و آدم ها به من تنه میزنند، احساس میکنم نیستم یا شاید هم نباید میبودم.
ای کاش واقعا نامرئی بودم. ای کاش گل قالی بودم، ای کاش نقشی بر دیوار بودم، ای کاش اشک چشم هایی بودم، ای کاش کلمه ای بر کاغذ بودم.