گر چه بد رفتی و بد کردی و بد خواهم دید
گرچه با خون ِ خودم پشت دلم داغ زدید
با توام ای خط ِ ابروی ِ کج ِ در تهدید
باز با این همه هر وقت غمی شیهه کشید
من همین نبش ِ چنار و چمنم فکر نکن
اولین مرحله ی عشق دگردیسی بود
یعنی از من به تو رفتن، به تو محدود شدن
یعنی از شاخه تبر، از تبر اَلوار سپس
خُرده هیزم شدن و عاقبتش دود شدن:)...
روجآ
کنسر ، یه بخشی از بیخوابیهاش تقصیر توئه.
بیخوابی خودمون کم بود بی خوابی بقیه هم میندازن گردن ما