بعد از عقد یه روز مادر شوهرم با ذوق زنگ زد گفت با پدرشوهرت رفتیم براتون کارت عروسی انتخاب کردیم و سفارش دادیم...اصلا حق رو به من نمیدادن و میگفتن حالا مگه چی شده یه کارته اما تو دل من مونده😪چون حتی شعر هم انتخاب کرده بودم برای کارت،ولی اونا شعر مد نظر خودشون رو دادن 🙃
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
صبح عروسیمون بود فامیل شوهرم خونه مادرشوهرم جشن پاتختی گرفتند ولی به من گفتند نیا زشته تازه عروسی😂، ولی شوهرمو بردند، مهمونی هم زنونه بود😂 بعدشم با فامیل نزدیک رفته بودند باغ پدرشوهرم و اونجا ناهار خورده بودند، شوهرمم زنگ زد گفت ناهارتو بخور من دیرتر میام، اجاق گازمونم وصل نبود حالم گرفته بود هیچی نخوردم، عصر با یه بادکنک صورتی اومد 😂
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
376.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی از دست همسر و خانواده همسرت خسته شدی😂
@rohesabegh
https://eitaa.com/rohesabegh/6508
اونوقت من .....
یک ماه بود به عروس و پسرم التماس میکردم تورو خدا برید کارت سفارش بدید . دیر میشه ها....
آخرشم یه روز عروسم با خجالت گفت : نمیشه اینم زحمتشو بدیم به شما ؟ به خدا ما وقت نداریم . بعدشم وقتی از مغازه کارت فروشی براش چندتا عکس فرستادم ، گفت فرقی نمیکنه . هرچی شما انتخاب کنی خوبه .😉😉😉😉
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
هیییی عروس نمونه گفتیم تا کی؟
نوبت آقایونه دیگه!
یادت میاد اونبار که شوهرت خواست داماد نمونه باشه ولی تهش شد سوژه خنده فامیل؟
یه سوتی، یه خرابکاری، یا یه سؤتفاهم ناب که هنوزم یادش میافتین قهقهه میزنین؟
🌿کوتاه مختصر مفید بفرست برای لینک ناشناس
📮https://daigo.ir/secret/7334972860
📮https://daigo.ir/secret/7334972860
همسر من تو جلسه اول خواستگاری متوجه شد مامانم بستنی سنتی و فالوده شیرازی دوست داره، جلسه بعد با دسته گل و فالوده بستنی اومد😆
قشنگ کدخدا رو دید ... 😍
#مخاطب
#خاطرات_سمی
آقایون مجرد کانال دفترچه ها رو در بیارین برا نت برداری
@rohesabegh
شوهرم خواست جلوی عمه ی بابام خودشیرینی کنه گفت ان شاءالله ۱۰۰ سال زنده باشید، یهو مجلس رفت رو هوا😂😂
بیچاره نمیدونست الانم ۹۹ سالشه
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh