eitaa logo
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
1.7هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
4.9هزار ویدیو
22 فایل
"و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند" ٫ کپی‌وایده‌‌برداری‌ازرمان‌‌؟راضی‌نیستم‌حتی‌از‌اسم‌رمان!! ازفعالیت‌ها‌‌مجازبه‌جزکپی‌ممنوع‌ها‌ و‌پشت‌سرهم‌کپی‌نشه🚫 ناشناس‌زیرنظرمدیر https://eitaa.com/nashenas_app/app
مشاهده در ایتا
دانلود
(﷽‌تکیـہ گــــــاـہ امن‌ٖؒ﷽) ...............✨فلش بک گذاشته یک ماه بعد ✨ ستایش: آقای حسینی. بابا رو راضی کرده بود برای خواستگاری بیاد خودش تنها قرار بود بیاد خانواده اش تو زلزله رودبار از دست داده بود خودم راضی نبودم قرار بود امشب همه چیز تموم بشه جواب منفی جلو بابا بهش بگم دیگه ول کنه هیچوقت راضی به دل شکستن کسی نبودم نیستم ولی این بار باید می‌شکست نمیخواستم زندگیش پیش کسی که زنده موندش معلوم نیست بمونه یا نه خراب بشه زنگ خونه زده شده بابا درو باز کرد اومد داخل با حجب و حیا نشست روی مبل قرار بود جواب منفی بشنوه نه کمتر نه بیشتر ....... چایی گرفتم سمتشون آروم از داخل سینی برداشت گذاشت روی میز آقای عبدی: رسول جان راستش ستایش راضی به این ازدواج نیست. نمی‌دونم چطوری بگم متاسفم نتونستم کار کنم رسول: آقا اگه من مشکلی دارم بگین درستش کنم صبر میکنم تا هر موقع خودشون گفتن ستایش: آقای حسینی جوابم واضح بود منفی رسول: آقا با اجازه من برم دیگه موندم دیگه فایده نداره جوابشون عوض نمیشه آقای عبدی: رسول چایی نخوردی ؟ رسول: نه ممنون با اجاره 👋یاعلی از خونه آقای عبدی زدم بیرون رفتم سمت ماشین در باز کردم سرم گذاشتم روی فرمون هیچوقت فکر نمی‌کردم این طوری شکست بخورم ... تصمیم گرفتم همین جا پشت فرمون باشم تا ستایش خانم از خونه بیاد بیرون ....... ...........................✨چند ساعت بعد ✨ ستایش: همراه با بابا از خونه رفتیم بیرون قرار بود یکم پیاده روی کنیم پدر و دختری از خیابون اصلی رفتیم سمت پارک ده دور دور پارک زدیم به نفس نفس افتاده بودیم ولی هیچکدوم به خنده های بابا و خودم نمی‌رسه بابا من برم تو آب کوچیک بگیرم از سوپرمارکت بیام ........ آقای عبدی: باشه عزیزم منتظرت هستم ستایش: پول دو آب حساب کردم اومدم بیرون از خیابون داشتم رد میشدم که با صدای داد کسی چادرم کشید افتادم روی زمین ......... به اون طرف نگاه کردم آقای حسینی بود روی زمین و آسمون معلق بود محکم روی کاپوت ماشین خورد ۵۰متر اون طرف تر افتاد روی زمین آروم رفتم سمتش مردم دورمون جمع شدن از دست و سرش خون‌ریزی داشت آقای عبدی: ستایش دیر کرد رفتم سمت سوپرمارکت ولی تو خیابون شلوغ بود جمعیت جمع شده بود دست و پاهام گم کرده بودم میترسیدم نزدیک بشم ولی جمعیت کنار زدم با دیدن ستایش که چادرش خاکی دست های پوستش رفته رسولی که غرق خون چشمای رسول باز بود به چشمای ستایش نگاه کرد رسول: ع........ش........قم با......و......ر........ک........ر.......د.......ی جو...........نم.........به..........خا.............طر.......ت گذ.......ش.......تم ا......لا........نم.........حا.....ضر......... ن......ی....ست......ی.......با........هم.........با......شیم.........؟؟ ستایش: تروخدا حرف نزن باشه فهمیدم دوستم داری باشه میمونم کنارت فقط از هوش نرووو صدام می‌شنوی رسول: خوش حال شدم که بلاخره قبول کرد لبخندی روی لبم نشست صدا ها کم‌کم برام مبهم شده بود دیگه چیزی نفهمیدم آقای عبدی: ستایش دخترم آروم باش حالت بد نکن خوب میشه نکن با خودت ستایش: بابا داشتم از خیابون عبور میکرد یکدفعه چادرم کشید افتادم خودشو سپر من کرد 😭 بابا به خاطر من خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا نگیرش. توروخدا این امتحان نکن ........................................................................... .پ.ن1*: تصادف رسول پ.ن2*: امتحان خدا با ستایش با رسول ایثار کنم؟ یعنی که چشمم را ببندم؟ دنیای غم باشم ولی بر غم بخندم؟ تو غافل از من باشی و من بی توقع، مرداب باشم؟ بی صدا باشم؟ بگندم؟ 🥀🖤🔐
رفقا داوود کیم مهمان برنامه محفل همین الان در حال صحبت هست 😉 پیشنهاد میکنم سریع بزنید شبکه ۳ و برنامه رو ببینید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
http://j.mp/2b8SXi3 جزء چهارم قران کریم خوشحال میشم اگه گوش دادید برای ظهور اقا دعا کنید و بهم داخل پیوی پیام بفرستید @amnaty ☝️🏻 😎 {https://eitaa.com/romanFms}
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻ماجرای لباس داوود کیم و جمله "SAVE GAZA" چیست؟ داوود کیم، خواننده تازه مسلمان شده کره ای: 🔸ما در کره اعتراضات بسیاری درباره آزادی فلسطین و حقوق غزه داریم 🔸من به این اعتراضات ملحق شدم چون در اسلام ما یک امت هستیم و اگر مسلمانی از ما کمک بخواهد باید به کمک او بشتابیم 😎 {https://eitaa.com/romanFms}