•Summertime sadness•
من با بچه های استان بوشهر،خراسان رضوی،سیستان و بلوچستان همگروه بودم و لحجه ی همه شون رو گرفتم.
وای بچه ها یه حاج آقای اصفهانی خیلیییی بامزه بود همه عاشق لحجه اش بودیم😭🙏🏻
یه خانم راهبر هم با گروه ما بود که خیلی ناز و مهربون بود ولی هر وقت صحبت میکرد اینقدر آروم میگفت دلم میخواست رو دو ایکس گوش بدم.
•Summertime sadness•
وای راستی رفتیم پینت بال بعد یکی لحظه ی آخری تیر زد بهم😭
نمیدونم کدوم یکی از دوستام بود ولی خیلی نامردی🌷
•Summertime sadness•
و بله دوستان من حتی اینجا هم بد افتادم🎀
اکیپ کوسه ها شدیم با این استیکرا قشنگ🙏🏻
•Summertime sadness•
امروز بدترین روزی بود که میشد باشه
بچه ها ممنون میشم برای شادی روح همکلاسیم نفری یه فاتحه بخونید🖤
•Summertime sadness•
وقتی از مراسم برمیگردم خونه تازه میفهمم چی شده
واقعا دلم براش تنگ شده