eitaa logo
🇮🇷✨.♡.رو ب راه.♡.✨🇵🇸
928 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.9هزار ویدیو
55 فایل
اینجا مختص دخترای خفن و پایه‌اس🕶️🎀✨ از شیر مرغ تا جون آدمیزاد داریم براتون بازی🎲 چالش رمان📃 هیئت هفتگی حرفای سِکرِت🤫🤭 من اینجام 🙋🏻‍♀️ @batoroberaham ناشناسمون https://eitaa.com/nashenas_app/app?startap 🌱کانال رسمی هیئت دخترانه بنات‌الحیدر میبد
مشاهده در ایتا
دانلود
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طبیبم میشی حالا که بیمارم؟!💔🥺 🔸 @roberahi | روبه‌راه
23.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌻 داستان زندگی حضرت ام البنین 🌻 🔸 @roberahi | روبه‌راه
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سناریو خوبی بود😂 پ.ن: عاشق پشتکار خودمونم 🔸 @roberahi | روبه‌راه
🌻 (دعای مریم🙏) زمان موعود فرا رسید و مهمان ها وارد خانه مان شدند... برای لحظه آخر،خودم را در آینه چک کردم و چادر گلدارم را سر کردم و از اتاق بیرون آمدم... در بدو ورود،دایی جان آغوشش را باز کرد و بابا را بغل کرد،🫂 و خلاصه بازار ماچ و بوسه ها و دست دادن ها و احوالپرسی ها شروع شد... و نوبت به من رسید... دایی جان که اهل شوخی هست و من را که میبیند،خانم روان شناس روانشناس از دهانش نمی افتد... زندایی هم که مرا خیلی دوست دارد و همیشه ابراز محبتش ،خجالتم میدهد... پسردایی هم که باحجب وحیاست و به چشم پسردایی برادری ،جوان برازنده ای است... و اما راحله جان که مرا محکم در آغوش گرفت و طوری ماچش کردم که بنده خدا کم مانده بود لُپش از جا کَنده شود... گرچه داشت بهمان خوش می‌گذشت ولی من دلم میخواست بلند بلند حرف بزنم و بخندم و شوخی کنم و نوزاد راحله را بالا و پایین بندازم... اما خب، بایدجلو پسردایی و شوهر راحله مراعات میکردم... و من خیلی خانمانه روی مبل نشسته بودم و یک لبخند گوشه لبم... یک بار که با دوستانم رفته بودم سینما و مادر یکی از بچه ها با ما آمده بود... مدام به من می‌گفت تو چقدر دختر ساکتی هستی و مثل بقیه جنب و جوش نداری😑 و من متعجب از این طرز تفکر، دلم میخواست بگویم محجبه بودن و جلو نامحرم،کنترل هیجانات کردن اسمش ساکت و بی انرژی بودن نیست... بنده خدا اگر من را در خانه می دید،نظرش عوض میشد... با یک پر نارنگی که زندایی تعارفم کرد،رشته افکارم پاره شد... راحله نگاهم کرد و گفت تا بچه ام خواب است،نمیخواهی با هم گپ بزنیم و من از خدا خواسته،گفتم برویم اتاقم.... وارد اتاق که شدیم،شروع کرد به برانداز کردن اتاقم... نگاهش که به قاب عکس حاج قاسم و ابومهدی المهندس افتاد ،لبخندی زد وگفت:الهی من و تو هم شهید بشیم... و من چادر و روسری ام را که باز کرده بودم گذاشتم گوشه تخت و گفتم:شما مختاری اما من می‌خوام زنده باشم.... راحله نگاهی به من کرد وگفت:به به چه دختر خوش تیپی😎 خدایی راست می‌گفت:حسابی تیپ زده بودم و خوشگل شده بودم ،خصوصا جلو موهایم را که با دقت