eitaa logo
| روح ِ خانم ِ ایکس | 🇮🇷
101 دنبال‌کننده
178 عکس
45 ویدیو
0 فایل
In the name of allah 💗>> یک‌گوشه‌ای‌دورازاحوالات‌دنیاکه‌برات‌چایی‌ریختم☕️ ورود!؟ درصورت به همراه داشتن کلاشینکف آزاد می‌باشد! کپی؟ فور + ۳ صلوات برای ظهور ـ #تابع‌قوانین‌کشورم‌ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
بنده یک توضیح ِ مختصری مربوط به رمان‌نمون بدم ؟ نویسنده‌ی این رمان بنده نیستم ، پس اسم نویسنده از اثر حذف نشه❌ برخی از وقایع ِ این رمان کاملا خیالی میباشد. داستان برداشته شده از یک واقعیته اما عیناً کپی برداری از واقعیت نیست! پارت گذاری هم به این صورت هست که روزی ³ پارت از رمان‌مون در کانال گذاشته میشه🌱 دیگه حرفی نمی‌مونه امیدوارم از خوندش لذت ببرید 💘 - @Rohmans ☕️ -
توضیحاتِ‌تکمیلی‌رمان : نام رمان: بچه مثبت * خلاصه: <<سامیار>> پلیس هست و یه مأموریت بهش داده می شه که فقط با کمک دختر عموی15 ساله خیلی شررررر و شیطونش <<سارینا>> می تونه حل بشه! سامیار خودشو حسابی بدبخت می دونه چون قراره تمام مدت با یه دختر خیلی شر سر کنه که کلی با خودش متفاوته! خودش ساکت و دختر عموش دست شیطون و از پشت بسته! ولی راهی نداره وسط این قضیه ها حس هایی به سارینا پیدا می کنه که.... * _ سارینا چه بلاهایی سرش میاره🙈 - @Rohmans ☕️ -
ࢪمآن⇩ 👀بچھ‌مثبٺ👀 به قلم بانو ═════════════════════ سارینا طبق محاسباتم الان که خانوم شاهینی داشت می رفت سمت تخته باید پاش می رفت روی روغن محلی که کف کلاس ریخته بودم و با لگن می خورد زمین. الهی که به حق پنج تن فقط و فقط تا7 ماه این لگن ش خورد بشه تا این مدارس تمام بشه من از شرش راحت بشم بعد دوباره خوب بشه و با تندرسی به زندگی ش ادامه بده. اخ چقدر من معصوم و مظلومم خدایا می شه خواسته به این کوچیکی مو براورده کنی؟ ادامس مو باد کردم و بهش خیره شده. یک دو سه و شتررررررق. یاخدا بهش نمی خورد انقدر سنگین باشه لامصب انگار بمب ترکید انقدر افتادن ش صدا داد. فکر کنم کاشی های کف کلاس ترک خورد از وسط و خرج گذاشته رو دست اون مدیر ابرو قشنگ! یهو چنان فریادی زد که کرک و پر نداشته ام خدا شاهده ریخت. منم که زود دلم می سوزه از بس مظلووومم خداوکیلی یکم اب از بطری زیر میز ریختم تو دستم و به طور خیلی اکولوژیک ریختم تو چشام که تا فیها خالدون م سوخت چه سوزی داد ها. بلند شدم با دو سمت ش رفتم و که اب از چشام سرازیر شد یعنی مثلا من گریه می کنما ها مثلا! و جیغ زدم: - ⠀- @Rohmans ☕️ -
| روح ِ خانم ِ ایکس | 🇮🇷
ࢪمآن⇩ 👀بچھ‌مثبٺ👀 به قلم بانو #پارت_1 ═════════════════════ سارینا طبق محاسباتم الان
ࢪمآن⇩ 👀بچھ‌مثبٺ👀 به قلم بانو ═════════════════════ - واییی خانوم شاهینی چی شد واییی. سریع با دو رفتم تو دفتر و درو باز کردم یکم به خودم فشار اوردم بیشتر اشک بریزم و رو به مدیر ابرو قشنگ گفتم: - واییی خانوم مدیر خانوم شاهینی افتاده زمین داره ناله می کنه! سریع با گاری چی ببخشید! ابدارچی به خدا از بس گاری دستش بود خاک و خل های مدرسه رو جمع می کرد بلانسبت فکر می کردم گاریچی هست! وارد کلاس شدیم و خانوم مدیر گفت: - یا خدا پاش شکسته باید ببریمش بیمارستان. گاریچی گفت: - نمی تونن بلند شن که الان می رم گاری مو میارم با اون سوار ماشین تون بکنیمش. ابرو قشنگ با خشم گفت: - اقای حسینی چی می گی! گاری چیه مگه من و شما می تونیم ایشون و بلند کنیم؟ زنگ بزنید امبولانس. فری و زری تازه از توالت رسیده بودن و با دیدن حال و روز این شاهینی خدا زده الکی شروع کردن گریه کردن. خدایی رفیق یعنی همینا نمی دونم این اشکا رو از کجا اوردن. منم ادای گریه کردن و دراوردم والا خو اشکم نمی یومد. - @Rohmans ☕️ -
| روح ِ خانم ِ ایکس | 🇮🇷
ࢪمآن⇩ 👀بچھ‌مثبٺ👀 به قلم بانو #پارت_2 ═════════════════════ - واییی خانوم شاهینی چی ش
ࢪمآن⇩ 👀بچھ‌مثبٺ👀 به قلم بانو ═════════════════════ بلاخره امبولانس اومد و شاهینی پاشکسته رو برد و مدیر رو به ما گفت: - خداروشکر معلم به این خوبی دانش اموز های خوبی مثل شما رو داره برید دخترا برید داخل. من طبق معمول با این زبون خوشکلم گفتم: - لطف دارید خانوم همش به خاطر تربیت و نحوه مدیریت شماست. اینم فاز برش داشت فکر کرد من راست می گم و لبخند ژکوند زد رفت تو. ما هم ته مدرسه رفتیم و برای خودمون شاهینی پا شکسته رو مخاطب قرار دادیم و براش اهنگ سرودیم! شاهینی پا شکسته بدجور تو گل نشسته خدا زدش بد جوری ای کاش دیگه پا نشه فاطی یا همون فری خودمون ظرف غذای استیل شو زیر دست های طلایی ش گرفت و شروع کرد به بزن و بکوب توی کلاس. منم دکمه های مانتومو باز کردم و رفتم وسط داشتم قر می دادم. زهرا هم خواننده امون بود و داشت می خونید: - سیا دخته هاجرو خودمو تو گل می پلکونم محض رضای دخترون خودمو تو گل می پلکونم اصغر و کبرا نانای اکبر و صغرا نانای . . - @Rohmans ☕️ -
³ پارت از رمان ِ‌مون خدمتتون ☕️ - @Rohmans ☕️ -
| روح ِ خانم ِ ایکس | 🇮🇷
اونافقط‌معترض‌‌بودن : 🗿 - @Rohmans ☕️ -
. عاره اونا فقط حق‌شون رو میخواستن همین! حق‌شون ُ اینجوری بهشون میدن که خون بریزن، عاره اونا جاوید‌ناما هستن اونا فقط دنبال ِ آبادانی و آزادی کشورشون بودن عاره اونا . . یاد ِ همه‌ی شهدای ۱۸ و ۱۹ دی تا ابد جاویده🖤! - @Rohmans ☕️ -
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا