eitaa logo
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
4.4هزار ویدیو
22 فایل
"و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند" ٫ کپی‌وایده‌‌برداری‌ازرمان‌‌؟راضی‌نیستم‌حتی‌از‌اسم‌رمان!! ازفعالیت‌ها‌مجازبه‌جزکپی‌ممنوع‌ها🚫 ناشناس‌زیرنظرمدیر https://eitaa.com/nashenas_app/app
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
_
-چه‌خوش‌گفت‌شاعرشیرین‌سخن ! +چه‌گفت؟ -دلمان‌یڪ‌بغل‌سیرحرم‌میخواهد❤️‍🩹:))!
حسود نیستماااا ولی خوشبحاله اونی که الان کربلاست:)💔
خداتنهاترین‌تنهایی‌است‌، که‌در‌اوج‌تنهایی‌هایت‌ ؛ تورا‌تنها‌نمیگذارد؛)
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
_
هميشه كاري كن كه اگه خدا تو رو ديد خوشش بياد، نه مردم ! _شهيد ابراهيم هادي
🥀🌺🥀🌺🥀🌺 🌺🥀🌺🥀🌺 🥀🌺🥀🌺 🌺🥀🌺 🥀🌺 🌺 ♡نفس آخر♡ part: 28 «کماکان داوود» امید به طرف اتاق پاتند کرد منم چون دوییده بودم نفس نفس میزدم،سرعتمو کم کردم و پشت سر امید به طرف اتاق رفتم. . تلفنم و برداشتم و شماره اقا محمد و گرفتم ازش خواستم بیاد پایین. . . سلام اقا.. سلام داوود چیشد یهو؟ راستش اقا نمیدونم چیشد خواب رفتم.. ۱۰ نگذشته بود که با صدای ناله رسول از خواب بیدار شدم. وقتی بهش دست زدم داغ بود. رفتم و امید و خبر کردم.. الان تو اتاقه داره معاینش میکنه. ای وای من هوففف رسول چکار کردی با خودت. باشه ممنون داوود میتونی بری به کارت برسی. برم! اقا اگه میشه بزارید بمونم. حداقل تا وقتی که امید بیاد ببینم چی میگه. باشه فقط تا وقتی که امید اومد بیرون و صحبتاشو شنیدی.. چشم اقا ممنون. . . چند دقیقه بعد امید بیرون اومد و گفت: امید: سلام اقا.. محمد: سلام امید چیشد؟ امید: اقا راستش.. تبش خیلی بالا بود تب بر براش زدم..اما وضعیت خوبی نداره. با توجه به وضع قلبش این تبی که کرد خطر ناک بود..خدا بهش رحم کرد. همش داره اسم شمارو میگه.. بنظرم برید پیشش باهاش حرف بزنید.. سعی کنید بیدارش کنید. اما اروم طوری که نترسه! محمد: ممنونم امید جان چشم خسته نباشی. داوود شما هم به قولتون عمل کنید. داوود: چشم اقا فعلا ادامه دارد..... ☆☆☆☆☆ پ.ن: حرفی ندارم 😶‍🌫 ☆☆☆☆☆ 📝به قلم: هدی و محنا بانو ❌کپی و یا حتی فوروارد از رمان ممنوع ❌
هیچ وقت دست از تلاش برندار. هیچ وقت باور كردن را فراموش نكن. هیچ وقت تسلیم نشو. بالاخره روز تو هم فرا می‌رسه.🍃🤍 سلام صبحتون بخیر 🤌🏻