مخفیگاه شارلوت⭑
نه. ساده و سرراست بگویم. آنطور که حس میکردم با پیژامه توش راه میرم. کتاب را خواندم. آنقدر ساده بود
"پنج قدم فاصله "
نمیخوام ی یادداشت ادبی و اینطوری بنویسم پس به صحبت های غیر فاخرم گوش بدید😭:
شاید برای شما عجیب باشه ولی اولین کتاب تو ژانر عاشقانه برای من بود!(سم هستم بفرمایید هم بود ولی نصفه رها شد)
حس عجیبی نسبت به کتاب داشتم انگار قراره نصفه ولش کنم یا دوستش نداشته باشم! ولی خب رفته رفته یک جور هایی جذب میشدم به قلم نویسنده به شخصیت استلا شخصیت منظم قوی و مهربونش این حجم از استقامتش برای خانوادهاش برام عجیب و دوست داشتنی بود!
و ویل شخصیت بامزه ٔویل کاریکاتور
کشیدناش و شباهتش با گیلبرت برای من خب جالب بود! البته پایان کتاب یکم سردرگمم کرد و الان فهمیدم چیشد_
نمیتونم بگم تو ژانرش چه جایگاهی داره چون کتاب های دیگه ای از این ژانر نخوندم ولی این عشق نه کلیشه ای بود نه بچهگانه! جالب بود شاید از پنج ستاره سه تا بهش بدم⭐️⭐️⭐️ .
روز بدی داشتم یهجمله بگو تا پاشم و یک میلیون کار عقب موندمو انجام بدم
_
تو ی روز بد نداشتی چند دقیقه بد داشتی و اون نباید باعث بشه بقیه روزت رو خراب کنی✨
هدایت شده از -مرکب ِجامانده در باغ '
سلام و نور✨
یه تقدیمی جالبانگیز از مرکب جامانده در باغ ، هیس و مروارید قلب/
این پیام رو توی چنلای فاخرتون فور کنید ،
بآرونی ، از یک سوژه که وایبتون رو میده یه فیلم کلاسیک درست میکنه ،
آبی ِقرمز ، یه آهنگ از بمرانی مهمون گوشهاتون میکنه و
نرگس یه متن تقدیم نگاهتون میکنه.
برای تگهاتون : @Del_niyam