و از اونجا که خیلیییی برام مهم بود باید عرض کنم که من یکی از امتیازات سمپادی بودن رو به دست آوردم و با خانم یاوری عکس گرفتم🙏🏻
•Summertime sadness•
خیلی ناز بود بنده خدا😭
و متاسفانه من شبیه ریق افتادم تو همه ی عکسا🎀
•Summertime sadness•
کاملا جدی موقع برگشت به خوابگاه هفت نفره سوار یه تاکسی شدیم👊🏻
و همین خیلی خوش گذشت
من با بچه های استان بوشهر،خراسان رضوی،سیستان و بلوچستان همگروه بودم و لحجه ی همه شون رو گرفتم.
•Summertime sadness•
من با بچه های استان بوشهر،خراسان رضوی،سیستان و بلوچستان همگروه بودم و لحجه ی همه شون رو گرفتم.
خیلی همگروهی هامون رو دوست داشتم ایکاش با هم در ارتباط بمونیم😭
•Summertime sadness•
خیلی همگروهی هامون رو دوست داشتم ایکاش با هم در ارتباط بمونیم😭
واقعا دلم براشون تنگ شده باید بیشتر قدرشون رو میدونستم
•Summertime sadness•
من با بچه های استان بوشهر،خراسان رضوی،سیستان و بلوچستان همگروه بودم و لحجه ی همه شون رو گرفتم.
وای بچه ها یه حاج آقای اصفهانی خیلیییی بامزه بود همه عاشق لحجه اش بودیم😭🙏🏻
یه خانم راهبر هم با گروه ما بود که خیلی ناز و مهربون بود ولی هر وقت صحبت میکرد اینقدر آروم میگفت دلم میخواست رو دو ایکس گوش بدم.