هدایت شده از 𝗥ׁᥲׁh𝗻ᥲ𝘇 ִֶָ࣪ ☆⠀۪
رهاابر ؛ ویهانفتحی ؛ نیایشفرزین ؛ سارینامقادیان ؛ آیدافتحی² ؛ مهرسان ؛ لیلا :))
شبتونبخیرعزیزکام 💝 .
رهاابر ؛ ویهانفتحی ؛ نیایشفرزین ؛ سارینامقادیان ؛ آیدافتحی² ؛ مهرسان ؛ لیلا :)) شبتونبخیرعزیز
من دیگه باید قربونت برم🙂🤍
رمان : خیانتی بزرگ😶🌫
پارت : 5
فردا :
رهام : امروز دوباره باید برم .
ولی این جمله ی اقای یونسی که گفت « من هنوز جواب سوالم رو نگرفتم . » برام عجیب بود .
یعنی چی که هنوز جواب سوالش رو نگرفته ؟
چند دقیقه تو همین فکرا بودم که یهو فهمیدم ده دقیقه دیر کردم .
سریع لباسامو پوشیدم.
هرچی دنبالِ سوئیچم گشتم پیداش نکردم.
نگران شدم که نکنه تو ماشین جا گذاشته باشمش.
یهو مسعود زنگ زد. جوابشو دادم.
مسعود : داداش رهام سلام.
رهام : سلام خوبی؟ چیشده؟ من عجله دارم سریع بگو حرفتو.
مسعود : داداش ماشینتو نمیخواستی دیگه ، نه؟
رهام : چرا میخوام. ولی نمیدونم سوئیچم کجاست.
مسعود : داداش ببخشید ، بخدا شرمندتم.
رهام : چته باز چیکار کردی؟
مسعود : میگم ، ولی ج.ر.م نده.
رهام : بگو دیگهه
مسعود : میخواستم با دلسا برم بیرون ، ماشینِ خودم تعمیرگاه بود دیگه ماشینِ تورو برداشتم.
رهام : مگه امیر ، رایان ، کمیل ، فرهاد ، گرجی ماشین ندارن؟ چرا باید ماشینِ منو بگیری اخههههه
مسعود : امیر خان که خسیسِ نداد. رایان هم که با غزل جونش بیرونه. کمیل هم رفته شهرستانشون. فرهاد هم ماشینش وسط راه خاموش میشه. گرجی هم که میشناسیش🗿
رهام : اخه الان من چیکار کنم؟ دودیقه با دلسا جونت بیرون نمیرفتی اتفاق خاصی نمیافتاد.
اصلا میمیری اگه نمیرفتی؟
الان من چیکار کنم؟ باید برم بیرون خیلی هم عجله دارمممم
مسعود : بازم میگم شرمنده. میخوای برات اسنپ بگیرم؟
رهام : اره دیگه باید بگیری. پولشم باید خودت بدی.
مسعود : باشه حله خدافظ.
رهام : . . .
༺ཌ༈༈ད༻
ادامه در پارت بعدی . . . 💅
✧ ☽
𝙇𝙄𝙉𝙆: @rohamlovers
هدایت شده از <𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒚>
⊰ یهصورت...
یهچک...
•––––♡––––•
طُحَبسِاَبَـدخُوردیتوقَلبَم؛🫀
ᴄʜᴀɴᴇʟ @macan_familyy
ولی نخل بی سر . . . :)))
✧ ☽
𝙇𝙄𝙉𝙆: @rohamlovers