بافته بودم و با گیره تق تقی بسته بودم... به راحله گفتم:خوش تیپی آن هم زیر چادر و روسری عجب کار سختی... راحله صندلی جلو میز تحریرم را جلو کشید و نشست و با نگاه آرامش به من فهماند که بشینم... گوشه تختم نشستم درست رو به روی راحله... راحله گفت:من که دلم میخواهد نمیرم و شهید شوم حالا که تو نمی‌خواهی باشد برایت دعا نمیکنم و بعد دستهایش را بالا گرفت و گفت:خداجون این دختر عمه ی من،میخواد بمیره ها‌... حسابی حرصم درآمده بود،دستش را گرفتم و گفتم:نخیر،من دلم میخواد نمیرم،شهید شدن هم یه جور مُردنه، بعد دستهای خودم و بالا گرفتم و گفتم:خدایا من می‌خوام نمیرم ولی نمیشه راحله چشمکی زد وگفت:دختر خوب ،شهید که بشی،زنده میمونی منتهی تو دنیای دیگه ای... ✍نویسنده: شمس (یک عدد بنات الحیدری طراز😉) 📣 نشر داستان بدون ذکر آی دی کانال شرعا حرام است👈 نشربدید خوشحال میشیم البته با لینک 😁 🔸 @roberahi | روبه‌راه
مرسی که نظراتونو اینجا برامون میگید🥰😍 https://daigo.ir/secret/7364448151 بازم اگه انتقادی، حرفی،سخنی، نکته ای در رابطه با هیئت و برنامه هاش کانال رو ب راه و داستان مریم خانوم و... داشتید بگوشیم 👂🤗
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بی مایه فطیر است👌✅ 📚باید درس بخونید📚 اگر می‌خواهید.... 🔸 @roberahi | روبه‌راه
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌧 کاش باران بودی، که همه نگران نیامدنت می‌شدند...😥😓 🔅 اللهم عجل لولیک الفرج 🔸 @roberahi | روبه‌راه
‌اینجا سوئیس نیست ایستگاه راه آهن بیشه خرم‌آباده!😎 ایران مون زیباست و چیزی از سوئیس و امثالهم کم نداره. فقط حیف که ما بلد نبودیم زیبایی‌هاشو به رخ دنیا بکشیم! 🔸 @roberahi | روبه‌راه
🇮🇷✨.♡.رو ب راه.♡.✨🇵🇸
مرسی که نظراتونو اینجا برامون میگید🥰😍 https://daigo.ir/secret/7364448151 بازم اگه انتقادی، حرفی،س
سلام عزیزای دل❤️ اممممم خب حق دارید قرارمون این بود که مقطع ۱ و ۲ هیئت هفتگیشون جدا باشه اما استثنائا سه هفته رو با هم گرفتیم دو هفته اش بخاطر فاطمیه که مباحث کلا فرق داشت و راجب خطبه ی فدکیه بود... این هفته هم به علت شیوع آنفولانزا و بیماری مربی ها هیئت دو مقطع رو باهم برگزار کردیم البته با کیفیتی متفاوت😁 بدون حضور مربی ها😉 راستی چطور بود این هفته تنوعش رو دوست داشتید؟☺️ پ.ن: سعی مون بر اینه تحت هیچ شرایطی دیدار هفتگیمون تعطیل نشه😎 🔸 @roberahi | روبه‌راه
✨ "امیدواری" خیلی حس عجیبیه! وقتی امید داری، دنیا در نگاهت خوشرنگ و شادابه، و یک لحظه هم دست از تلاش برنمی‌داری😊💪🏻 اما امان از ناامیدی!! چنان دنیا رو در نگاهت سرد و بی‌ روح می‌کنه ،که دیگه انگیزه‌ای برای زندگی نمی‌مونه😢 پناه ببریم به خدا💗 از تمام ناامیدی‌ها؛ که منشأ به وجود اومدنش شیطانه!! 🔸 @roberahi | روبه‌راه
طنز 🤣🦠ویروسی🦠 🔸 @roberahi | روبه‌راه
میگفت:یہ‌جوری‌باش‌کہ سرنوشتت‌هرچی‌شد ختم‌بہ‌امام‌زمان‹‌عج›بشہ⛅️!• 🔸 @roberahi | روبه‌راه